گروه اجتماعي، نگار حسيني؛ مدت ها پيش دکتر اسماعيل کهرم، متخصص حيات وحش و مدرس دانشگاه، در مصاحبه اي گفته بود که ريشه خسارت هاي وارد شده به اکوتوريسم، فقدان برنامه ريزي صحيح و بلندمدت در اجراي طرح ها و برنامه هاي اقتصادي است که مبحث اکوتوريسم را هم شامل مي شود. در گفت و گويي کوتاه از او مي خواهيم در خصوص اين گفته توضيحات بيشتري بدهد.
***
استاد کهرم مي گويد؛ «ببينيد، شايد بعضي چيزها را بشود وارد کرد، اما منابع اصلي محيط زيست مانند هوا و خاک را نمي توانيم وارد کنيم. يعني ما بايد آن مناطق در اختيار را به خوبي استفاده کنيم. طبيعت و منابع طبيعي از آن عناصر محيط زيست هستند که در اين مملکت به وجود آمده اند و بايد در اين مملکت مصرف شوند. منتها چه مصرفي؟ اگر بخواهيم مانند 40 ، 50 سال گذشته سرگشته و مفتون توسعه و ساخت و سازهاي بي رويه بدون آينده نگري باشيم، چيزي از منابع طبيعي باقي نمي ماند. مبناي اکوتوريسم بر طبيعت گردي است يعني مردم از ايران و ساير کشورها مي آيند پديده هاي طبيعي مانند جنگل، کوير، ساحل دريا، دره، کوه و غار را ببينند. اگر ما در اثر بي دقتي و بي توجهي و عدم برنامه ريزي اينها را از دست دهيم، مردم بيايند چه چيزي را ببينند؟
منابع طبيعي مملکت تجديدناشدني است. ما اگر چشمه آب گرم را از دست دهيم، تجديد نمي شود. جنگل هاي مازندران يکي از اين منابعي است که قابل تجديد شدن نيست. اگر غار عليصدر را به يک نمايشگاه با سنگفرش و سيمان و بتن، تبديل کنيم، ديگر قابل برگشت نيست. براي اينکه از اين منابع طبيعي که اکوتوريسم بر پايه آن قرار گرفته است، و براي حفظ اينها از دستبرد تجاوزهاي دست انسان بايد ضوابط و مقررات داشته باشيم. يعني بايد ضوابطي باشد که تعيين کند ما چطور با اين پديده هاي طبيعي برخورد کنيم که خود ما از آنها استفاده ببريم و براي آينده هم چيزي باقي بگذاريم. اگر پدران ما همه چيز را از بين برده بودند، براي ما چيزي باقي نمي ماند.»
وقتي از او در مورد اين ضوابطي که بدان اشاره مي کند در ساير نقاط دنيا مي پرسيم در پاسخ مي گويد؛ « تعيين ظرفيت تحمل مناطق حفاظت شده بسيار مهم است. براي مثال در نخستين پارک ملي جهان يعني Yello stone در امريکا بايد 10 سال در ليست انتظار بمانيد تا اين که بتوانيد از اين پارک ملي ديدن کنيد. بعضي از افراد حتي مي ميرند و نوبت به آنها نمي رسد. خود من دو سال ديگر مي توانم از اين پارک ديدن کنم. اما اگر درش را بازمي گذاشتند که هرکس هر وقت دلش خواست از اين پارک ديدن کند تا امروز چيزي از آن باقي نمي ماند.
آنها پس از مشاهده به اين نتيجه رسيده اند که براي مثال شبي حدود 25 تا 35 نفر بيشتر نمي توانند در اين منطقه چادر بزنند. اين ظرفيت تحمل محاسبه شده است. براي محاسبه اين ظرفيت حساب کرده اند که براي اينکه اين عده در پارک بخواهند چادر بزنند و بمانند، لازم است حدود 40 قاطر بارهاي اينها را جابه جا کند. رفت و آمد بيش از اين تعداد موجب از بين رفتن پوشش گياهي، فرسايش خاک و پديده اي به نام ناوداني شدن زمين مي شود. در اين پديده خاک پايين مي رود و گود مي شود. اينها محاسبه شده است.»او از نبودن چنين ضوابطي در ايران گله مند است و مي گويد؛ «ما اما در مناطق حفاظت شده مان چنين چيزي نداريم. ما به صورت يک عادت بد، دو هزار نفر را به کوه سبلان مي فرستيم. مي شود مطمئن بود که ناله کوه دماوند زير قدم هاي اين افراد در مي آيد. زير پاي اين افراد همه پوشش گياهي از ميان مي رود. ما هنوز عادت داريم در کوه پشت سر هم راه برويم. ما در کوهي پراکنده راه مي رويم که پوشش گياهي وجود دارد و در آن پرندگان تخم مي گذارند و خزنده ها زندگي مي کنند، يا مثلاً 25 اتوبوس براي ديدن کوير مرنجاب مي رويم. اينها براي اين است که در ايران محيط زيست متولي ندارد، در حالي که اين ضابطه ها را سازمان محيط زيست بايد انجام دهد.»
کهرم در پاسخ به اين سوال که به عقيده او چرا سازمان حفاظت محيط زيست اين اقدام را انجام نمي دهد، مي گويد؛ «چون محيط زيست در اين مملکت در اولويت نيست. اگر در اولويت بود، دولت اين مشکلات را جدي مي گرفت و به سازمان بودجه، امکانات و پرسنل مي داد که بتوانند اين حفاظت را به خوبي انجام دهند. حالا فرض کنيد با همين شرايط سازمان حفاظت محيط زيست بخواهد مقررات بگذارد. در کوير مرکزي ايران در يک ميليون هکتار مساحت، 4 ماشين براي گشت زني هست که هميشه دو تايشان در تعميرگاه هستند. بعد از سهميه بندي بنزين و با روزي 10 ليتر و حداکثر 10 ، 12 محيط بان چه کاري مي توان انجام داد؟
پيشترها از اسب استفاده مي شد. در حال حاضر اما نگهداري اسب کار سختي است و تجهيزات نياز دارد، در حالي که محيط بانان بچه هاي شهر هستند که نمي توانند از اسب استفاده کنند. آن روزها يکي از شرايط استخدام مهارت در سوارکاري بود.»
استاد کهرم مناطقي را به ياد مي آورد که سال ها پيش از مناطق مهم اکوتوريستي بوده اند و امروز چيزي از اينها باقي نمانده است. او مي گويد؛ «جايي مانند خوش ييلاق. سال ها پيش در منطقه خوش ييلاق وقتي من با اسب راه مي رفتم به همراه يک شکاربان، به دليل بلند بودن علف ها شکاربان ديده نمي شد اما حالا آن زمين آن مکان شبيه آسفالت شده است. يک خاک سخت و متراکم. درياچه اروميه در حال خشک شدن است. 14 سد روي رودهايي زده اند که قرار است به اين درياچه سرريز شود. اين درياچه 7 ميليارد متر مکعب در سال آب مي خواست. ما اين آب را قطع کرده ايم اين است که حالا ارتفاع درياچه اروميه 6 متر پايين رفته است در حالي که حداکثر عمق آن 12 متر بوده است.»
او به عنوان يکي از راه هايي که مي توان توريسم روستايي را گسترش داد بي آنکه به محيط زيست آسيب برسد، با استفاده از تجربه شخصي اش مي گويد؛ «سال ها پيش به همراه استادم کشورهاي در حال توسعه را گشتم تا به مردم اين کشورها در مورد توسعه پايدار چيزي بياموزم. کار ما اين بود که مي رفتيم در روستاهايي که به لحاظ توريستي جذاب بود، مردم را تشويق مي کرديم که يکي دو اتاق را در خانه هايشان براي ورود توريست ها آماده کنند. يخچال، گاز، رختخواب تميز. اين يعني توريسم روستايي. اساساً اکوتوريست ها افرادي هستند که از بودن در طبيعت لذت مي برند و به آن احترام مي گذارند و آسيبي وارد نمي کنند. اين است که براي مثال توريسم روستايي نيازي به هتل چندستاره ندارد که براي ساختن آن محيط زيست نابود شود،»