920 شماره
چهارشنبه، 10 مرداد 1386
صفحه نخست :: ورزش :: ورزش ايران
با تمرين فيکس تيم ملي شدم نه اعتراض و مصاحبه
معدنچي؛ در حد نام ايران نبوديم
حسين قدوسي؛ در جدايي از پرسپوليس و پيوستن او به الشعب امارات نبايد هيچ ترديدي داشت چون اگر راه حلي هم وجود داشت حبيب کاشاني آن را طي کرد. تنها نتيجه جلسه مشترک مديرعامل و ستاره جدا شده پرسپوليس اين بوده که اختلافات از صد به صفر برسد.

***

 رفته بودي پيش حبيب کاشاني که برگردي پرسپوليس، درست است؟

براي تسويه حساب مالي و گرفتن ITC با باشگاه تماس گرفته بودم که گفتند آقاي کاشاني با شما کار دارد من هم رفتم باشگاه و آنجا مسائل تازه اي مطرح شد.

چه مسائلي؟

کلاً صحبت از بازگشت من به پرسپوليس بود. در اين جلسه که آقاي خوردبين هم بودند و درباره راهکارهاي بازگشتم به پرسپوليس صحبت شد.

يعني درباره مصاحبه هايي که کاشاني و خوردبين و حتي خودت کردي حرفي به ميان نيامد؟

حقيقتش چرا، آقاي کاشاني گفتند تو گفته اي کسي از باشگاه با من تماس نگرفته و بعد هم پرسيدند مگر آقاي خوردبين سمتي ندارد و مگر او با تو تماس نگرفته که من گفتم روزنامه ها ده روز بود که از قرار گرفتن من در ليست فروش حرف مي زدند. من هم در پاسخ به سوالات خبرنگاران گفتم نه. کسي با من تماس نگرفته به ايشان توضيح دادم که آقاي خوردبين بعد از اين شايعات با من تماس گرفت و گفت تو را مي خواهيم. آن موقع البته باشگاه تکليف همه بازيکنان سابق و حتي برخي از بازيکنان جديد را مشخص کرده بود. به هر حال من هم وقتي رسيدم مالزي به پيشنهاد يک تيم خارجي (الشعب امارات) پاسخ مثبت دادم.

خودت گلايه اي از کاشاني نداشتي؟

گفتم شما بعد از رفتن من به الشعب مصاحبه کرديد که پول جاي اخلاق را گرفته است در حالي که من طي اين دو سال کلاً 180 ميليون تومان از پرسپوليس گرفتم اما بازيکناني بودند که قرارداد يک ساله شان 230 و حتي 250 ميليون تومان بود آن هم در شرايطي که قرارداد سال دوم من مشروط بود و مي توانستم رقم قراردادم را خيلي بيشتر کنم اما براي من که دو سال در پرسپوليس از جان مايه گذاشتم اين حرف ها در اولويت نبود. داشتيم بازيکناني که ادعايشان مي شد پول ميلياردي دارند اما کشاله پايشان را مي گرفتند اما من در شرايطي بودم که مشکل مالي داشتم ولي با تمام وجود بازي مي کردم.

حالا راه حل بازگشت تو به پرسپوليس چه بود؟

در شرايطم قيد شده بود اگر 150 هزار دلار بدهم قراردادم با الشعب فسخ مي شود. مسوولان پرسپوليس هم اين راه را امتحان کردند و با مدير برنامه هايم صحبت کردند اما چون مهلت آن گذشته بود احتمال بازگشتم به حد صفر رسيد.

در خبرها آمده بود مسوولان الشعب از جذب تو پشيمان شده اند.

نه، اين حرف ها اصلاً صحت ندارد. نمي خواهم از خودم تعريف کنم ولي الشعب شايد شانس آورده که بازيکني مثل من را با 500 هزار دلار جذب کرده. اتفاقاً از وقتي هم که خبر بازگشت احتمالي ام به پرسپوليس در روزنامه هاي ايران منتشر شد آنها مدام تماس مي گرفتند که چرا به امارات نمي آيي.

بالاخره با پرسپوليس تسويه حساب کردي؟

آره از قرار معلوم کمي کسر شد. ظاهراً اين تصميمي بوده که براي همه بازيکنان گرفته اند حتي 5 ميليون تومان هم بايد بپردازم. قرار شده آنها برگه تسويه حساب را به فدراسيون فوتبال ايران بدهند تا ITC من صادر شود.

از اين حرف ها که بگذريم مي رسيم به جام ملت هاي آسيا و حذف تيم ملي ايران.

تورنمنت بزرگ و مهمي بود که تيم ملي ايران مي توانست با قهرماني آن را به پايان برساند. ما شايد بهترين تيم سال هاي اخير را داشتيم. تيم ملي واقعاً بازيکنان بزرگ و خوبي داشت. شرايط داخل تيم هم عالي بود. بزرگترها به جوانترها بها مي دادند و کوچک ترها احترام بزرگان تيم را داشتند. جو صميمانه اي در تيم حاکم بود ولي من معتقدم ما در حد نام ايران نبوديم. با اين وجود ما در شرايطي به کره باختيم که از آنها بهتر بوديم. ما بايد در 20 دقيقه يا نهايتاً 120 دقيقه کار را تمام مي کرديم. ما يک مقدار بدشانسي هم آورديم.

مقابل کره صاحب توپ و ميدان بوديم اما خطرناک ظاهر نشديم.

با شما موافقم. ما بايد شجاع تر بازي مي کرديم و بيشتر و بهتر حمله مي کرديم. کره اي ها انگار به ما تعارف مي کردند که حمله کنيم چون سريع وارد فاز دفاعي مي شدند ولي ما عملاً محتاط بوديم.

آن هم با 5 مدافع؟

سيستم ما 2-5-3 بود اما چون زياد حمله نمي کرديم بعضاً 2-3-5 مي شد. ما اگر کمي باهوش تر و خوش شانس تر بوديم حتماً کره را مي برديم.

اين همه تغيير سيستم ملي پوشان را سردرگم نکرده بود؟

ما دو بازي 3-3-4 بازي کرديم. يک بازي 2-4-4 بوديم و مقابل کره هم 2-5-3. به نظر من اين بازيکن است که بايد خودش را در شرايط بازي و سيستم قرار دهد. يعني سيستم بازي نمي کند بلکه اين بازيکن است که بازي مي کند.

همين بازيکن وقتي در موقعيت هاي متفاوت و مختلف قرار بگيرد سردرگم مي شود، نمي شود؟

به نظرم ما به سيستم ها نباختيم، به کره هم نباختيم، به خودمان باختيم و يک مقدار هم بد آورديم.

 از اينکه عنايتي جاي تو بازي مي کرد شاکي بودي؟

شاکي که نه. من هيچ گاه نسبت به نيمکت نشيني ام اعتراض نکردم و نمي کنم، ديديد که هيچ مصاحبه اي هم نکردم. به هر حال در بازي با ازبکستان از رضا عنايتي در سيستم 3-3-4 به عنوان مهاجم گوش چپ استفاده شد و من که در اين روش بازي کرده بودم روي نيمکت نشستم.

عنايتي تا حالا در اين پست بازي کرده؟

نه، فکر نمي کنم. او در ليگ ايران نشان داد که اگر در چارچوب و توي هجده قدم باشد زهرش را مي ريزد. به ياد ندارم رضا عنايتي در گوش چپ بازي کرده باشد اما من زمان آري هان در اين پست و در 3 بازي 7 گل زدم تا پرسپوليس به فينال رسيد. فصل قبل هم اکثراً با اين روش بازي مي کرديم و من مهاجم سمت چپ بودم که در ليگ و جام حذفي 11 گل زدم و 10 پاس گل هم دادم. اين را هم بگويم که رضا عنايتي دونده ترين و زحمت کش ترين بازيکن تيم در همين بازي بود.

ولي بدون تاثيرگذاري.

مربي تصميم مي گيرد و بايد احترام گذاشت. در بازي با ازبکستان و از اواسط نيمه دوم من به زمين آمدم و عنايتي رفت جايي که هاشميان بازي مي کرد. يعني در پست تخصصي اش. به هر حال درست نيست که همه انتقادات به سمت قلعه نويي برود. به نظر من همه مقصر بوديم. از قلعه نويي گرفته تا تک تک اعضاي تيم.

وقتي يک بازيکن در پست غير تخصصي و به جاي تو بازي کند برايت قابل هضم بود؟

من خيلي زود با تصميم مربي کنار آمدم. فراموش نکنيد که من چون نيکبخت مصدوم شد به تيم ملي دعوت شدم با اين وجود چون از لحاظ روحي و فني شرايط خوبي داشتم خيلي اميدوار بودم که بتوانم به تيم کمک کنم. باور کنيد من از اينکه عنايتي در پست غير تخصصي و جاي من بازي مي کرد خم به ابرو نياوردم بلکه سعي کردم در تمرينات خوب باشم و همين باعث شد بعد از اينکه 15 دقيقه مقابل ازبکستان بازي کردم مقابل کره جنوبي فيکس باشم. قطعاً اگر من نااميد مي شدم و در تمرينات محکم کار نمي کردم نمي توانستم مقابل کره در ترکيب اصلي قرار بگيرم. من هيچ وقت به غر زدن و ناراحتي از تصميم مربي عادت نکرده ام. اين وسط مهم تيم ملي بود که حذف شد واقعاً حيف بود.

اگر تعويض نمي شدي پنالتي مي زدي؟

من داشتم خوب بازي مي کردم اما نظر آقاي قلعه نويي اين بود که تعويض شوم. شايد مي خواستند از نيروي تازه نفسي استفاده کنند. درباره پنالتي ها بايد بگويم به خاطر خاطره بدي که از بازي با استقلال و مهار پنالتي ام از سوي طالب لو دارم سعي مي کنم پشت توپ نايستم.

بالاخره اينکه بعضي ها در جام ملت ها به نيمکت نشيني خودشان معترض شدند. اين اپيدمي باعث نشده بود تو هم هوس مصاحبه کردن به سرت بزند؟

من سعي مي کنم با حقيقت کنار بيايم. مي دانستم که از اول به تيم ملي دعوت شده ام و اگر هم در پست من از يک بازيکن در پست غير تخصصي اش استفاده مي شود بايد به تصميم مربي احترام بگذارم و منتظر فرصتي باشم براي استفاده از موقعيتي که مربي به من مي دهد. من به جاي اعتراض سعي کردم طوري کار کنم که به ترکيب اصلي برسم و نهايتاً به اين هدف هم رسيدم. قبل از جام جهاني هم فيکس تيم نبودم اما آنقدر زحمت کشيدم که در دو بازي از ابتدا بازي کردم و در يک بازي از نيمه دوم به ميدان رفتم. به نظر من با مصاحبه کردن که نمي شود حقت را بگيري، مي شود؟، اگر کسي با مصاحبه و اعتراض فيکس شده به من هم بگوييد،
شجاعي؛ خيلي زود در تمرين تيم ملي نااميد شدم
لعنت به ليگ امارات
علي خماند؛ مسعود شجاعي با وجود تمام شايستگي هايش حتي يک ثانيه هم در جام ملت ها بازي نکرد. او که اين روزها مورد توجه پرسپوليس هم قرار دارد در مورد خودش حرف هاي زيادي دارد.

***

با اما و اگر بسيار جزء 23 بازيکن جام ملت ها قرار گرفتي اما ظاهراً اعتقادي به تو وجود نداشت.

من اين طور فکر مي کنم که آقاي قلعه نويي به رغم ميل باطني اش من را به مالزي برد و طوري مجبور به اين کار شد. من حقم بود که به جام ملت ها بروم اما گويا قرار بود اين حق با عذاب به من داده شود. خيلي عذاب کشيدم تا به جام ملت ها بروم با اين حال باز هم فکر مي کردم من را خط بزنند ولي با بازي که مقابل جامائيکا انجام دادم تيم ملي در عمل انجام شده قرار گرفت.

چقدر آن بازي در رفتن تو نقش داشت؟

همه چيز به آن بازي ربط داشت، چون قبل از اين داستان چمدان هاي طوسي و خط خوردن ما به وجود آمده بود و من مي دانستم که نيستم اما بازي با جامائيکا را خوب بازي کردم تا مجبور شوند من را ببرند. البته در آنجا هم مثل يک خط خورده با من رفتار شد و فرقي نمي کرد که در اردو هستم يا نه، چون هيچ نگاهي به من نبود و به من بازي هم داده نشد.

فکر مي کنم از وقتي که تو به ليگ امارات رفتي نظر کادر فني برگشت.

من نمي توانم به طور صد در صد اين را بگويم اما خيلي ها همين حرف را به من زده اند. علي کريمي بزرگ من است و خيلي دوستش دارم، وقتي او در ليگ امارات بازي کرد همه در بوق و کرنا کردند که بازي هاي کريمي را در الاهلي ببينيد اما اکنون اين ليگ شده است ليگ محلات يا ليگ شب نشيني، در حالي که به نظر من هيچ بازيکني در ليگ امارات پسرفت نکرده است و اگر هم کرده مقصر خودش بوده است نه ليگ امارات. در همين ليگ علي کريمي بهترين بازيکن آسيا شد و به بايرن مونيخ رفت. جواد نکونام از امارات به اوساسوناي اسپانيا رفت. من نمي خواهم از ليگ امارات دفاع کنم اما چرا بايد به خاطر بازي در يک ليگ اين طور با من برخورد شود. مگر عنايتي و خطيبي در همين ليگ بازي نمي کنند؟ به نظر من مشکل جاي ديگري است. وقتي کادر فني تيم ملي آمدند بازي من را در شارجه ببينند من در همان بازي دو گل زدم و در سه بازي آخر شارجه چهار گل زدم، اين بهترين آمار است، اما اين کارها هيچ اثري نداشت.

روزهاي اول تمرين خيلي خوب بود و اين طور به نظر مي رسيد که روي تو حساب کرده اند.

خطيبي مصدوم بود. رجب زاده در اردن بود و فقط من و عنايتي و هاشميان فوروارد بوديم. يادم هست در هر بازي تدارکاتي دو، سه تا گل مي زدم. يک روز هم چهار گل زدم. خيلي خوب تمرين مي کردم و کادر فني هم از من راضي بود. اما از روزي که رجب زاده برگشت و مصدوميت خطيبي خوب شد ديگر توجهي به من نشد و هر پستي که خالي بود در آنجا از من استفاده مي کردند و مدام ايراد مي گرفتند. من خودم متوجه نشدم پستم کجاست؛ فوروارد... هافبک راست.. بازوي راست، هر جا خالي بود مسعود آنجا بازي مي کرد.

احتمالاً بازيکن تمريني بودي؟

تکميل کننده تيم بدون نفر بودم. من خيلي زحمت کشيدم تا در امارات خودم را جا بيندازم. اولين تجربه خارج از کشورم بود اما هميشه به من انگ مي زدند که چرا رفت امارات. نمي خواهم از خودم تعريف کنم اما در امارات برويد بپرسيد راجع به من چه مي گويند اما در کشورم مي گويند تو بدي چون در ليگ امارات بازي مي کني. لعنت به اين ليگ که همه چيز را از من گرفت. يک روز آقاي قلعه نويي گفتند آنهايي که لژيونرترند بايد... من با خودم گفتم لژيونرتر يعني چي، مگر ما لژيونر نيستيم. اگر ما را قبول ندارند پس چرا دعوت شديم.

به طور حتم در «پازل تمرين» قرار داشتي؟

خيلي چيزها را نمي توانم بگويم، کجا رفت بهترين هافبک ايران، چقدر زود همه چيز عوض مي شود. يک روزهايي بود که يک نفر فوتبال من را قبول داشت اما الان... بگذريم. روزگار چه بازي هايي دارد. چقدر زود نظرها برمي گردد. در اولين بازي با کادر فني جديد من مريض بودم و از زير سرم بلند شدم و مقابل سوريه بازي کردم. بعد از آن بازي نمي دانم چه شد که ديگر رنگ تيم ملي را نديدم. بعضي ها 20 روز تمرين نکردند و مصدوم بودند ولي وقتي خوب شدند با احترام آنها را برگرداندند به تمرينات. من که دو روز زير سرم بودم و نتوانستم تمرين کنم خط خوردم. سرماخوردگي که مصدوميت نيست تا خوب نشود، مريضي است. ديگر هم دعوتم نکردند فقط به جرم اينکه بي موقع سرما خوردم.

آمادگي و انگيزه بازي در جام ملت ها را داشتي؟

شايد جالب باشد که قبل از جام ملت ها شب و روز به اين فکر مي کردم که پديده آسيا شوم. مي خواستم طوري بازي کنم که جاي هيچ حرفي نگذارم و ميخم را محکم بکوبم. من که جو را ديدم و متوجه شدم جايي در ترکيب ندارم منتظر بودم تا فرصت داده شود خودم را نشان بدهم. اما گويا اوضاع از آن چيزي که تصور مي کردم بدتر بود چون اصلاً من در پازل و ارنج نبودم. من امتحانم را پس داده بودم به هرحال فوتبال سليقه است و من در سليقه مربيان تيم جايي نداشتم.

حداقل مي توانستي در بازي با مالزي بازي کني؟

بگذريم، بازي با مالزي...؟، من در هيچ ارنجي جا نداشتم. نمي دانم، شايد... حرف نمي زنم.

حداقل يک بار با مربيان حرف مي زدي؟

دليلي نمي بينم به غير از تمرين که جايي براي نمايش دادن توانايي است در مکان ديگري براي ابراز توانايي هايم با کسي حرف بزنم. من اگر خوبم که در ارنج قرار مي گيرم و اگر مورد نظر نيستم روي نيمکت، پس حرفي باقي نماند. ظاهراً اين بار من جايي در پازل تاکتيکي نداشتم.

مربي تيم مي گفت هر کس نسبت به بازي نکردنش اعتراض دارد حق دارد بپرسد و ما دليلش را مي گوييم. چرا بايد سوال مي کردم يا يک نفر را قانع مي کردم تا بازي کنم.

در اين مدت انگيزه ات را از دست ندادي؟

اگر بخواهم راست بگويم بعد از چند ماه تمرين انگيزه ام را از دست دادم. من فهميده بودم که بازي نخواهم کرد و در تمرينات بي انگيزه شدم. حتي خوب تمرين کردن هم سودي نداشت. اما صحبت هاي آقا مهدي (مهدوي کيا) خيلي تاثير داشت. او مي گفت براي خودت تمرين کن حتي اگر نمي بينندت. با خودم گفتم حداقل مقابل مالزي فرصت پيدا مي کنم اما خبري نبود.

يادم هست که قلعه نويي زمان مربيگري اش در استقلال از تو به عنوان هافبک ايده آل ياد مي کرد اما گويا نگاه او برگشته است.

ايشان لطف داشتند طي دو سال به من بارها گفتند آقاي قلعه نويي از تو تعريف مي کند. خود ايشان به من گفتند تو بازيکني هستي که بايد همه جاي زمين سرکشي کني و خلاقيت خود را نشان دهي. اما در تيم ملي از من خواستند هافبک جنگنده باشم. دقيقاً شرايط برگشت.

نقش من به جاي هافبک خلاق به هافبک درگير تبديل شد. به جاي دريبل زدن بايد مي جنگيدم.

آيا در اردو بين بازيکنان فرق گذاشته مي شد؟

هيچ وقت اسرار تيم را نمي گويم. اينها چيزهايي است که بايد در تيم بماند. خواهش مي کنم از من نخواهيد در مورد اين مسائل حرف بزنم.

چه برنامه اي براي آينده داري؟

با توجه به اينکه اروپا دروازه رسيدن به ارنج تيم ملي است من هم به دنبال رفتن به اروپا هستم.

چه فرقي بين تيم برانکو و تيم کنوني است؟

برانکو فرصت مي داد اما نه خيلي زياد و بايد در همان فرصت کوتاه کار را ارائه مي کرديم و او نظرش را مي داد. اما قلعه نويي فرصت زياد مي داد ولي نظرش را در ادامه کار نمي ديديم. برانکو به طور علني مي گفت يازده نفر من اينها هستند، اگر کسي مي خواهد برود داخل ارنج بايد تلاش کند تا از اينها بهتر باشد.

اين اردو براي تو مفيد بود؟

بله، خيلي هم مفيد بود. اولين دليلش پوشيدن پيراهن تيم ملي بود که عاشق آن هستم. حضور در تيم ملي باعث افتخار من است. دليل دوم، تجربه نيمکت نشيني در اوج آمادگي بود. اين تجربه هم بسيار خوب بود.

بهترين بازيکن ايران در جام؟

همه زحمت کشيدند و سخت است از بين دوستانم يکي را بگويم اما من از سيدجلال حسيني چنين توقعي را نداشتم. در اولين تجربه خيلي خوب بود. جواد نکونام هم فوق العاده بود. اگر به مراحل بالاتر مي رفتيم او بهترين بازيکن جام مي شد.
من مقصرم
 آرش راهبر
هرچه به ذهن مان فشار مي آوريم يادمان نمي آيد که در ادوار گذشته و در پس هر شکست در تورنمنت هاي معتبر سرمربي تيم ملي فوتبال ايران رو به دوربين هاي تلويزيوني گفته باشد؛ «مقصر اصلي منم. همه تقصير ها را به گردن مي گيرم.» حال به نظر مي آيد که اداي اين جمله از سوي امير قلعه نويي را بايد يک امتياز مثبت براي او به حساب آورد و به جرات و جسارت او آفرين گفت، اما اينطور نيست.

اگر امير قلعه نويي چنين جمله اي را رو به دوربين هاي تلويزيوني ابراز مي کند در واقع کمکي به روشن شدن ماجرا نکرده است بلکه گره جديدي بر داستان حذف تيم ملي از جام ملت ها افزوده. اينکه قلعه نويي خود را مقصر شکست تيم ملي مي داند بدون ارائه مصداق هاي آن هيچ ارزش حقوقي قابل بحثي ندارد. اساساً اين چه جور مقصري است که اشتباهات خود را نمي پذيرد و به انتقادات ديگران هم پاسخ تندي مي دهد. اگر قلعه نويي خود را مقصر مي داند در واقع به اين موضوع اعتراف دارد که بنابه دلايلي سيستم تحت اختيار او ناکارآمد بوده است. اما چطور او از برشمردن دلايل اين شکست طفره مي رود. اساساً به عهده گرفتن مساله شکست تيم ملي چه بار حقوقي و معنايي را به دوش سرمربي مي گذارد؟ تفاوت قلعه نويي با ديگراني که مسوول شکست تلقي نمي شوند در چيست؟ مربيان پيشين تيم ملي هيچ گاه به صورت علني خود را مقصر شکست تيم ندانسته يا اين موضوع را به صورت علني بيان نکرده اند اما جالب است که در اين شرايط عنان تيم ملي را به ديگري سپرده و رفته اند. در واقع آنها پس از شکست راه منطقي کناره گيري از تيم ملي را در پيش گرفتند بدون آنکه جملاتي از اين دست به زبان بياورند. اما موضع قلعه نويي کاملاً برعکس است. او خود را مسوول شکست تيم ملي مي داند بدون آنکه بخواهد تاوان آن را بپردازد.
قبول کن ژنرال
 صدرا مهرابي
در همه لحظاتي که امير قلعه نويي سعي داشت با اعتماد به نفس و رگ هايي بيرون زده جواب چند خبرنگار و دو کارشناس برنامه عادل فردوسي پور را بدهد، بيننده تلويزيوني به ياد روزهايي مي افتاد که سرمربي کنوني تيم ملي با سرعتي باورنکردني پله هاي محبوبيت را بالا مي رفت و فاصله دور و دراز نيمکت استقلال تا تيم ملي را در چشم به هم زدني پشت سر مي گذاشت. روزهايي که قلعه نويي حداقل از سوي نيمي از طرفداران دوآتشه فوتبال در استاديوم ها مورد تشويق قرار مي گرفت و در حاشيه همه ناکامي هاي کوچک و بزرگ در سه سال همکاري او با آبي ها، کمتر مورد انتقاد قرار داشت. آن روزها ژنرال مربي باهوش و زيرکي بود که راز کار کردن در تيم پرحاشيه اي چون استقلال را خوب مي دانست و بلد بود چگونه با بازيکنان بزرگ تيم کنار بيايد. اين نکته و ميل به پيروزي طلبي او موقعيتي بي نظير و رشک برانگيز براي او فراهم کرد تا موفق ترين مربي اين چند ساله فوتبال باشگاهي ايران با وجود منتقدانش در ايامي که قرار بود بر نيمکت تيم ملي تکيه بزند، هيچ گاه با مخالفت هاي دامنه دار مواجه نشود و در مخمصه اي که حالا و پس از يک ناکامي غيرقابل پيش بيني فوتبالي ها برايش ساخته اند، گرفتار نيايد. او امير قلعه نويي است که دوشنبه شب تناقض گويي ها و بي ادبي اش بيننده را آزار مي داد و واکنش هايش اسباب نااميدي از کسي بود که چه بسا مي توانست از اين روزهاي پرالتهاب هم به سلامت عبور کند. امير قلعه نويي حالا نه به خاطر حذف تيم ملي از جام ملت ها که نوع رفتار و عکس العمل هايش مورد انتقاد قرار دارد. به ياد بياوريد شبي که مصطفي دنيزلي پس از چندمين ناکامي در رسيدن به جام در برنامه زنده تلويزيوني شبکه دو چگونه بينندگان را راضي ساخت و براي هميشه از ايران رفت. عجيب نيست که با وجود عدم قهرماني پرسپوليس با او هنوز ستاره هاي اين تيم از تمرينات، مربيگري و رفتارش در مجموعه تيم تعريف و تمجيد کنند و به ياد روزهاي خوب با مربي ترک تبار بيفتند. اما اين امير قلعه نويي است که زير مصاحبه هايش مي زند. اينکه گفته مسووليت شکست با من بوده را مي پذيرد و در برابر درخواست استعفا از کسي که گناه شکست با او است، مي گويد؛ «من که اشتباهي نکردم.» او که شايد مثل حرف هاي امير حاج رضايي فقط چوب کم تجربه بودن را مي خورد، بايد کمي آرام تر شود. به فکر مشاوران جديد بيفتد و به جاي آنکه از آناليزور، روانشناس و آدم هاي جورواجور کمک بگيرد، به عکس العمل مربيان بزرگ و داستان هميشگي باخت ها خيره شود. دوشنبه شب در همه لحظاتي که امير قلعه نويي کم کم مي شکست خيلي ها به اين فکر مي کردند که او چرا ديگر زرنگ نيست؟ چرا واقعيت را قبول نمي کند و چرا دوست دارد براي هميشه از ذهن باقي مانده طرفدارانش نيز محو شود؟ بله اين امير قلعه نويي است که متاسفانه بلد نيست محبوب بماند،
بازيکنان عراق هدف تروريست ها
جنگ نتوانست فوتبال را بکشد
انور جاسم فيزيوتراپ تيم ملي عراق دو روز قبل از اعزام تيم به رقابت هاي جام ملت ها در اتومبيل بمب گذاري شده خودش به قتل رسيد و قهرمان فوتبال آسيا عزادار وارد مسابقات شد. اخبار تلخ در همه مراحل بازيکنان عراقي را همراهي مي کرد. هوار ملامحمد صبح روز بازي يک چهارم نهايي متوجه شد که يکي از بستگان نزديکش در بمب گذاري بغداد کشته شده و پيش از آغاز جام همين اتفاق براي نوري صبري سنگربان تيم ملي عراق روي داده بود،

و عراق قهرمان شد، در سايه حکومت نظامي و در هراس از حوادث تروريستي که همزمان با شادي مردم پس از پيروزي در نيمه نهايي جنايات خونيني را رقم زده بود. فوتبال در عراق هيچ گاه از جنگ فاصله نگرفته و در تمامي مقاطع زماني سايه سنگين جنايات تروريستي ورزش مورد علاقه ملت عراق را تهديد کرده است.

اما عراق قهرمان شد و جوانان فوتبالدوست عراقي بدون هراس از حکومت نظامي در بسياري از مناطق به خيابان ها ريختند. جشن و پايکوبي تحت تدابير شديد امنيتي تا ساعت 6 صبح ادامه داشت و سربازان عراقي هم نمي توانستند همزمان با انجام وظيفه امنيتي خوشحالي خودشان را از اين پيروزي بزرگ پنهان کنند. در حاشيه اين جشن هم گفته مي شود 6 نفر ديگر به قتل رسيده اند که البته اين عدد در قياس با جنايتي که پس از بازي نيمه نهايي روي داد ناچيز است.

با به صدا در آمدن سوت پايان مسابقه نيروهاي امنيتي، گروه هاي متخاصم و همه مردم مسلح شليک هاي آسماني را آغاز کردند و شهرهاي عراق نورباران شد،

ويرا مربي برزيلي عراق که حالا مشتريان زيادي در آسيا پيدا کرده ابتدا جام را به روح انور جاسم، فيزيوتراپ فقيد تيم ملي تقديم کرد و پس از او همه ستاره هاي تيم قهرمان نسبت به روح وي اداي احترام کردند.

نشات اکرم ستاره سرشناس خط مياني عراق که به گواه کارشناسان بهترين بازيکن اين تيم در جام چهاردهم بود در گفت وگو با يک سايت معتبر امريکايي اظهار داشت؛ ما به همه دنيا نشان داديم که با اتحاد مي توان موفق شد. اينجا همه با هم متحد بودند، طايفه و قوميت ها از ياد رفت و عراق قهرمان شد، به خاطر مردم جنگ زده،

يونس محمود کاپيتان و بهترين گلزن عراق از قهرماني تيمش ابراز خوشحالي کرد و در ادامه گفت؛ متاسفانه بايد بگويم در کشور شرايطي حاکم است که بسياري از بازيکنان جرات ندارند وارد عراق شوند، اميدوارم مردم عراق به آرامش و امنيت برسند.کاپيتان تيم ملي عراق در ادامه خبرنگاران را به شدت تحت تاثير قرار داده است؛ ما اينجا بوديم و شنيديم که در بغداد و در حاشيه شادي مردم 50 نفر کشته شده اند. يکي از آنها فقط 12 سال داشت. مي دانيد پدرش چه گفته بود؟او گفت؛ فرزندم به قربان تيم ملي عراق، حالا مي دانيد چرا قهرمان شديم؟،سايت خبري ياهو به شادي و پايکوبي عراقي هاي مهاجر در سراسر جهان اشاره کرده و گزارش مفصلي از عراقي هاي مقيم سوئد منتشر کرده است. گوگل هم به گزارش شادي مردم در حکومت نظامي پرداخته است.بيشتر سايت هاي عربي خصوصاً کشورهاي حاشيه خليج فارس پيروزي عربستان را ترجيح مي دادند و تنها به اين نکته اشاره کرده اند که عراق براي نخستين بار قهرمان آسيا شد. حتي شرق الاوسط نوشته است؛ عراق نگذاشت عربستان با کسب عنوان قهرماني براي بار چهارم قدرت مطلق و برتر فوتبال آسيا باشد،الشرق الاوسط همچنين در تيتر ديگري به اشک تماشاگران عربستاني در جاکارتا اشاره داشته و خطاب به مردم عراق نوشته است؛ خوشحال باشيد، جام به بغداد رسيد،البيان امارات در بخش سياسي جشن مردم را مورد بررسي قرار داده است. در اين روزنامه مصاحبه اي از نوري مالکي به چاپ رسيده که وي قهرماني عراق را حاصل اتحاد ملي دانست اما از کوتاهي مسوولان نظامي در کنترل امنيت جشن ها گلايه کرده است.

 هراس بازيکنان عراق از بازگشت به کشورشان

سران عراق اميدوارند که تيم ملي اين کشور هر چه زودتر به خاک کشور بازگردد تا جشن قهرماني مفصلي را برپا کنند اما آنها از تروريست ها مي هراسند. جاسم محمد جعفر وزير ورزش و جوانان عراق ابراز اميدواري کرد اين بازيکنان که بيشترشان خارج از کشور زندگي مي کنند اين هفته وارد بغداد مي شوند تا قهرماني را جشن بگيرند. جعفر در اين باره به رويترز گفت؛ «نمايندگان نخست وزير، رئيس جمهور و سخنگوي شوراي نمايندگان آنها را در فرودگاه ملاقات خواهند کرد. ما اکنون در حال بررسي شرايط امنيتي هستيم تا آنها را سالم در کشور ببينيم. آنها مي توانند از مراسمي که برايشان در نظر گرفته ايم لذت ببرند.»

پس از پيروزي عراق در ديدار نيمه نهايي جام ملت ها برابر کره جنوبي پنجاه هوادار عراقي در يک حمله تروريستي کشته شدند و اکنون بازيکنان عراق به هدف هاي خوبي براي تروريست ها تبديل شده اند.

يونس محمود در اين باره گفته بود؛ «از اين قهرماني بسيار خوشحالم و آرزو دارم به عراق بازگردم و اين لحظه را با مردم کشورم سهيم شوم. هدف ما قهرماني در جام ملت ها بود و به آن رسيديم. اما حالا مشکل ما اين است که کجا اين قهرماني را جشن بگيريم،»

هوار ملامحمد ديگر ستاره عراق در جام ملت ها هم گفت؛ «ما آرزو داريم به کشورمان بازگرديم و مانند ساير قهرمانان روي اتوبوس هاي سر باز در خيابان ها حرکت کنيم. اما ما تنها براي خودمان نمي ترسيم. نگران جان بسياري از عراقي هايي هستيم که ممکن است هدف تروريست ها شوند.»

علي الدباغ سخنگوي دولت عراق گفت؛ «بازيکنان نبايد نگران جان شان باشند چرا که در بغداد جاهاي امن زيادي وجود دارد.» اما بازيکنان عراق که در نهايت به کشورشان رسيدند در راه بازگشت با صحنه عجيبي روبه رو شدند، نخست وزير امارات متحده عربي هواپيماي شخصي اش را براي آنها فرستاد. عراق سزاوارانه قهرمان جام ملت هاي آسيا شده است. اکنون همه در قاره آسيا کلاهشان را به احترام نمايندگان کشور جنگ زده برمي دارند. سران تيم ملي عراق گفتند شيخ محمد بن رشيد آل مکتوم نخست وزير و فرماندار دبي مي خواست نخستين فردي باشد که در راه بازگشت به خاورميانه به آنها خوشامد مي گويد. اين در حالي است که بازيکنان در سالن ترانزيت فرودگاه بانکوک منتظر پرواز به امان بودند. اما به آنها گفته شد که ميهمانان ويژه اميران دبي خواهند بود. بر اساس اعلام مجله Forbes شيخ محمد نزديک به چهارده ميليارد دلار دارايي دارد.
بسکتبال ايران در يک چهارم نهايي جام ملت هاي آسيا
دو گام بلند تا نيمه نهايي
 نفيسه خانلري
قبل از آنکه تيم ملي بسکتبال، ايران را به مقصد ژاپن (محل برگزاري جام ملت هاي آسيا) ترک کند، نگراني هاي زيادي وجود داشت. مصدوميت تعدادي از چهره هاي اصلي از يک طرف و محروميت تعدادي از بازيکنان از طرف ديگر موجب مي شد تا کادر فني اميد چنداني به صعود ايران نداشته باشد. تيم با 50 درصد از توان اصلي اش به ژاپن مي رفت و قرار بود با تيم هاي چين، اردن و فيليپين روبه رو شود؛ تيم هايي که هر يک از مدعيان اصلي اين ميدان بودند. اين گروه، گروه مرگ نام گرفته بود و پيش بيني مي شد که با صعود ايران از اين گروه در ادامه راه، کار ساده تري پيش روي تيم ملي باشد. البته اين اتفاق هم افتاد. ايران با شکست تمام حريفان بزرگش توانست کاملاً مقتدرانه و به عنوان سرگروه بي چون و چراي اين گروه به مرحله بعد راه پيدا کند.

حالا ايران که مدافع عنوان سومي خود در بازي هاي دوحه است به حريفي جدي براي ديگر آسيايي ها تبديل شده. اين تيم با تکيه بر نتايج مقتدرانه اش به فينال جام ملت ها فکر مي کند و کسب سهميه المپيک پکن.

بسکتبال ايران الان در مرحله يک چهارم نهايي با قطر، لبنان و چين تايپه هم گروه است. پيروزي دلچسب ديروز مقابل چين تايپه و با نتيجه 76 بر 64 هم جايگاه ايران را بيش از پيش تثبيت کرد تا بسکتبال بتواند با خيال راحت تري براي صعود به فينال بجنگد. در اين ديدار مهم همان مهره هايي که کادر فني حساب ويژه اي روي آنها باز کرده بود، يعني صمد نيکخواه بهرامي، جواد داوري و حامد حدادي حضوري شايسته داشتند و يک بار ديگر خاطره آخرين پيروزي مقابل اين تيم را زنده کردند. و اما امروز تيم ملي ايران بايد به مصاف قطر برود. به مصاف تيمي که داراي عنوان نايب قهرماني دوحه است و در اين ميدان هم بسيار خوب ظاهر شده. اين تيم که از بازيکنان خارجي هم بي بهره نيست به دنبال حفظ نايب قهرماني اش است و قطعاً مقابل ايران با تمام قوا حاضر مي شود. پس از اين ديدار ملي پوشان ايران با لبنان ديدار مي کنند. اين تيم هم چون ديگر حاضرين تيم پرانگيزه اي است اما تا به حال فراز و نشيب هاي زيادي داشته و به نظر مي رسد ايران کار چندان دشواري مقابل اين تيم نداشته باشد. در هر صورت حالا که نمايندگان ايران تا اين مرحله بالا آمده اند، انتظارات هم بيشتر شده و ديگر همه منتظر ورود به المپيک هستند. در گروه ديگر اردن، کره جنوبي، ژاپن و قزاقستان قرار گرفته اند و بايد ديد که بالاخره چه تيم هايي به نيمه نهايي راه پيدا مي کنند و مي توانند سهميه المپيک را به نام خود ثبت کنند. در جريان اين مسابقات تيم هاي فيليپين، سوريه، چين، هنگ کنگ، کويت، هند، امارات و اندونزي نيز براي تعيين عناوين نهم تا شانزدهم مسابقه مي دهند.

 آقا کوچکي سرمربي سابق تيم ملي

ما از قطر شناخت کافي داريم. بازي هاي جام ويليام جونز و رقابت هاي دوحه، تجربه ما براي بازي مقابل اين تيم را بالا برده و اين امکان را به بازيکنان مي دهد تا با قدرت کامل بازي کنند. ما در طول بازي با قطر بايد کمتر اشتباه کنيم و تا پايان بازي با همان توان اوليه ظاهر شويم.

 شاه علي مربي تيم بسکتبال

مصدوميت بازيکنان تيم ملي قبل از اعزام پتانسيل اين تيم را کاهش داد و حالا هم بايد کادر فني هوشيارانه مراقب وضعيت جسمي بازيکنان باشد. تيم ملي ايران نشان داده که در چنين شرايطي و حتي با وجود مصدومانش نيز مي تواند شگفتي ساز باشد و اگر همت کنيم برتري مقابل قطر کار سختي نخواهد بود.

 محمود مشحون رئيس فدراسيون بسکتبال

اعضاي کادر فني با شناخت کافي از شرايط تيم ايران کاملاً مسلط به اوضاع هستند. آنها با استفاده به موقع از بازيکنان کليدي شرايط را به طور مطلوبي براي همه نفرات رقم مي زنند و در نهايت شاهد هستيم که تيم ايران در هر بازي بهتر از بازي قبل به ميدان مي رود.

امروز و فردا مسابقات سختي مقابل تيم هاي قطر و لبنان در پيش داريم اما با برنامه هاي اعضاي کادر فني بسيار اميدوار به کسب پيروزي هستيم.شناخت جامعي از تيم هاي قطر و لبنان داريم و حضور در مسابقات چين تايپه فرصت مغتنمي شد تا ما در بهترين شرايط به لحاظ روحي و رواني به ميدان برويم.بازيکنان اين روزها کاملاً مصمم به کسب موفقيت هستند. آنها هم اکنون بوي قهرماني به مشامشان رسيده و قصد دارند با همدلي و تلاش پيروزي هاي ارزشمندي را براي کشور ايران کسب کنند.

 صمد،بهترين بازيکن ايران

صمد نيکخواه بهرامي با کسب 22 امتياز به عنوان بهترين و امتيازآورترين بازيکن ديدار تيم هاي ايران و چين تايپه معرفي شد.

نيکخواه بهرامي با کسب 22 امتياز در مدت 36 دقيقه حضور خود آمار قابل توجهي را از خود برجاي گذاشت. او در پرتاب هاي دو و سه امتيازي به ترتيب 69 و 33 درصد موفقيت داشته است.حامد حدادي با کسب 17 امتياز و 16 ريباند دومين بازيکن برتر اين ديدار بود و پس از او جواد داوري با کسب 13 امتياز سومين بازيکن موثر تيم ايران لقب گرفت.اما در آن سوي ميدان T.wu و H.Chen هرکدام با کسب 16امتياز، امتيازآورترين بازيکنان تيم چين تايپه بودند. آنها هرکدام به ترتيب 6 و 5 ريباند را به دست آوردند.
کسب 9 مدال در اردن
دووميداني ايران نهم شد
هفدهمين دوره مسابقات دووميداني قهرماني آسيا در حالي به پايان رسيد که کاروان اعزامي کشورمان متشکل از 15 دونده مرد و 3 دونده زن با دست پر «امان» پايتخت اردن را به مقصد تهران ترک مي کند. در پايان پيکارهاي دووميداني قهرماني آسيا ايران با دو مدال طلا، چهار نقره و سه برنز براي نخستين بار به مقام نهم آسيا رسيد.قبل از حضور حدادي در مسابقات قهرماني آسيا، وي ابراز کرده بود که قهرماني هفدهمين دوره پيکارهاي آسيايي را به خود اختصاص مي دهم چرا که با پرتابگراني به رقابت مي پردازم که فاصله رکوردهايشان با من بسيار تفاوت دارد.با برگزاري رقابت ها و کسب مدال طلا در ماده پرتاب ديسک پيش بيني نايب قهرمان جهان به حقيقت پيوست و قهرماني اين ماده به نام پرتابگر ايران به ثبت رسيد.

همچنين عباس صميمي با کسب مدال برنز در اين رقابت ها دوباره توانايي هاي خود را به معرض نمايش گذاشت تا مسوولان را به اين باور برساند که پس از 6 يا 7 سال موفق نبودن، مي تواند با استفاده از مهارت هاي خاص و باور توانايي هاي خود، افتخارآفريني بوسان کره را به ياد همگان بياورد.بيژن شادمهر کارشناس فدراسيون دووميداني در اين خصوص گفت؛ عملکرد ورزشکاران مطلوب بود. هرچند که مدال هاي مختلفي در اين رشته ها توسط بچه ها کسب شد اما کسب رکوردهاي به ثبت رسيده در خصوص برخي دوندگان راضي کننده نبود و انتظار بيشتري از آنها مي رفت. خوشبختانه دووميداني کاران در رقابت هايي که پيش روي خود داشتند براي بار ديگر توانايي هاي خود را ثابت کردند. اميد مهرابي در ماده هاي 10 و 5 هزار متر، غلامرضا کريمي در دو 400 متر با مانع و روح الله عسگري در دو 110 متر با مانع عملکرد قابل قبولي را ثبت کردند که در آينده با رفع برخي نکات مي توان شاهد موفقيت هرچه بيشتر بود.

بوعذار و عاکفيان نيز با کسب مدال هاي نقره و برنز در دو 400 متر، سجاد مرادي با کسب مدال نقره در ماده هاي 800 و 1500 متر و نتيجه مطلوب توسط مهاجر شجاعي در دو 800 متر نشان دهنده طي کردن مراحل رشد است. اما هنوز هم در رشته هاي سرعت به جايگاه واقعي خود نرسيده ايم و کمي زمان لازم است تا در اين رشته به ايده آل هاي خود برسيم.

رقابت هاي دووميداني بانوان در حالي برگزار شد که دوندگان کشورمان با توجه به نوع پوشش با ديگر دوندگان آسيايي، توجه ديگر کشورها را به خود جلب کرده بودند. رقابت ليلا ابراهيمي در دو 3هزار متر با مانع، رشته اي که در ايران تا به حال به آن پرداخته نشده بود، و برگزاري رقابت در اين ماده به صورت ضرب الاجل در مسابقات اعلام شده بود، باز هم مانع افتخارآفريني ورزشکار کشورمان نبود. طي کردن مسير 3هزار متر با مانع و هر بار درون چاله آب قرار گرفتن و خيس شدن لباس از چابکي وي نکاسته و براي نخستين بار اين دونده توانست مدال برنز اين پيکارها را در سبد مدال هاي دوندگان بيندازد.

ابراهيمي ثمره سال ها تلاش بدون ادعاي خود را در عرصه هاي بين المللي اين بار در اردن گرفت تا نشان دهد رعايت پوشش اسلامي نمي تواند مانع افتخارآفريني براي موفقيت در عرصه هاي بين المللي باشد.

کسب نتايج توسط هادي سپهرزاد در ماده دهگانه و محمدحسن رباني در پرش با نيزه براي اولين بار در تاريخ دووميداني بهت آور بود.

دکتر محمدصادق داداشي دبير فدراسيون دووميداني در اين خصوص ابراز کرد؛ کسب مدال طلا توسط رباني شک آور بود. حتي اگر وي مدال برنز در اين رقابت ها را نيز کسب مي کرد باز هم براي ما حکم طلا داشت.

هادي سپهرزاد نيز با توانايي بالايي که از خود در مسابقات به معرض نمايش گذاشت باورمان را صدچندان کرد که در آينده با تحت پوشش قرار دادن هرچه بيشتر مي توان به سکوهاي برتر آسيا فکر کرد. البته در مسابقات داخل سالن علي فيضي به همراه سپهرزاد در دهگانه مدال کسب کرده بودند اما اين نتيجه هادي چيز ديگري بود. در دوي استثنايي که سپهرزاد با حريف قطري خود داشت متاسفانه با اختلاف ناچيزي، مدال طلا را از دست داد.
چه کسي عنايتي را ترور کرد
 مهدي زعيم زاده
امير قلعه نويي در مناظره دوشنبه شب خود با منتقدانش هنگامي که با اين سوال امير حاج رضايي روبه رو شد که چرا عنوان کرده بود شبکه سوم حريف تيم ملي است و حاضر نمي شده در کوالالامپور با مزدک ميرزايي گزارشگر اعزامي شبکه سه مصاحبه کند از اين گفته و تصميم خود دفاع کرد و دليل «بايکوت» شبکه سوم را «ترور شخصيتي» رضا عنايتي از سوي گزارشگران و کارشناسان اين شبکه عنوان کرد. در ادامه قلعه نويي حاضر نشد دقيقاً توضيح دهد که منظورش از اين ترور شخصيتي چيست و کارشناس يا گزارشگر شبکه سوم در مورد مهاجم تيم ملي چه گفته که او را اين گونه به واکنش وادار کرده بود. اصرار عادل فردوسي پور هم نتيجه نداد و مربي تيم ملي مشخص نکرد که در گزارش و کارشناسي بازي هاي تيم ملي چه جمله اي درباره عنايتي گفته شده که او آن جمله را به «ترور شخصيتي» تعبير کرده است.

نزديکان قلعه نويي دراين باره مي گويند پس از بازي ايران و چين به مربي تيم ملي خبر مي رسانند که کارشناس تلويزيوني پس از نمايش ضعيف ايران در نيمه اول در بين دو نيمه عنوان کرده «معلوم نيست چه رابطه اي بين عنايتي و قلعه نويي وجود دارد که مربي تيم ملي در هر شرايطي از اين بازيکن استفاده مي کند؟» گفته مي شود دوستان قلعه نويي نام کارشناس مورد نظر را هم به اشتباه «فرشاد پيوس» به مالزي مخابره کرده بودند، اما چنين مساله اي وجود نداشته و به نظر مي رسد نزديکان قلعه نويي اطلاعاتي نادرست به مالزي ارسال کرده بودند. کارشناس بازي اول ايران که برابر ازبکستان انجام شد فيروز کريمي بود و رسول کربکندي هم کارشناسي بازي ايران- چين را برعهده داشت. در واقع در اين ميان خبري از فرشاد پيوس نبود و پيوس کارشناس بازي افتتاحيه تايلند- عراق بود که طبيعتاً چون آن موقع هنوز ايران کاري نکرده و عنايتي هنري از خود نشان نداده بود پيوس نمي توانسته چنين حرف هايي بزند. فيلم هاي موجود در آرشيو شبکه سوم هم نشان مي دهد فيروز کريمي و کربکندي هيچ گاه از تيم ملي انتقاد نکردند و حتي جمله اي خفيف تر از آنچه دوستان قلعه نويي به سمع سرمربي تيم رساندند درباره عنايتي به زبان نياوردند، از آنجا که تهيه کنندگان شبکه سوم و دست اندرکاران برنامه جام چهاردهم از کارشناسان و مجريان اين برنامه مي خواستند حتي يک جمله انتقادي درباره تيم ملي نگويند اصلاً امکان اينکه از يک بازيکن ايراد گرفته شود وجود نداشته چه برسد به اينکه کسي «ترور شخصيتي» شود. به نظر مي سد اطلاعاتي که از تهران به کوالالامپور ارسال شده کاملاً اشتباه بوده و مربي تيم ملي بدون داشتن اطلاعات کامل و صحيح بر مزدک ميرزايي تاخته و شبکه سوم را تحريم کرده. از آن بدتر صحبت هاي قلعه نويي در کنفرانس مطبوعاتي قبل از بازي با مالزي بود که سرمربي تيم ملي از شبکه سوم به عنوان يکي از حريفان تيم ملي ياد کرد. مسوولان شبکه سوم هر چقدر به ذهن خود فشار مي آورند متوجه نمي شوند در کدام قسمت از برنامه هاي اين شبکه به مربي و بازيکن تيم ملي بي احترامي شده که از آن به عنوان «ترور» ياد مي شود. اين در حالي است که هنگام بازي هاي تيم ملي در جام ملت ها انتقاد نکردن شبکه سوم از شرايط تيم ملي براي بينندگان آزاردهنده شده بود، آيا اطلاعات اشتباهي در اختيار قلعه نويي قرار گرفته بود يا او مي خواهد براي اينکه «حمله» خود به شبکه سه را توجيه کند، اين مباحث را مطرح مي کند. جالب اينکه قلعه نويي در رويارويي هاي خود با مزدک ميرزايي هم هيچ گاه بحث ترور شخصيتي عنايتي را مطرح نکرد و تنها با انتقاد از گزارش مزدک در بازي با چين و اينکه او عملکرد عنايتي را زير سوال برده ديگر حاضر نشد با گزارشگر شبکه سوم مصاحبه کند. قلعه نويي از ميرزايي گلايه مي کند چرا او در گزارشش عنوان کرده که عنايتي در سمت چپ خوب کار نکرده و چرا او از بازيکني که در يک بازي 12 کيلومتر دويده انتقاد کرده. در واقع اگر دلخوري قلعه نويي از شبکه سوم به خاطر گزارش مزدک بوده که بايد گفت سرمربي تيم ملي در اين باره زياده روي کرده و انتقادهاي مزدک ميرزايي صحبت هاي متداولي بوده که عصباني شدن از آن چندان منطقي به نظر نمي رسد. آرشيو شبکه سوم نشان مي دهد هيچ کس در تهران و در استوديوي اين شبکه عنايتي را «ترور» نکرده. انتقادهايي هم که مزدک در گزارشش نثار عنايتي کرده يک «حمله» کوچک هم نبود چه برسد به ترور، با اين شرايط معلوم نيست «تروريست» مورد نظر چه کسي بوده و هنوز هم مسوولان شبکه سوم در شناخت آن ناکام مانده اند. در اين ميان دو حالت وجود دارد؛ يا به قلعه نويي «راپورت»هاي اشتباه مي دهند يا او خودش تحمل يک جمله انتقادي کوچک از گزارشگر شبکه سوم را ندارد و آن را بزرگ مي کند و تشبيه به يک ترور شخصيتي مي کند. از نگاه قلعه نويي تروريست مورد نظر مزدک ميرزايي است؛ گزارشگري که با ايراد گرفتن از پست بازي عنايتي او را ترور کرد،
حواشي برنامه جام چهاردهم
تيتراژ برنامه که پخش مي شد هنوز کل کل ادامه داشت «خب آقاي فردوسي پور شما هم امشب استعفا بده» امير قلعه نويي که هر چند سعي داشت نشان دهد به اعصابش مسلط است با حالتي پرخاشگرانه مي خواست پاسخ فردوسي پور را داده باشد. او که در تمام طول برنامه با موضعي دفاعي بايد به هجمه انتقادهاي منطقي ذوالفقارنسب، حاج رضايي و گهگاه عادل فردوسي پور جواب مي داد، ديگر کاسه صبرش لبريز شده بود. او سعي داشت با اين جمله پاسخي داده باشد به حرف هاي پاياني عادل فردوسي پور؛ «شما که مي گوييد تقصير شکست را به گردن مي گيريد بايد استعفا مي داديد.» جمله اي که قلعه نويي در اين وقت از شب انتظار شنيدنش را نداشت؛ اما عادل دست بردار نبود؛ «اين يک عرف رايج در تمام دنياست. وقتي يک مربي نتيجه نمي گيرد و اعلام مي کند مقصر است، خودش استعفا مي دهد.» حرفي که امير حاضر نبود زير بارش برود؛ «مشکل فوتبال ما با استعفاي من حل مي شود؟ مشکل شما اين است که با هر کسي پاک و صادقانه کار مي کند مشکل داريد،»
بيژن ذوالفقارنسب پس از يک شب جنجالي
کشتي که نمي شود گرفت
شرق؛ بيژن ذوالفقارنسب به نسبت امير حاج رضايي دوشنبه شب جنجالي تري را به پايان برد. دکتر که به عنوان کارشناس وظيفه داشت ايرادهاي فني و نقاط تاريک سيستم تيم ملي را بيرون بريزد، به واسطه تسلط به بحث و کم نياوردن در يک ديالوگ زنده دو نفره، امير قلعه نويي را وادار به تناقض گويي کرد. ذوالفقارنسب البته عقيده دارد اگر وقت بيشتري تا زمان حضور در استوديوي برنامه جام چهاردهم داشت، ساعات بهتري در انتظار مخاطبان بود.

از برنامه راضي بوديد؟

خب، من که نبايد راضي باشم. بايد ببينيم بازتاب در بين افکار عمومي چيست.

اما به هرحال نظر شما درباره ديالوگ ها و پاسخ هاي آقاي قلعه نويي...

خود من راضي بودم. اما فکر مي کنم اگر زودتر در جريان برنامه قرار مي گرفتم و با آمادگي بيشتري مي رفتم بهتر مي شد.

مگر کي خبردار شديد که کارشناس برنامه هستيد؟

ساعت 5/4. به همين دليل در مجموع 70 ،80 درصد آن چيزي که مي خواستم شد. البته اين را هم بايد در نظر بگيريم که هميشه برنامه هاي تلويزيوني محدود بوده.

و اگر زودتر خبردار مي شديد؟

مطالعه مي کردم. خيلي چيزها را با تصوير به برنامه مي آوردم. ايراداتي که نياز داشت با عکس و تصوير درباره آن توضيح مي دادم.

چقدر وقت مي خواستيد؟

اگر 24 ساعت زودتر مي فهميدم که مهمان برنامه هستم، خوب بود. آن وقت کلي دياگرام، شکل و تصوير داشتم تا بحث ها منطقي تر باشد.

جواب هاي قلعه نويي شما را راضي مي کرد يا مدام طفره مي رفت؟

من سوالاتم را مي پرسيدم و او پاسخ مي داد. حالا بايد مخاطب نظر بدهد که جواب ها خوب و قانع کننده بود يا نه.

در مورد مسائل فني خيلي ابهام داشتيد؟،

خب عمده ابهامات من درباره عملکرد فني تک تک بازيکنان بود. من چند نوبت درباره ضعيف بازي کردن بازيکنان و بد بازي گرفتن از آنها سوال کردم، ولي آقاي قلعه نويي رد مي کردند.

نتيجه گرفتيد؟

کشتي که نمي شود گرفت. بالاخره بايد از اين بحث ها يک نتيجه اي گرفته مي شد که فکر مي کنم مخاطبان بايد درباره آن نظر بدهند.

و درباره سيستم تيم ملي.

بله، اين هم يکي از بحث هاي کليدي من بود. به عقيده من ايشان به خاطر مصلحت سيستم تيم ملي را عوض کردند. البته در برنامه گفتند که به خاطر حرف هاي روزنامه نگاران بوده و سيستم تيم را از 2-4-4 به 2-5-3 تغيير داده اند. سيستمي که به اعتقاد من بسيار ناکارآمد است. ولي ايشان اصرار داشتند که حق با او است.

آيا مسائلي بود که دوست داشتيد با آقاي قلعه نويي مطرح کنيد و به خاطر زنده بودن برنامه تلويزيوني مطرح نکرديد؟

فوتبال ما دقيقاً 13 ، 14 ماه است که در بلاتکليفي به سر مي برد. يک مريضي حاد مديريتي دارد. نه خبري از برنامه است و نه هدف مشخصي دارد. شما نگاه کنيد نوجوانان، جوانان و اميدهاي ما حذف شدند. استقلال هم به خاطر سردرگمي به ليگ قهرمانان نرفت. به هرحال در رسانه ملي نبايد ايجاد جو بي اعتمادي کرد. اما بايد يک مدير فوتبالي داراي طرح و برنامه به اضافه گروه کاري فني واجد شرايط داشته باشيم.

از نظر فني چطور؟

ما تحليل درستي از حريفان مان نداشتيم. يک تحليل ناب از مسابقات. يک نکته اي که من روي آن تاکيد داشتم اين بود که کره در نيمه هاي دوم خود ضعيف تر بود. به همين دليل بايد به کره فشار مي آورديم و نيروي تهاجمي خود را افزايش مي داديم تا کره را در نيمه دوم زمين گير کنيم. فوتبال مثل شطرنج است و نياز به تحليل دارد.

شما عقيده داريد که امسال بهترين بخت براي قهرماني ما بود؟

بله، به اعتقاد من بين تيم هاي مدعي ژاپن، کره، استراليا، عربستان و ايران 5 تيمي بودند که شانس قهرماني داشتند. اما در اين بين ايران با تمام امکانات و بازيکنانش آمده بود، استراليا بي تفاوت بود، ژاپن جوان گرايي کرده بود، کره پنج، شش مهره اش را هم نداشت و عربستان هم تيم دگرگون شده اي بود.

پس به نظر شما با توجه به امکانات مناسب و بازيکنان خوب، کادر فني مقصر اصلي ناکامي تيم ملي بود؟،

دقيقاً.

معدنچي؛ در حد نام ايران نبوديم
لعنت به ليگ امارات
من مقصرم
قبول کن ژنرال
جنگ نتوانست فوتبال را بکشد
دو گام بلند تا نيمه نهايي
دووميداني ايران نهم شد
چه کسي عنايتي را ترور کرد
حواشي برنامه جام چهاردهم
کشتي که نمي شود گرفت
پگاه با يک ميليارد تومان مي آيد
دو تکواندوکار از ميان اين همه
مصدوميت مراد محمدي جدي نيست
دوپينگ ايبان مايو در تور دوفرانس
غلط در غلط
عقب نشيني عجيب
در باب ادبيات
انصاري فرد مديرعامل راه آهن
صفايي فراهاني به عضويت کميته فني فيفا درآمد
کعبي فردا با لستر تمرين مي کند
ذوالفقارنسب فرصت مربيگري را از دست داد
دعواي وينکو و پورحيدري
دو بازيکن تيم ملي بوسني در همدان
حاشيه هاي ذوب آهن
تقدير ويژه از تيم ملي عراق

  پگاه با يک ميليارد تومان مي آيد
تيم واليبال پگاه اروميه با بودجه اي حدود يک ميليارد تومان براي ليگ 86 بسته مي شود. پس از انصراف شرکت پگاه از حضور در ليگ هاي ورزشي حرفه اي کشور، بالاخره مسوولان صنايع شير راضي شدند که تيم قدرتمندي را راهي ليگ برتر واليبال کنند. کادر فني و مديران تيم پگاه از صنايع شير تقاضاي بودجه اي يک ميليارد توماني کرده اند و با 50 درصد آن موافقت شود و قرار است مابقي با تصميم استانداري از بودجه تربيت بدني تامين شود.رسول بنايي سرمربي پگاه درباره زمان شروع تمرينات مي گويد؛ سعي مي کنيم حداکثر تا 20 مرداد تمرينات را شروع کنيم. نظر من اين بود که بايد تا اول مرداد تيم بسته مي شد تا تمرينات زودتر آغاز شود. متاسفانه شکل اساسي تيم ها بودجه است که زمان زيادي از تيم ها تلف کرد.


  دو تکواندوکار از ميان اين همه
ايسنا؛ با نزديک شدن به 17 مردادماه، زمان معرفي دو ملي پوش تکواندوي ايران، براي کسب سهميه المپيک در منچستر انگلستان، برخي از رسانه هاي گروهي اقدام به معرفي اين دو ملي پوش کرده اند. از آنجا که کادر فني تيم ملي و فدراسيون تکواندو، سوابق فني نفرات حاضر در اردو را معيارهاي اصلي گزينش دو تکواندوکار اعزامي به منچستر عنوان کرده اند، به نظر مي رسد با نگاه به سوابق مدال آوري ملي پوشان، پاسخ سوالات موجود و اين معادله دومجهولي تا حد زيادي مشخص شود. عملکرد رسانه ها در معرفي دو ملي پوش، منطقي است يا خير؟ خداداد دارنده مدال هاي طلاي تکواندوي آسيا و جهان مي گويد؛ «برخي از رسانه ها با در نظر گرفتن ضوابط و کارشناسي لازم، دو تکواندوکار المپيک را معرفي کرده اند و برخي ديگر خارج از کار کارشناسي و شايد به دليل سلايق شخصي نويسنده، برخي نظرات را مطرح و برخي را حذف کرده اند. درمجموع اگر اين معرفي از روي کارشناسي باشد، مي تواند کمک حال مربيان در تصميم گيري باشد. يوسف کرمي گفت؛ به نظر من اينکه رسانه ها بخواهند با تحليل خود، دو تکواندوکار المپيکي را معرفي کنند، کار درستي نيست زيرا مربيان به دفعات اعلام کرده اند که هنوز تصميمي نگرفته اند.مهدي بي باک هم گفت؛ «اگر تحليل، فني باشد هيچ مشکلي نيست، ولي مساله تحليل هاي مغرضانه است که اين نوع تحليل ها ايراد دارد. هدف همه ما حضور بهترين ها در انتخابي المپيک و سپس خود بازي ها است.»


  مصدوميت مراد محمدي جدي نيست
مصدوميت مراد محمدي جدي نيست و قهرمان وزن 60 کيلوگرم جهان تمرينات خود را در اردو پيگيري مي کند. مراد محمدي در جريان تمرينات چند روز گذشته تيم ملي کشتي آزاد دچار پيچ خورگي از ناحيه مچ پا شد. تقي اکبرنژاد مربي تيم ملي کشتي آزاد بزرگسالان در اين رابطه گفت؛ پاي مراد محمدي چند روز پيش در حين تمرين پيچ خورد ولي اين مصدوميت به هيچ عنوان جدي نيست و وي تمرينات خود را با جديت دنبال مي کند. کادر فني نيز هيچ استراحتي به او نداده است.اکبرنژاد همچنين گفت؛ کشتي گيران کشورمان تمرينات را با نشاط دنبال مي کنند و ما در اولين قدم در جام زيلکوفسکي لهستان حاضر مي شويم تا عيار برخي کشتي گيران سنجيده شود.


  دوپينگ ايبان مايو در تور دوفرانس
يک روز پس از پايان رقابت هاي تور دوفرانس، نمونه دوپينگ يک دوچرخه سوار ديگر مثبت اعلام شد. «ايبان مايو» رکابزن اسپانيايي بخش کوهستان نيز دوپينگي از آب درآمد.مايو در روز 24 ژوئيه که روز تعطيلي رقابت ها بود، از ماده EPO استفاده کرده است. به نوشته روزنامه ورزشي اکيپ فرانسه تيم «سونيه دوال» امتياز مرحله شانزدهم رقابت ها را هم از دست خواهد داد. اين خبر از سوي فدراسيون بين المللي دوچرخه سواري به تيم سونيه دوال اعلام شده است. مايو در ماه ژوئن در رقابت هاي «جيرود ايتاليا» با ميزان بالاي تستسترون در خونش روبه رو شده بود، اما در آن زمان فدراسيون جهاني دوچرخه سواري او را از آن اتهام مبرا کرده بود. پيش از مايو تست دوپينگ، آلکساندر وينوکوروف دوچرخه سوار قزاقستاني تيم آستانا و کريستيان مورني رکابزن ايتاليايي در جريان رقابت هاي تور دوفرانس مثبت اعلام شده بود.


 غلط در غلط
اينکه مدير شبکه سوم سيما که اتفاقاً نامش در جريان يکي از پرهياهوترين دوران سياسي ايران سر زبان ها افتاد و بنا بر سابقه از مديران بسيار معتمد و قدرتمند تلويزيون محسوب مي شود، پس از حرف هاي انتقادي سرمربي تيم ملي نسبت به عملکرد اين شبکه با او تماس بگيرد، حاصلي جز اين ندارد که جناب سرمربي در دومين برنامه تلويزيوني مستقيم خود بدون آنکه ذره اي از اعتماد به نفس خود را از دست داده باشد، روي اين جمله بي حساب و کتاب که «شما بازيکن تيم ملي را ترور شخصيت کرديد» پافشاري مي کند و سپس در لحظه اي که با استدلال هاي مجري در بن بست قرار گرفته، رو به او مي کند و از وي مي خواهد فقط به وظيفه «اجرا» بپردازد و بحث فني را بگذارد براي کارشناسان برنامه. بايد خدمت آقاي پورمحمدي که شبکه سوم سيما در بحث هاي کارشناسي مجبور به رعايت رويه مورد نظر ايشان شده و صرفنظر از برنامه دوشنبه شب غالباً در مدار احتياط حرکت کرده است، عرض کنيم که رفتار ديروز امير قلعه نويي ناشي از احتياط هميشگي صدا و سيما برابر او و عملکرد تيم ملي است. اين در حالي بود که بنا به اعتراف عادل فردوسي پور، صدا و سيما در جام جهاني در انتقاد از برانکو ايوانکوويچ سنگ تمام گذاشت و حتي يک بار پس از آنکه محمد زادمهر کارشناس فوتبال به حمايت از برانکو پرداخت صحبت هاي وي را قطع و او را به بيرون هدايت کرد.

قلعه نويي که در دوران مدت حضور در تيم ملي، حتي پس از محرز شدن عامليت او در حذف استقلال از ليگ قهرمانان آسيا، با نرم ترين انتقادات در برنامه نود و ساير برنامه هاي صدا و سيما روبه رو شده است، در برنامه دوشنبه شب از تکرار اين جمله که شبکه سه از حريفان اصلي تيم ملي بوده ابايي نداشت و اين در شرايطي است که دستور العمل کلي شبکه سه در ايام جام ملت ها حمايت از تيم ملي بود، رويه اي که نتيجه آن شکست بار بود؛ چه در بعد فني و چه در ساير ابعاد که يکي از آنها همين جلب رضايت سرمربي تيم ملي بود که قاعدتاً مي بايست متشکر صدا و سيما باشد،


  عقب نشيني عجيب
عملکرد عادل فردوسي پور در اجرا و پيشبرد برنامه نقد عملکرد فني سرمربي تيم ملي، تا حدي با اجراهاي موفق او در برنامه هاي نود فاصله داشت. اتفاقي که شايد علت اصلي آن، حضور دو کارشناس در برنامه بود که گرچه بدون تعارف و صريح حرف زدند، اما نهايتاً تمرکز را از عادل گرفتند. فردوسي پور که در اجرا متکي به ضربات ناگهاني با جملات صريح و نگاه هاي شيطنت بار به دوربين است، در برنامه دوشنبه شب با حمله برق آساي امير قلعه نويي که به او گفت صلاحيت اظهارنظر فني ندارد، در قالبي متفاوت فرو رفت. اتفاقاً کارگردان برنامه درست در همين لحظه در نمايي بسته از صورت عادل فردوسي پور، نشان داد که او يخ کرده و عقب نشسته است. عادل که پيش از اين، در بحثي طولاني درباره سوژه «ترور شخصيت» رضا عنايتي، در موضعي درست سرمربي را در موضع انفعالي قرار داده و دست خالي وي را در مقابل بينندگان رو کرده بود، در ادامه حرف هاي خود به اينجا رسيد که؛ «با تيم جام جهاني خيلي سختگيرانه تر برخورد شد.» و وقتي از قلعه نويي شنيد؛ «اين تيم مسائل حاشيه اي آن تيم را نداشت.» به او جواب داد؛ «مسائل حاشيه اي نه، مسائل فني،» و درست در همين لحظه بود که قلعه نويي ضربه را وارد کرد و گفت؛ «بزرگوار، مسائل فني را اجازه بده کارشناس ها حرف بزنند، شما فقط اجرا کن،» در اين لحظه تصور مي کرديم عادل به قلعه نويي يادآوري خواهد کرد که اين بحث فني نبوده و کاملاً مربوط به مسائل صدا و سيماست اما خونسردي قلعه نويي و لحن تحقير کننده وي، حتي فردوسي پور را به اشتباه انداخت. عادل از اين به بعد، به فکر تلافي بود و گهگاه به ميان حرف هاي قلعه نويي مي پريد و حتي برخلاف هميشه سوالات نابجايي مطرح مي کرد، مثل زماني که او درباره چرايي حضور توامان آندو و نکونام سوال کرد قلعه نويي از تشابه پست آندو و تيم ملي در بولتون گفت... شايد سکوت فردوسي پور پس از پاسخ قلعه نويي و نگاه معنا دار او به حاج رضايي اعتراف به اين نکته بود که مجري اول فوتبال در صدا و سيما، براي اول بار، ميدان را خالي کرده است.


  در باب ادبيات
وقتي امير حاج رضايي از امير قلعه نويي خواست تا ادبياتش را تغيير دهد و در شأن سرمربي تيم ملي سخن بگويد، نياز به بيان مصاديق داشت، اما از آنجا که ادب اجازه نمي داد کلماتي مثل «کل يوم» را به زبان بياورد، به ذکر مثال هايي مثل آن جمله سرمربي که گفته بود «ما بدون باخت جام ملت ها را تمام کرديم»، پرداخت. مثال هايي که به قلعه نويي فرصت داد خودش را به کوچه علي چپ بزند. انگار نه انگار که او در ميان مربيان چند دهه گذشته تيم ملي، تنها علي پروين را در فن بيان رقيب خود مي بيند،نکته اينجا بود که اکثر جملات قلعه نويي در گفت وگوي دوشنبه شب، مصداق اين توصيه امير حاج رضايي به امير قلعه نويي بود، اما جناب سرمربي که يک بار در گفت وگوي تلفني با محسن صفايي فراهاني به او خاطر نشان کرده بود که مدل حرف زدنش همين است، در مواجهه با اين انتقاد درست حاج رضايي بحث را به سوي ديگري کشاند و مثل ماهي از دست صياد گريخت. اين در حالي بود که احتمالاً، پافشاري حاج رضايي و فردوسي پور بر اين بحث و کنار گذاشتن خجالت در بيان مثال ها مي توانست منجر به پديد آمدن يکي از مهم ترين بحث ها در رابطه با سرمربي تيم ملي شود که ندانسته با ادبيات خود، بسياري از طرفداران پر و پا قرصش را از دست داده. کسي که حالا تصوير خود را از يک مربي باهوش و موفق به يک مربي عامي و کم سواد نزول داده است؛ کسي که جمعه شب در برنامه ورزش از نگاه دو، گفت؛ «اگر پنالتي رسول گل مي شد، نظرات 360 درجه تغيير مي کرد» اما همان طور که دوستان نکته سنج در روزنامه گل نوشته بودند، منظور سرمربي تيم ملي همان 180 درجه خودمان بود که با 180 درجه اختلاف بيان شد، شايد برايتان جالب باشد که بدانيد آلماني ها براي آنکه از فرانتس بکن باوئر بازيکني در حد کاپيتان آ لمان بسازند، پس از ظهور او در جام 1966، وي را به کلاس هاي مختلف فرستادند تا حرف زدن، غذا خوردن و... را ياد بگيرد،


 انصاري فرد مديرعامل راه آهن
شرق؛ پس از شايعات هفته گذشته درباره تغيير مديريت باشگاه راه آهن، ديروز شنيده شد انصاري فرد مديرعامل سابق پرسپوليس احتمالاً به عنوان مديرعامل جديد راه آهن معرفي خواهد شد. البته هنوز مشخص نيست اين پست به عباس يا محمدحسن انصاري فرد برسد ولي به هر حال آنچه قطعي به نظر مي رسد مديرعاملي انصاري فرد است که در بين آنها نيز شانس محمدحسن انصاري فرد که در پرسپوليس کارنامه قابل قبولي بر جاي گذاشت و چندماه قبل با فشار مخالفان از اين تيم کنار رفت، بيشتر از برادر بزرگتر است.


 صفايي فراهاني به عضويت کميته فني فيفا درآمد
محسن صفايي فراهاني به عنوان يکي از دو نماينده کنفدراسيون فوتبال آسيا به عضويت کميته فني فيفا درآمد. صفايي فراهاني که چندي پيش در انتخابات AFC به عنوان عضو کميته اجرايي کنفدراسيون فوتبال آسيا انتخاب شد، در تازه ترين تصميم فيفا به عنوان يکي از دو کرسي آسيا به عضويت کميته فني فدراسيون بين المللي فوتبال (فيفا) که زيرمجموعه هيات رئيسه فيفا محسوب مي شود، درآمد. اين براي نخستين بار است که فردي ايراني، اين کرسي مهم را در اختيار مي گيرد. پيش از اين تنها دکتر محمد خبيري عضو کميته اساسنامه هاي فيفا بود و سمت جديد صفايي فراهاني بالاترين مقام يک ايراني در فدراسيون جهاني فوتبال است.


 کعبي فردا با لستر تمرين مي کند
فوتبال ايران؛ حسين کعبي که پس از توافق با مسوولان باشگاه لستر پيش از آغاز جام ملت ها به اين تيم پيوسته بود، صبح ديروز وارد انگليس شد.حسين کعبي پس از حضور در کشور انگليس از امروز در تمرينات اين تيم شرکت خواهد کرد تا هرچه زودتر مربيان لستر برنامه هاي ويژه تمريني خود را در مورد اين بازيکن اجرا کنند.


  ذوالفقارنسب فرصت مربيگري را از دست داد
فوتبال ايران؛ سرمربي فصل گذشته تيم برق شيراز، در شروع فصل جديد رقابت هاي ليگ برتر و ليگ دسته اول در هيچ تيمي مربيگري نخواهد کرد. ذوالفقارنسب پس از جدايي از برق شيراز، با چند پيشنهاد از تيم هاي شهرستاني روبه رو شد ولي او تصميم گرفته بود در خارج از تهران، سرمربيگري نکند. اين موضوع باعث شد تا ذوالفقارنسب در شروع فصل جديد ليگ برتر و ليگ دسته اول، فرصت مربيگري را از دست بدهد. او بايد در انتظار ايجاد تغيير در کادر فني بعضي از تيم ها باشد تا در يک تيم فعاليت کند.


 دعواي وينکو و پورحيدري
شرق؛ از قرار معلوم جنگ پنهان قدرت در پاس همدان کم کم جدي تر مي شود. پس از بگومگوي چندباره وينکوبگوويچ و منصور پورحيدري در تمرينات، از اين تيم خبر مي رسد که رودررويي سرمربي تيم و مديرفني باشگاه احتمالاً به کم رنگ تر شدن نقش پورحيدري در بحث هاي فني تيم منجر خواهد شد. وينکو که عقيده دارد براي پرکردن ليست باشگاه بايد بازيکنان درخواستي او جذب تيم شوند در برابر پيشنهادات پورحيدري که حضور بازيکناني چون عليرضا اکبرپور و بازمانده هاي استقلال را شامل مي شود، مخالفت مي کند. بگوويچ هم البته با مخالفت هايي در باشگاه روبه رو است که در جذب ليست بازيکنان او کوتاهي مي کنند. آخرين پيشنهاد وينکو استخدام ميثم سليماني است که شايعه شده سهميه ليگ برتري محسوب مي شود و شايد از پرسپوليس جدا شود.


 دو بازيکن تيم ملي بوسني در همدان
شرق؛ در حالي که هنوز دعواي پاسي هاي ناراضي با مديران اين تيم ادامه دارد، دو بازيکن تيم ملي بوسني در آستانه عقد قرارداد با پاس همدان قرار دارند. امير اودجا و طارق گويچ مهاجم و مدافع تيم ملي بوسني پس از حضور در تمرين، منتظر اخذ ITC خواهند ماند تا در هيات فوتبال همدان قرارداد خود را رسمي کنند. پاس همچنين در نظر دارد يک ملي پوش ازبکي را به جمع بازيکنان خارجي اش اضافه کند. گفته مي شود اين بازيکن در زمان اردوي تدارکاتي پاس در ازبکستان و در جريان بازي دوستانه پاس و پاختاکور مورد ارزيابي قرار گرفته و جذب خواهد شد. پست اين ملي پوش ازبک هم مهاجم است.


 حاشيه هاي ذوب آهن
گفته مي شود اين روزها جرياني با تحريک تعداد محدودي هوادار، جعل اخبار و نشر اکاذيب در مطبوعات ورزشي سعي در حاشيه سازي و ايجاد بحران در يکي از باشگاه هاي ورزشي استان اصفهان را دارد.شنيده ها حاکي از اين است که سرمنشاء اين حوادث شخص يا اشخاصي با گذشته نامتعارفند که با استفاده از روابط خويش با مطبوعات ورزشي منافع از دست رفته خود را پيگيري مي کنند. شايان ذکر است اين محفل روند رو به رشد، روابط سالم، قانونمند و برنامه هاي جديد هيات مديره باشگاه ذوب آهن را در تضاد با منافع خود مي بيند.


 تقدير ويژه از تيم ملي عراق
فوتبال ايران؛ مجلس نمايندگان عراق روز دوشنبه اعلام کرد جايزه ويژه اي براي اعضاي تيم ملي فوتبال اين کشور در نظر دارد. بر اين اساس به هر کدام از بازيکنان ملي پوش عراقي و ديگر اعضاي تيم 400 متر زمين مسکوني در بغداد اهدا خواهد شد.همچنين طالباني و نوري مالکي هر کدام 10 هزار دلار به اعضاي تيم قهرمان پرداخت مي کنند. نمايندگي سازمان ملل متحد نيز اعلام کرد جايزه ويژه اي براي تيم عراق در نظر دارد.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام