920 شماره
چهارشنبه، 10 مرداد 1386
صفحه نخست :: فرهنگ :: جامعه
مسوولان پس از 27 سال تخريب درياچه اروميه، به نتيجه رسيدند
توسعه پايدار امکان پذير است

درياچه اروميه در شمال غرب ايران با متوسط مساحت 500 کيلومتر مربع در حوزه آبخيزي به گستره 51876 کيلومتر مربع در ميان دو آذربايجان يکي در غرب و ديگري در شرق آن سال هاست که زخم هاي بسياري را تحمل مي کند.اين درياچه دومين درياچه بزرگ آب شور جهان و بزرگ ترين درياچه داخل ايران است و به دليل شرايط منحصر طبيعي و اکولوژيک از سال 46 تحت حفاظت و در زمره پارک هاي ملي قرار گرفته. درياچه اروميه در سال 1354 در گروه تالاب هاي بين المللي سايت رامسر انتخاب شد و از سال 56 عنوان ذخيره گاه بيوسفر يونسکو را هم کسب کرد.در حال حاضر 27 گونه پستاندار، 212 گونه پرنده، 41 گونه خزنده، 7 گونه دوزيست و 26 گونه ماهي حيات وحش جانوري اين تالاب را تشکيل داده که در نوع خود يکي از تنوع هاي قابل توجه جانوري است.


اروميه، فرشيد فاريابي؛ درياچه اروميه از منظر هاي مختلف اقتصادي، اجتماعي و علمي داراي اهميت است. با اين همه در کمال تاسف و ناباوري اين تالاب بين المللي با تهديدها و مسائل بسياري درگير است.

تشديد فعاليت هاي کشاورزي، بهره برداري از منابع آبي حوزه آبخيز، ساخت بزرگراه بر روي درياچه و افزايش آلودگي ناشي از فعاليت هاي منابع کشاورزي، صنعتي و شهري در کنار بهره برداري ناپايدار از منابع درياچه از دغدغه ها و تهديدهاي اصلي اين تالاب به شمار مي روند.

روند رو به رشد مخاطرات تهديدکننده حيات تالاب بين المللي اروميه به اندازه اي بود که سازمان هاي جهاني براي نجات آن بسيج شدند به طوري که از ژانويه 2005 پروژه حفاظت از اين تالاب با حمايت برنامه عمران ملل متحد (UNDP) و تسهيلات محيط زيست جهاني (GEF) اجرايي شد.

اين طرح مطالعاتي در سال نخست حرکت چندان مناسبي را در کارنامه خود ثبت نکرده است اما از سال 2007 روند پرشتاب تر و اميدوارکننده تري در اجراي اين طرح به چشم مي خورد. براي اجراي کامل طرح که علاوه بر درياچه اروميه تالاب درياچه پريشان را نيز شامل مي شود، 7 سال زمان و اعتباري بالغ بر 13 ميليون دلار در نظر گرفته شده است.از سوي ديگر، درياچه اروميه يکي از عمده پتانسيل هاي گردشگري در مقياس جهاني است. نمونه مشابه اين درياچه، بحرالميت در فلسطين اشغالي است که با وجود مشکلات فراوان موجود در اين مناطق ارزآوري بسيار بالايي را در بخش گردشگري ايجاد کرده است.کارشناسان مهم ترين مشکل در مورد اين درياچه را در مديريت منابع و مديريت بهره برداري ارزيابي مي کنند. نبود نگرش توسعه پايدار و اجرايي کردن ايده ها بدون مطالعه و ارزيابي مناسب از عمده تهديدهاي موجود است. اما در حوزه گردشگري جدا از بهره برداري هاي سنتي، دو مرکز بزرگ گردشگري در حريم غربي پارک ملي درياچه اروميه در حال اجرايي شدن هستند. اين دو مجتمع که يکي در حال بهره برداري است و ديگري در مرحله مطالعات طرح، هر دو با رويکرد جذب سرمايه هاي بخش خصوصي در صنعت گردشگري برنامه ريزي شده اند.

نکته جالب توجه در خصوص هر دو مجتمع يادشده که بايد مورد تامل قرار گيرد، نبود کوچک ترين اشاره اي به نگرش بهره برداري پايدار از منابع پارک ملي درياچه اروميه در بروشورها و جزوه ها يا پايگاه هاي اطلاع رساني الکترونيک اين طرح ها است. براي هر دو مجتمع، امکانات گسترده اي نظير تفريحات آبي و نيز مراکز پرتعداد اقامتي پيش بيني شده است. اينجا است که ضرورت ايجاد تصفيه خانه هاي فاضلاب براي هر دو طرح ضروري به نظر مي رسد. اين نکته اي است که در ابهام کامل قرار دارد و اطلاع رساني ضعيف در اين خصوص کارهاي بزرگ انجام شده را نيز تحت الشعاع قرار داده است. کيهان فر، مدير يکي از مجتمع هاي گردشگري يادشده، با ضعف موجود در اطلاع رساني مناسب موافق است و مي گويد؛ «ما نه تنها خود را متولي حفظ درياچه مي دانيم، بلکه دلمان هميشه از مجروح شدن آن به درد مي آيد.» او مي گويد؛ «به بزرگ ترين و مدرن ترين سيستم تصفيه فاضلاب بي هوازي مجتمع افتخار مي کنيم چرا که موفق شده ايم نخستين طرح در نوع خود را در شمال غرب ايران اجرايي کنيم و آب حاصل را در گسترش فضاي سبز خارج از مجتمع و سواحل پايين دست با موفقيت به کار بگيريم.» او که خود سال ها مدير يکي از نهاد هاي مردمي محلي حامي محيط زيست بوده است، با خوشحالي مي گويد؛ «موفق شده ايم در تمام طول ساحل از تردد خودروها جلوگيري کنيم و محل دفن زباله هاي شهر قوشچي را که در مسيل رودخانه متصل به درياچه بود تماماً با هزينه و ماشين آلات سنگين خود پس از مکان يابي تغيير دهيم.» فعاليت هاي اين مجتمع نشان مي دهد که در عمل مي توان توسعه پايدار را در بهره برداري از طبيعت درياچه لحاظ کرد و براي اين کار تنها قدري درايت و علاقه مندي نياز است.

 کنترل مراحل گسترش گردشگري

محمد اشتري رئيس سازمان ميراث فرهنگي، صنايع دستي و گردشگري آذربايجان غربي بر ضرورت افزايش فعاليت هاي فرهنگي در حوزه بهره برداري اصولي از طبيعت و پتانسيل هاي طبيعتگردي تاکيد مي کند و حرکت سازمان متبوع خود را بدون واژه «توسعه پايدار» امري محال مي داند. او تاکيد دارد که اين نگرش بايد در دولتمردان و همه مردم نهادينه شود.

وجود چنين نگرشي در ميان معدود مديران اجرايي در بخش دولتي و خصوصي با توجه به سرعت روند تخريب محيط اين تالاب بين المللي بدون شک نمي تواند مرهمي بر جراحت هاي درياچه نمکين اروميه باشد. از سوي ديگر، فاطمه واعظ جوادي معاون رئيس جمهوري و رئيس سازمان حفاظت محيط زيست در سفر يک روزه خود به اروميه در نخستين روزهاي تابستان، به خبرنگار شرق در اروميه گفت؛ «براي گسترش گردشگري در حوزه تالاب درياچه اروميه به دقت مراحل را زير نظر داريم.»

او در ارزيابي خود «کسب بالاترين شاخص هاي زيست محيطي توسط آذربايجان غربي» را در حالي اعلام کرد که بحران موجود، جامعه جهاني را به فکر نجات درياچه اروميه انداخته است،

اين تالاب بين المللي 27 سال است که به واسطه اجراي طرح بدون مطالعه جاده ميان گذري که بعدها نام وزير راه شهيد را بر آن نهادند، زخمي عميق و توانکاه خورده است. بايد منتظر بود تا نتايج طرح 7 ساله مطالعاتي «UNDP» و «GEF» به پايان برسد. طرحي که در آن دانشمندان جهاني به دنبال يافتن راهي براي نجات اين درياچه مجروح هستند.

ناله محيط زيست زير قدم هاي گردشگران
گروه اجتماعي، نگار حسيني؛ مدت ها پيش دکتر اسماعيل کهرم، متخصص حيات وحش و مدرس دانشگاه، در مصاحبه اي گفته بود که ريشه خسارت هاي وارد شده به اکوتوريسم، فقدان برنامه ريزي صحيح و بلندمدت در اجراي طرح ها و برنامه هاي اقتصادي است که مبحث اکوتوريسم را هم شامل مي شود. در گفت و گويي کوتاه از او مي خواهيم در خصوص اين گفته توضيحات بيشتري بدهد.

***

استاد کهرم مي گويد؛ «ببينيد، شايد بعضي چيزها را بشود وارد کرد، اما منابع اصلي محيط زيست مانند هوا و خاک را نمي توانيم وارد کنيم. يعني ما بايد آن مناطق در اختيار را به خوبي استفاده کنيم. طبيعت و منابع طبيعي از آن عناصر محيط زيست هستند که در اين مملکت به وجود آمده اند و بايد در اين مملکت مصرف شوند. منتها چه مصرفي؟ اگر بخواهيم مانند 40 ، 50 سال گذشته سرگشته و مفتون توسعه و ساخت و سازهاي بي رويه بدون آينده نگري باشيم، چيزي از منابع طبيعي باقي نمي ماند. مبناي اکوتوريسم بر طبيعت گردي است يعني مردم از ايران و ساير کشورها مي آيند پديده هاي طبيعي مانند جنگل، کوير، ساحل دريا، دره، کوه و غار را ببينند. اگر ما در اثر بي دقتي و بي توجهي و عدم برنامه ريزي اينها را از دست دهيم، مردم بيايند چه چيزي را ببينند؟

منابع طبيعي مملکت تجديدناشدني است. ما اگر چشمه آب گرم را از دست دهيم، تجديد نمي شود. جنگل هاي مازندران يکي از اين منابعي است که قابل تجديد شدن نيست. اگر غار عليصدر را به يک نمايشگاه با سنگفرش و سيمان و بتن، تبديل کنيم، ديگر قابل برگشت نيست. براي اينکه از اين منابع طبيعي که اکوتوريسم بر پايه آن قرار گرفته است، و براي حفظ اينها از دستبرد تجاوزهاي دست انسان بايد ضوابط و مقررات داشته باشيم. يعني بايد ضوابطي باشد که تعيين کند ما چطور با اين پديده هاي طبيعي برخورد کنيم که خود ما از آنها استفاده ببريم و براي آينده هم چيزي باقي بگذاريم. اگر پدران ما همه چيز را از بين برده بودند، براي ما چيزي باقي نمي ماند.»

وقتي از او در مورد اين ضوابطي که بدان اشاره مي کند در ساير نقاط دنيا مي پرسيم در پاسخ مي گويد؛ « تعيين ظرفيت تحمل مناطق حفاظت شده بسيار مهم است. براي مثال در نخستين پارک ملي جهان يعني Yello stone در امريکا بايد 10 سال در ليست انتظار بمانيد تا اين که بتوانيد از اين پارک ملي ديدن کنيد. بعضي از افراد حتي مي ميرند و نوبت به آنها نمي رسد. خود من دو سال ديگر مي توانم از اين پارک ديدن کنم. اما اگر درش را بازمي گذاشتند که هرکس هر وقت دلش خواست از اين پارک ديدن کند تا امروز چيزي از آن باقي نمي ماند.

آنها پس از مشاهده به اين نتيجه رسيده اند که براي مثال شبي حدود 25 تا 35 نفر بيشتر نمي توانند در اين منطقه چادر بزنند. اين ظرفيت تحمل محاسبه شده است. براي محاسبه اين ظرفيت حساب کرده اند که براي اينکه اين عده در پارک بخواهند چادر بزنند و بمانند، لازم است حدود 40 قاطر بارهاي اينها را جابه جا کند. رفت و آمد بيش از اين تعداد موجب از بين رفتن پوشش گياهي، فرسايش خاک و پديده اي به نام ناوداني شدن زمين مي شود. در اين پديده خاک پايين مي رود و گود مي شود. اينها محاسبه شده است.»او از نبودن چنين ضوابطي در ايران گله مند است و مي گويد؛ «ما اما در مناطق حفاظت شده مان چنين چيزي نداريم. ما به صورت يک عادت بد، دو هزار نفر را به کوه سبلان مي فرستيم. مي شود مطمئن بود که ناله کوه دماوند زير قدم هاي اين افراد در مي آيد. زير پاي اين افراد همه پوشش گياهي از ميان مي رود. ما هنوز عادت داريم در کوه پشت سر هم راه برويم. ما در کوهي پراکنده راه مي رويم که پوشش گياهي وجود دارد و در آن پرندگان تخم مي گذارند و خزنده ها زندگي مي کنند، يا مثلاً 25 اتوبوس براي ديدن کوير مرنجاب مي رويم. اينها براي اين است که در ايران محيط زيست متولي ندارد، در حالي که اين ضابطه ها را سازمان محيط زيست بايد انجام دهد.»

کهرم در پاسخ به اين سوال که به عقيده او چرا سازمان حفاظت محيط زيست اين اقدام را انجام نمي دهد، مي گويد؛ «چون محيط زيست در اين مملکت در اولويت نيست. اگر در اولويت بود، دولت اين مشکلات را جدي مي گرفت و به سازمان بودجه، امکانات و پرسنل مي داد که بتوانند اين حفاظت را به خوبي انجام دهند. حالا فرض کنيد با همين شرايط سازمان حفاظت محيط زيست بخواهد مقررات بگذارد. در کوير مرکزي ايران در يک ميليون هکتار مساحت، 4 ماشين براي گشت زني هست که هميشه دو تايشان در تعميرگاه هستند. بعد از سهميه بندي بنزين و با روزي 10 ليتر و حداکثر 10 ، 12 محيط بان چه کاري مي توان انجام داد؟

پيشترها از اسب استفاده مي شد. در حال حاضر اما نگهداري اسب کار سختي است و تجهيزات نياز دارد، در حالي که محيط بانان بچه هاي شهر هستند که نمي توانند از اسب استفاده کنند. آن روزها يکي از شرايط استخدام مهارت در سوارکاري بود.»

استاد کهرم مناطقي را به ياد مي آورد که سال ها پيش از مناطق مهم اکوتوريستي بوده اند و امروز چيزي از اينها باقي نمانده است. او مي گويد؛ «جايي مانند خوش ييلاق. سال ها پيش در منطقه خوش ييلاق وقتي من با اسب راه مي رفتم به همراه يک شکاربان، به دليل بلند بودن علف ها شکاربان ديده نمي شد اما حالا آن زمين آن مکان شبيه آسفالت شده است. يک خاک سخت و متراکم. درياچه اروميه در حال خشک شدن است. 14 سد روي رودهايي زده اند که قرار است به اين درياچه سرريز شود. اين درياچه 7 ميليارد متر مکعب در سال آب مي خواست. ما اين آب را قطع کرده ايم اين است که حالا ارتفاع درياچه اروميه 6 متر پايين رفته است در حالي که حداکثر عمق آن 12 متر بوده است.»

او به عنوان يکي از راه هايي که مي توان توريسم روستايي را گسترش داد بي آنکه به محيط زيست آسيب برسد، با استفاده از تجربه شخصي اش مي گويد؛ «سال ها پيش به همراه استادم کشورهاي در حال توسعه را گشتم تا به مردم اين کشورها در مورد توسعه پايدار چيزي بياموزم. کار ما اين بود که مي رفتيم در روستاهايي که به لحاظ توريستي جذاب بود، مردم را تشويق مي کرديم که يکي دو اتاق را در خانه هايشان براي ورود توريست ها آماده کنند. يخچال، گاز، رختخواب تميز. اين يعني توريسم روستايي. اساساً اکوتوريست ها افرادي هستند که از بودن در طبيعت لذت مي برند و به آن احترام مي گذارند و آسيبي وارد نمي کنند. اين است که براي مثال توريسم روستايي نيازي به هتل چندستاره ندارد که براي ساختن آن محيط زيست نابود شود،»
چه کنيم تا ردپايمان در بيعت نماند
 آرش نورآقايي*

ما طبيعت گردها شعاري داريم که مي گويد؛ «طبيعت را طوري ترک کن که گويي هيچ گاه از آن عبور نکرده اي.»

اما چه کنيم تا تاثير کمتري در طبيعتي بگذاريم که از آن عبور مي کنيم؟ گاهي اوقات براي ماندن در طبيعت ناگزير به استفاده از چادر هستيم. در اين شرايط بايد سازگاري زيادي با محيط زيست داشته باشيم. اين کوچک ترين چيزهايي که قابل تصور باشد را دربر مي گيرد. از آلوده نکردن و به هم نريختن اکوسيستم تا چيزهاي ديگر. ما به عنوان راهنمايان طبيعت گرد اعتقاد داريم حتي بيهوده يک سنگ را نبايد در طبيعت جابه جا کرد. چرا که در زير يک سنگ دنيايي از زندگي نهفته است. آنجا زيستگاه ميليون ها موجود زنده است و با اين جابه جايي ممکن است زندگي شان آشفته شود.از ديگر مسائلي که ما در طبيعت گردي به آن توجه مي کنيم، پوشيدن رنگ هاي همرنگ با طبيعت است. اين يعني وقتي وارد کوير مي شويم از رنگ هاي هماهنگ با آن استفاده کنيم يا مثلاً در جنگل رنگ نارنجي نپوشيم. ما ممکن است پرندگاني را که در لابه لاي شاخ و برگ درختان پنهانند را نبينيم اما آنها ما را مي بينند و اگر رنگ جيغ و نامناسبي پوشيده باشيم حساس مي شوند و به آنها استرس وارد مي شود. اين مساله در مورد گفتار در طبيعت هم وجود دارد. در طبيعت لازم است که سکوت رعايت شود. بنابراين ما بايد آداب معاشرت در طبيعت را ياد بگيريم. همچنين آداب معاشرت رفتار با حيوانات، احترام به قلمرو آنها... اين يعني «اتيکت رفتار با طبيعت».

گاهي اوقات مجبور هستيم در جايي کمپ داشته باشيم، و طبعاً مجبور هستيم اين مکان را جايي نزديک آب انتخاب کنيم. اين محل بايد با دقت بسيار انتخاب شود. چرا که زدن چادر در نزديکي چشمه يا رودخانه موجب مي شود حيواناتي که هر روز براي خوردن آب به اين مکان مي آمدند با حضور ما و احساس عدم امنيت نتوانند اين کار را انجام دهند. اين است که طبيعت گردان معتقدند وجود گردشگر نبايد به طبيعت تحميل شود. حتي عکاس هاي طبيعت نيز اين مسائل را مي دانند و به آن توجه دارند. براي مثال مي دانند که اگر مي خواهند از قوچ هاي اوريال عکس بگيرند، نبايد در کنار آب چادر بزنند بلکه بايد در جايي مستقر شوند که به چشمه اي که قوچ ها در آن آب مي خورند مشرف باشد نه اينکه در کنار آن واقع باشد. اين مساله در مورد جاهايي که غذاي حيوانات وجود دارد نيز صدق مي کند. در همين رابطه روشن کردن آتش در طبيعت نيز بايد با وسواس خاصي انجام شود. ما حق نداريم يک شاخه تر يک گياه زنده را بسوزانيم يا هر استفاده ديگري از آن بکنيم. دود آتش نيز ممکن است براي جانداران جنگل ايجاد مشکل کند. براي مثال ممکن است موجب ايجاد احساس متفاوتي در پرنده شود. ممکن است کلاغي که هميشه در يک محل زندگي مي کرد طي چند روزي که طبيعت گردان در آن منطقه آتش روشن مي کنند، به خاطر وجود دود نتواند در آنجا زندگي کند و در واقع زندگي طبيعي اش مختل شود.علاوه بر اينها در طبيعت گردي بايد از خوراک، استفاده بهينه شود. براي مثال منابع آبي در کوير محدود است. چشمه اي هست که در ثانيه فلان قدر متر مکعب آب از آن بيرون مي آيد و اين آب خوراک همه جانداراني است که در آن ناحيه زندگي مي کنند. بنابراين توجه به ميزان استفاده از اين منابع اهميت زيادي دارد.

با اين همه رفتن انسان در طبيعت، جدا از معايب، مزايايي نيز دارد. يکي از مزاياي گردشگري در محيط زيست اين است که انسان گاهي در اين موارد آنچنان با طبيعت خو مي گيرد که در نهايت به سود طبيعت است. يکي از اين مزيت ها، اين تفکر حاکم بر مردم دنياست که پيشترها فکر مي کردند بايد با محيط زيست مقابله کنند اما امروزه با طبيعت دوست هستند. تا چند دهه پيش داشتن پالتوي پوست اعتبار بود اما در حال حاضر، اگر پالتوي پوست بپوشيد مورد ريشخند قرار مي گيريد. به هر حال گردشگري يکي از عواملي است که دوستي با طبيعت را ايجاد مي کند. بسياري از افرادي که در حال حاضر حاميان محيط زيست هستند، مدت ها پيش شکارچي بوده اند. پسربچه اي که تا ديروز با تير و کمان گنجشک ها را مي زد، امروز با تورهاي تماشاي پرندگان همراه مي شود.

اين تفکر که استفاده نکردن از طبيعت به سود طبيعت است، صحيح نيست. گاهي اوقات بهره گرفتن از طبيعت موجب رونق آن مي شود. براي مثال شکار، يک عامل تنظيم کننده تعداد جانداران در طبيعت است. پيشتر ها در يکي از جزيره هاي درياچه اروميه تعدادي پلنگ رها کردند. در اين جزيره قوچ به تعداد زياد موجود بود. جزيره کوچک و محدود بود و شکار اين قوچ ها براي پلنگ ها آسان. نتيجه آن شد که آنقدر پلنگ ها براي شکار ندويدند، که همه به چربي خون و کلسترول مبتلا شدند. 

* طبيعت گرد و راهنماي تور


توسعه پايدار امکان پذير است
ناله محيط زيست زير قدم هاي گردشگران
چه کنيم تا ردپايمان در بيعت نماند
مردمک - 22053372

 مردمک - 22053372
عدم جمع آوري زباله در منطقه پونک

زارع؛ مدت 3 روز است زباله ها در منطقه پونک جمع آوري نمي شود. از شهرداري منطقه تقاضا مي کنيم زباله هاي مردم را به موقع جمع آوري کند.


نتايج سفرهاي استاني

دهقان از همدان؛ همسر يک جانباز هستم. سال گذشته که آقاي احمدي نژاد به استان همدان سفر کرده بودند به ايشان نامه نوشتم و از مشکلات خود گفتم. سپس يک گروه مستندساز از دفتر رياست جمهوري به خانه ما آمده و از من و همسرم فيلم گرفتند اما با گذشت يک سال از اين ماجرا و تماس هاي تلفني که در اين مدت با دفتر ايشان داشته ايم نه تنها هيچ کدام به ثمر ننشسته اند بلکه نزديک به 100 هزار تومان هم پول تلفن ما شده است. آيا نامه هاي مردم را گرفتن و آنها را با وعده و وعيد اميدوار کردن از برکات سفرهاي استاني ايشان محسوب مي شود؟


هر چيزي را چاپ نکنيد

مهري مهدي مقدم؛ مصاحبه اي از شمس آل احمد در روزنامه منتشر شد که ايشان در قسمتي از مصاحبه گفته بودند خانم دانشور به من کينه دارند. من با دسته گل و شيريني به ديدارشان رفتم و او آنها را بر سر ما زد آنچنان که رفتيم به گرمابه (نقل به مضمون) من از مستخدم خانم دانشور سوال کردم ايشان منکر اين مساله شدند و اطرافيان آقاي شمس هم گفتند که ايشان به دليل کهولت سن چنين حرف هايي مي زنند و صحت ندارد. صحيح نيست که روزنامه وزين شرق هر مطلب يا صحبتي ولو دروغ يا اشتباه را چاپ کند.

شرق؛ آقاي شمس آل احمد از نويسندگان و روشنفکران شناخته شده اين سرزمين اند. قاعدتاً سخنان چنين افرادي به منزله سند محسوب مي شود و در مورد ايشان اصل بر برائت است. گرچه اگر هم اشتباهي در نقل قول رخ دهد، قاعدتاً از سوي افراد ديگر تصحيح و در روزنامه درج مي شود. اما به هر حال متهم کردن بزرگان به دروغ نيز کار شايسته اي نيست.


سوال يک بازنشسته

مدير يک دبيرستان با مدرک ليسانس هستم. بعد از 35 سال کار صادقانه با 237 هزار تومان بازنشسته شدم اين در حالي است که يک مستخدم با مدرک پنجم ابتدايي در سال هاي قبل با همين حقوق بازنشسته شده است. البته من با حقوق اين قشر کاري ندارم چون حق شان را مي گيرند. مساله من اين است که چرا کارمندان ساير ادارات و نهادها با مدرک و مقام من با حقوق 600 هزار تومان بازنشسته شده اند و من با اين رقم اين سوالي است که از رئيس محترم مجلس دارم که اخيراً فرموده اند از افتخارات بزرگ من اين است که در دوره خدمتم به بازنشستگان رسيده ام.


دو مطلب از يک خواننده

از روزنامه خوب شما تشکر مي کنم. روزنامه خوبي داريد. دو مطلب است که با شما در ميان مي گذارم و اميدوارم عنايت لازم نسبت به مطالبي که توسط خوانندگانتان بيان مي شود داشته باشيد؛ اول اينکه تعداد صفحات روزنامه بسيار زياد است و با توجه به مشغله هاي فراوان در زندگي هاي امروزي امکان اينکه همه اين صفحات خوانده شود وجود ندارد پس بهتر است از تعداد صفحات کم کنيد و کيفيت مطالب را بيشتر کنيد مطلب بعدي اينکه به نظر من فضاي کشور ما انگيزه و پتانسيل لازم را دارد که شما خاص تر و صريح تر بنويسيد. يعني اگر معيارهاي لازم را رعايت کنيد مي توانيد راجع به همه چيز بنويسيد و انتقاد کنيد زيرا همان طور که مي توان در عرصه فوتبال وارد همه بحث ها شد و نقد کرد و نظر داد در سياست هم مطمئناً با رعايت اصولي قادر به نقد و انتقاد هستيم و مي توان رک و صريح صحبت کرد که اين امر به نفع همه هم تمام خواهد شد.


اضافه کار معلمان حق التدريسي

لطفي؛ دبير رسمي آموزش و پرورش منطقه 17 تهران هستم. اضافه کار معلمان حق التدريسي از بعد از عيد تاکنون پرداخت نشده است. شغل ما فقط معلمي است و بعد از ساعات مدرسه نيز به تدريس مشغول هستيم. اگر قرار باشد اضافه کاري هاي معلمان نيز پرداخت نشود که آنها از لحاظ معيشت دچار مشکل مي شوند.


پيش فروش بليت کنسرت شجريان

اکبرزاده از تهران؛ در رسانه ها اعلام شد که بليت کنسرت آقاي شجريان در اينترنت پيش فروش مي شود و علاقه مندان براي تهيه بليت به سايت «دل آواز» مراجعه کنند. ما از روز چهارشنبه به سايت مراجعه کرديم اما از پيش فروش خبري نبود. وقتي که روز پنجشنبه به سايت سر زديم ديديم پيش فروش بليت ها تمام شده است. چرا با علاقه مندان به موسيقي اين گونه بازي مي کنند؟ اگر توانايي پيش فروش اينترنتي يک کنسرت را نداريم چرا مي خواهيم آن را به اين صورت بفروشيم.


سهميه جداگانه براي هر صنف

در ستون مردمک خواندم که مهندسين ناظر به خاطر رفت و آمد زياد با وسيله نقليه در شهر تهران، خواستار سهميه جداگانه شده اند اگر قرار باشد هر صنف و شغلي سهميه جداگانه بنزين بخواهد که در کشور هرج و مرج مي شود. مثلاً من و همسرم تهيه کننده و کارگردان هستيم و هر روز بايد براي انتخاب لوکيشن و بازديد از مکان هاي مختلف به نقاط مختلف تهران سفر کنيم. آيا ما هم بايد تقاضاي سهميه کنيم؟ پس بهتر است به جاي زياده خواهي سهميه در مصرف درست و بهينه بنزين بکوشيم.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام