920 شماره
چهارشنبه، 10 مرداد 1386
صفحه نخست :: ايران و جهان :: جهان
مذاکرات سخت رايس براي حمايت از مالکي در شرم الشيخ

گروه بين الملل؛ کاندوليزا رايس وزير امور خارجه ايالات متحده امريکا ديروز با همتايان هشت کشور عربي در شرم الشيخ تشکيل جلسه داد تا شايد بتواند آنها را راضي کند که از دولت نوري مالکي حمايت کرده و از اعمال سياست هاي براندازانه عليه دولت وي خودداري کنند. در اين نشست نمايندگان کشورهاي شش کشور عربي حاشيه خليج فارس به همراه اردن و مصر حضور داشتند.

وزيران امور خارجه و دفاع امريکا در حالي روز گذشته وارد مصر شدند که دو روز قبل از آن زلماي خليل زاد سفير ايالات متحده امريکا در سازمان ملل انتقادهاي گسترده اي را متوجه کشورهاي عربي به ويژه عربستان و امارات متحده عربي بر سر نقش منفي آنها در عراق کرده بود. خليل زاد با شرکت در يک مصاحبه مطبوعاتي عربستان را به براندازي دولت مالکي متهم کرد و گفت؛ «متاسفانه متحدان امريکا عليه مواضع آن در عراق فعاليت مي کنند.»

به اعتقاد بسياري از کارشناسان وزيران دفاع و امور خارجه امريکا ماموريت سختي را اين بار برعهده دارند. ترغيب کشورهاي عربي به ايجاد رابطه دوستانه با دولت شيعه عراق، دولتي که تاکنون نپذيرفته اند آن را به رسميت بشناسند، کار چندان آساني نيست. به ويژه اينکه رايس همچون ديگر دولتمردان کاخ سفيد از فعاليت نه چندان رضايت بخش عربستان سعودي و کشورهاي عربي در عراق بسيار گله مند است و اعتقاد دارد آنها در فعاليت هاي تروريستي عراق به ويژه عليه منافع امريکا دست دارند.

بنا به گزارش ها وزير امور خارجه امريکا در اين جلسه گلايه بسيار ايالات متحده را از عدم همکاري کشورهاي عرب حوزه خليج فارس به ويژه عربستان سعودي و امارات متحده عربي در حمايت از دولت مالکي به اطلاع همتايان عرب خود رسانده است.

رايس همچنين در اين نشست ناراحتي ايالات متحده را از پشتيباني عربستان سعودي از گروه هاي شبه نظامي مخالف حکومت و تلاش آن کشور براي سقوط دولت مالکي ابراز داشت و از عربستان سعودي خواست که کشورش نقش پررنگ تري در فعاليت هاي سياسي عراق داشته باشد. رايس همچنين از نبود فعاليت هاي ديپلماتيک کشورهاي عربي در درون عراق و مخالفت کشورهاي عربي از اعزام سفيرانشان به عراق گلايه کرد و گفت؛ «ما از شما مي خواهيم نقشي فعال تر و جدي تر در عراق داشته باشيد. چرا نبايد سفيرانتان در عراق حضور داشته باشند.»

وي همچنين گفت؛ «بر اساس اطلاعات ما ماهانه 60 تا 80 تروريست با هدف انجام عمليات تروريستي از مرزهاي عربستان وارد خاک عراق مي شوند که اين موضوع نشان مي دهد، دولت عربستان تاکنون هيچ همکاري اي براي کاهش فعاليت هاي تروريستي در درون عراق نداشته است.»وي در ادامه افزود؛ «دولت مالکي يک دولت مردمي است که مورد حمايت ايالات متحده امريکا قرار دارد. ما از اينکه برخي کشورهاي عربي درصدد سرنگوني آن هستند، بسيار ناخرسنديم.ما از دولت هاي عربي مي خواهيم که حمايت کامل خود را از دولت مالکي اعلام کنند.»

 کاهش فعاليت هاي تروريستي

در همين حال آنچه باعث قوت قلب نمايندگان ايالات متحده براي سفر به عراق شده، کاهش قابل توجه فعاليت هاي تروريستي در درون عراق است. ديويد پترائوس فرمانده نيروهاي امريکايي در عراق در اين باره گفت؛ «خوشبختانه از ميزان فعاليت هاي تروريستي در درون عراق به طرز قابل توجهي کاسته شده است. مي توان گفت اين کاهش در حدود 20 تا 50 درصد بوده است. اين موضوع باعث شده که اميدوار شويم، در آينده بتوانيم تروريسم را در عراق مهار کنيم. ما تلاش داريم ميزان فعاليت هاي تروريستي را حداقل تا 85 درصد کاهش دهيم. البته در برخي از مناطق توانسته ايم تروريسم را به طور کامل مهار کنيم. مناطق الانبار، ديالي و بسياري از مناطق عراق از جمله آنها است.»

وي همچنين وجود هر گونه اختلاف ميان وي و مالکي را رد کرد و گفت؛ «من با نخست وزير عراق نوري مالکي تماس دائم دارم و هيچ مشکلي ميان ما وجود ندارد. آن چه در خبرها گفته مي شود، شايعه است و هيچ پايه و اساسي ندارد. کاخ سفيد نيز درصدد تغيير من نيست و من همچنان به ماموريتم در عراق ادامه مي دهم.»

اين در حالي است که تاکنون هيچ بيانيه اي از سوي دولت مالکي مبني بر نبود اختلاف ميان نخست وزير عراق با فرمانده نيروهاي امريکايي صادر نشده است.

در همين حال گزارش ها نشان مي دهد، در جريان شادي هاي مردم عراق پس از قهرماني تيم ملي اين کشور در مسابقات جام ملت هاي آسيا هيچ حادثه تروريستي مرتبط با اين جريان به وقوع نپيوسته است. مردم شهرهاي بغداد، نجف، کربلا، سليمانيه، کراده، ناصريه، بصره و... به صورت گروهي وارد خيابان ها شدند و به پايکوبي پرداختند در حالي که هيچ حادثه تروريستي جان آنها را به خطر نينداخت. پليس بغداد با صدور بيانيه اي ضمن تشکر از مردم بغداد براي رعايت توصيه ها در انجام پايکوبي و شادي هايشان اعلام کرد، خوشبختانه فعاليت تروريستي جان مردم پايتخت را در طول اين مدت به خطر نينداخت و تقريباً 90 درصد توطئه هاي تروريستي نيز کشف و خنثي شدند.

پليس بغداد از مردم عراق خواسته بود از رفتن به مناطق ديگر براي برپايي جشن و پايکوبي خودداري کنند و تنها در مناطق محل سکونتشان به شادي بپردازند. همچنين براي جلوگيري از بروز هر گونه حادثه اي منع آمد و شد 24 ساعته در محله هاي مختلف بغداد اعلام شده بود.

دفتر نخست وزيري عراق نيز با صدور بيانيه اي از رعايت اصول ايمني و توصيه هاي پليس در جريان مراسم شادي و پايکوبي از مردم عراق تشکر کرد.

پيش از اين در جشن مردم براي رسيدن تيم ملي عراق به مرحله نهايي جام ملت هاي آسيا، طي انفجار دو خودروي بمبگذاري شده در منطقه کراده در بغداد 50 نفر کشته و بيش از يک صد نفر زخمي شده بودند.

جنازه دومين گروگان کره اي پيدا شد
کره جنوبي؛ دست روي دست نمي گذاريم
گروه بين الملل؛ پليس افغانستان صبح سه شنبه جنازه دومين گروگان کره جنوبي را که دوشنبه شب به قتل رسيده بود، کنار جاده اي در نزديکي روستاي آرزو، در 10 کيلومتري مرکز استان غزنه پيدا کرد. طالبان تهديد کرده است در صورتي که کابل زنداني هاي مورد نظر طالبان را تا ساعت 12 ظهر چهارشنبه به وقت محلي (30/7 به وقت گرينويچ) آزاد نکند، 21 گروگان ديگر را مي کشد.

شيم سونگ مين، مرد، 29 ساله، کارمند شرکتي کره اي که در زمينه فناوري اطلاعات (IT) فعاليت مي کند، گروگان کره اي است که به تاييد مقامات کره اي و بر اساس گزارش مقامات افغاني با شليک گلوله اي به ناحيه سر به قتل رسيده است. وزارت خارجه کره جنوبي در بيانيه اي ضمن تاييد قتل اين گروگان کره اي اعلام کرد؛ «ما نمي توانيم خشم خود را از اين کشتار بيرحمانه پنهان کنيم و اين عمل را محکوم مي کنيم.» سخنگوي وزارت خارجه کره چئون هو سون هشدار داد دولت سئول دست روي دست نخواهد گذاشت تا جان اتباع بيگناه اين کشور يکي پس از ديگري گرفته شود. خبر قتل شيم دوشنبه شب ساعاتي پس از آن منتشر شد که طالبان گفته بود ضرب الاجل گروگان ها را دو روز ديگر تمديد مي کند و شبکه الجزيره نيز فيلمي از آنها را پخش کرده بود. قاري محمد يوسف، سخنگوي طالبان در تماسي تلفني، دوشنبه شب اعلام کرد که اين گروگان به دليل تعلل دولت افغانستان در برآورده کردن درخواست هاي اين گروه کشته شده است. يوسف پس از اعلام خبر قتل شيم مجدداً تاکيد کرد؛ «اگر دولت کابل و کره جنوبي تا ساعت 12 ظهر (به وقت محلي) به خواسته هاي ما پاسخ مثبت ندهند، کشتن گروگان هاي باقيمانده را آغاز خواهيم کرد.»

گروگان هاي کره اي که از اعضاي کليساي سائمول در بوندانگ، واقع در حومه سئول، پايتخت کره جنوبي هستند، 13 ژوئيه (22 تير) به افغانستان آمده و 19 ژوئيه (13 روز پيش) با اتوبوس کرايه اي و بدون توجه به مسائل امنيتي در حال سفر از کابل به قندهار در جنوب افغانستان بودند که در منطقه قره باغ از استان غزنه در فاصله 175 کيلومتري جنوب کابل توسط مردان مسلح متوقف و ربوده شدند. اين گروه از 18 زن و3 مرد (در ابتدا 5 مرد) تشکيل شده که اکثراً بين 20 تا 30 سال سن دارند. گفته مي شود که اين افراد داوطلبان کمک هاي پزشکي و آموزشي در افغانستان بوده اند.

طالبان پيش از قتل شيم، بائه هيونگ کيو، کشيش 42ساله و سرپرست گروه کره اي را به دليل مشابه تعلل مقامات دولتي در رسيدگي به درخواست طالبان، به ضرب 10 گلوله به قتل رسانده بود. جسد اين کشيش دوشنبه به کره جنوبي بازگردانده شد.

يوسف در آخرين مکالمه تلفني خود همچنين گفت مقامات دولتي افغانستان از زمان انتشار خبر مرگ دومين گروگان با آنها تماس نگرفته اند. او گفت به همين خاطر نيروهاي طالبان به دولت ظنين هستند که در پي طرح و اجراي برنامه حمله به محل اختفاي گروگان هاست و باز تهديد کرد هر گونه توسل به زور براي آزادي گروگان ها زندگي آنها را در معرض خطر قرار مي دهد. سخنگوي طالبان پيش از اين اعلام کرده بود گروگان ها در دسته هاي کوچک در نقاط مختلفي نگه داري مي شوند تا در صورت حمله نيروهاي نظامي براي آزادسازي هر گروه، ساير گروگان ها به تلافي کشته شوند. در روزهاي گذشته برخي مقامات دولتي افغانستان از احتمال انجام عمليات نظامي براي آزادي گروگان هاي کره اي سخن گفته اند و گفته مي شود شمار زيادي از نيروهاي خارجي مستقر در افغانستان نيز به پايگاه هاي نظامي استان غزنه اعزام شده اند.

گفته مي شود نيروهاي پليس افغانستان پس از کشف جسد زمين هاي اطراف آن را از بيم وجود تله هاي انفجاري محصور کرده و به عمليات بررسي و پاکسازي در آن پرداختند. اين محل 80 کيلومتر از محل ربوده شدن گروگان هاي کره اي فاصله دارد.

ربودن 23 تبعه کره جنوبي که از لحاظ شمار گروگان ها بزرگ ترين عمليات آدم ربايي در افغانستان از زمان سقوط حکومت طالبان در سال 2001 به شمار مي رود توجه افکار عمومي جهان را به افزايش بي نظمي و هرج و مرج در اين کشور جلب کرده و موجب بي اعتمادي عمومي به دولت حامد کرزي رئيس جمهور افغانستان شده است. دولت افغانستان از مدت ها پيش اين مساله را مطرح کرده است که طالبان با تغيير تاکتيک طي ماه هاي اخير از شيوه جنگ هاي نامنظم کلاسيک به سمت «تاکتيک هاي ترور» روي آورده است و به جاي درگيري هاي مستقيم مسلحانه با نيروهاي نظامي به عمليات انتحاري، آدم ربايي و استفاده از تله هاي انفجاري که در محل تردد خودروهاي دولتي قرار مي دهد، متوسل شده است و به اين ترتيب با متحمل شدن هزينه هاي کمتر فشار مضاعفي در حوزه داخلي (از طريق عمليات انتحاري و بمب هاي کنار جاده) و حوزه خارجي (از طريق آدم ربايي) بر دولت مرکزي افغانستان وارد مي کند. 16 وزير خارجه کشورهاي عضو آسه آن نيز سه شنبه در آخرين روز اجلاس وزراي خارجه آسه آن در مانيل، پايتخت فيليپين، ضمن ابراز همدردي با خانواده هاي گروگان ها و قربانيان، مردم و دولت کره خواستار آزادي هر چه سريع تر اين افراد شدند.
عمرو موسي؛
صلح امريکايي بدون حضور همه کشورها عملي نيست
 ايليا جزايري؛
گروه بين الملل،  اکثر وزراي خارجه کشورهاي عربي در اجلاس خود در قاهره پايتخت مصر، از پيشنهاد جورج بوش رئيس جمهور امريکا مبني بر برگزاري کنفرانسي براي صلح در خاورميانه استقبال کردند اما سوريه به اين تصميم اعتراض و اعلام کرد که برگزاري چنين کنفرانس هايي در اين مقطع زماني خيانت به فلسطين است.بوش در سخناني در کاخ سفيد در 16 ژوئيه گذشته، پيشنهاد برگزاري کنفرانسي براي صلح در خاورميانه مطرح کرد که در آن کشورهاي عربي که اسرائيل را به رسميت مي شناسند با حضور اسرائيل و تشکيلات خودگردان شرکت کنند. وزراي خارجه کشورهاي عربي پس از جلسه خود که بيش از 8 ساعت به طول انجاميد، اعلام کردند که سخنراني بوش حاوي نکات مثبت بسياري بود اما در کنفرانس پيشنهادي بايد تمام کشورهايي که در بحران خاورميانه درگير هستند، شرکت کنند. آنها همچنين تاکيد کردند که محور مذاکرات کنفرانس بايد از سرگيري مذاکرات اسرائيل با همسايگانش از نقطه توقف و بر اساس توافق هاي پيشين باشد.وزراي خارجه کشورهاي عربي نسبت به تلاش براي منزوي کردن سوريه در مذاکرات صلح هشدار دادند. مذاکرات صلح سوريه و اسرائيل در سال 2000 به دليل مخالفت با عقب نشيني از بلندي هاي جولان سوري متوقف شد. سوريه شرط صلح خود با اسرائيل را عقب نشيني نيروهاي اسرائيلي از بلندي هاي جولان مطرح مي کند. عمرو موسي دبيرکل اتحاديه عرب پس از پايان اجلاس وزراي خارجه کشورها در جمع خبرنگاران حاضر شد و گزارشي از مذاکرات اجلاس ارائه داد. موسي در اين کنفرانس خبري گفت؛ «صلح عادل و فراگير در منطقه برقرار نخواهد شد مگر آن که اسرائيل از سرزمين هاي اشغال شده سوري عقب نشيني کند.» او ادامه داد که هر نشستي در اين خصوص بايد با حضور تمام طرف هاي درگير برگزار شود و بايد دستور مذاکرات و زمان بندي آن از پيش مشخص شده باشد. اما يوسف احمد نماينده سوريه در اجلاس قاهره در گفت وگو با خبرنگاران گفت که آشتي ميان طرف هاي درگير فلسطين بايد اولويت مذاکرات صلح را به خود اختصاص دهد.از 15 ژوئن گذشته دو گروه بزرگ فلسطيني فتح و حماس در پي درگيري هاي خونين در نوار غزه و کنترل غزه توسط فتح، با هم درگير هستند. از آن هنگام تاکنون اکثر کشورهاي عربي و غربي حمايت خود را از فتح اعلام کرده اند. احمد افزود سوريه با کشورهاي عربي در استقبال از پيشنهاد بوش همراهي نمي کند چرا که برگزاري چنين کنفرانسي پيش از حل بحران شکاف ميان گروه ها و جريان هاي فلسطيني، به استحاله کشيده شدن مساله فلسطين خواهد انجاميد. سوريه با جنبش فتح هم پيمان است. بسياري از رهبران حماس از جمله خالد مشعل رئيس دفتر سياسي حماس در سوريه به سر مي برند. وزراي خارجه کشورهاي مصر و اردن نيز نتيجه سفر خود به اسرائيل و ديدار با مسوولان اسرائيلي را به وزراي خارجه کشورهاي عربي ارائه دادند. اين دو وزير هفته گذشته براي بحث و بررسي پيشنهاد صلح عربي با مسوولان اسرائيلي به اسرائيل سفر کرده بودند. سران کشورهاي عربي در آخرين نشست خود در رياض پايتخت عربستان سعودي طرح صلحي را ارائه کردند که بر اساس آن کشورهاي عربي در برابر عقب نشيني اسرائيل از تمام سرزمين هاي اشغالي در سال 1967 با اين دولت روابط حسنه برقرار خواهند کرد و آن را به رسميت خواهند شناخت. پيش از اين اين طرح در نشست سران عرب در بيروت پايتخت لبنان مطرح شده بود. اسرائيل تاکنون پاسخي به اين طرح نداده است.وزراي خارجه کشورهاي عربي در اجلاس خود از بلغارستان خواستند تا به معاهده قضايي که با ليبي امضا کرده بود، پايبند باشد. ليبي از کشورهاي عربي خواسته است تا روابط ديپلماتيک خود را با بلغارستان به دليل صدور حکم عفو پرستاران بلغاري متهم به تزريق ويروس ايدز به کودکان ليبي قطع کنند. ليبي در پي معاهده اي قضايي با بلغارستان اين پرستاران را به بلغارستان تحويل داد اما مسوولان بلغاري با صدور حکم عفو آنها را آزاد کردند.
گزارش
جزئيات پيش نويس قطعنامه شوراي امنيت درباره دارفور
 حسن عبدي
گروه بين الملل،  شوراي امنيت سازمان ملل به يک توافق گسترده بر سر پيش نويس قطعنامه اي درباره دارفور نزديک شده است که بر اساس آن قرار است 26 هزار سرباز و پليس در منطقه دارفور سودان مستقر شوند. پيش بيني مي شود اين قطعنامه در هفته جاري تصويب شود. بريتانيا و فرانسه در آخرين ساعات دوشنبه چهارمين متن بازنگري شده اين پيش نويس را توزيع کردند تا به دولت هاي 15 عضو شوراي امنيت ارسال شود. ديپلمات ها گفتند راي گيري بر سر قطعنامه شوراي امنيت ممکن است در روز سه شنبه يا چهارشنبه هفته جاري صورت گيرد که در صورت تصويب آن يک نيروي مرکب از نيروهاي سازمان ملل و اتحاديه آفريقا که به نيروي «دورگه» نيز موسوم است اجازه خواهد يافت در منطقه جنگزده دارفور مستقر شود.

حاميان تصويب قطعنامه مي گويند هدف از اين عمليات که هزينه آن بيش از دو ميليارد دلار براي سال اول برآورد شده، تلاش براي از بين بردن خشونت در منطقه دارفور است. در چهار سال گذشته بيش از 1/2 ميليون نفر از خانه هايشان آواره و در حدود 200 هزار نفر ديگر کشته شده اند.

به گزارش خبرگزاري رويترز بخش هايي از اين قطعنامه بر اساس فصل هفتم منشور سازمان ملل تدوين شده است که بر اساس آن سازمان ملل بايد انجام برخي امور را تحقق بخشد از جمله انجام «اقدام ضروري» استفاده از زور در موارد دفاع از خود پرسنل سازمان ملل- اتحاديه آفريقا، تضمين آزادي تحرک فعالان بشردوست و نيز حمايت از غيرنظامياني که در معرض تهديد خشونت ها هستند. وانگ گوانگيا سفير چين در سازمان ملل که پيش از اين نسبت به استفاده از زور در فصل هفتم بيمناک بود گفت که اکنون اين ماده لازم است اما «ما بايد درباره اينکه اين ماده در کجا بايد مورد استفاده قرار گيرد دقيق و بسيار مواظب باشيم.»

بريتانيا و فرانسه به عنوان بانيان اين پيش نويس قطعنامه با ديپلمات هاي سوداني گفت وگو کردند تا پيش نويس را تشريح و موافقت خارطوم را جلب کنند.

در متن هاي قبلي نيروي مشترک حق «گرفتن و انهدام» سلاح هاي غيرقانوني را دارا بود که اين امر تخطي از توافقنامه هاي قبلي به شمار مي رفت اما در متن اخير اين بخش حذف شده و نيروي مشترک فقط نقش نظارتي خواهد داشت. به طور مشخص بر اساس متن ياد شده حداکثر 19555 نفر پرسنل نظامي و 6432 نفر پليس غيرنظامي حق دارند در دارفور مستقر شوند.

قطعنامه از کشورهاي عضو مي خواهد کمک هاي خود به نيروي جديد را که «ماموريت سازمان ملل- اتحاديه آفريقا در دارفور» (UNAMID) نام دارد، ظرف مدت 90 روز نهايي کنند. UNAMID با نيروي 7 هزار نفري اتحاديه آفريقا در دارفور که از نظر تجهيزات و بنيه مالي ضعيف است ادغام خواهد شد. سودان پس از ماه ها دودلي با اين تعداد از سربازان موافقت کرده است اما مقام هاي سازمان ملل پيش بيني مي کنند که عضوگيري، انتقال، ساختن مقر، يافتن آب و در نهايت مستقر کردن اين نيروها يک سال طول خواهد کشيد.

همچنين خارطوم بايد با ورود واحدهاي منفرد به کشور موافقت کند. مرحله مقدماتي استقرار اين نيروها در مراکز جديد در 31 اکتبر سال جاري عملياتي خواهد شد تا اعضاي سازمان ملل بتوانند هزينه هاي اتحاديه آفريقا را تامين کنند و اين مطابق پيشنهادي است که پيش از اين از سوي امريکا مطرح شده بود. اما مسووليت تمامي عمليات ها در 31 دسامبر بر عهده نيروي ترکيبي قرار خواهد گرفت. همچنين در متن جديد اشاره معين به جانجاويدها نشده است. اين گروه از شبه نظاميان طرفدار خارطوم تشکيل شده اند که به بيرحمي، تجاوز، قتل و آتش زدن روستاها متهم هستند.

بر اساس اين قطعنامه سربازان پياده نظام عمدتاً از کشورهاي آفريقايي خواهند بود مگر اينکه تعداد کافي از اين سربازان براي عضوگيري موجود نباشد.

پرسنل ديگر کشورهاي جهان نيز در زمينه مهندسي تخصصي و مراکز فرماندهي به کار گرفته مي شوند. امريکا تصميم گرفته است کمک هاي خود به انتقال سربازان به دارفور و کمک به پرداخت هزينه هاي عمليات را کاهش دهد. پيش نويس قطعنامه از بان کي مون دبيرکل سازمان ملل مي خواهد هر 30 روز يک بار درباره اجراي قطعنامه و پيشرفت روند آشتي سياسي به شورا گزارش دهد. سازمان ملل و اتحاديه آفريقا مي کوشند کنفرانس صلحي را ميان گروه هاي متعدد شورشي و دولت سودان برگزار کنند.
نقش زنان در حکومت ها
سوانه هانت مترجم : مسعود آخوند مهريزي
در قرن اخير و در اغلب جوامع، زنان گام هاي قابل توجهي را برداشته اند اما مسير حرکت آنها با نوسانات زيادي همراه بوده است. من در گفت وگوهايي که با صدها تن از مديران زن در بيش از 30 کشور دنيا داشته ام متوجه شده ام که زنان در چه قسمت هايي بيشتر مايل هستند که نقش رهبري را بر عهده بگيرند. زنان بيشتر در شرکت هاي خصوصي و به عنوان فعالان اجتماعي فعاليت مي کنند و کمتر به عنوان يک سياستمدار دولتي و رسمي فعاليت مي کنند. اغلب بهترين و شايسته ترين زنان از سياست دوري مي کنند و ترجيح مي دهند که يک سازمان غيردولتي را اداره کنند تا اينکه اداره يک سازمان عمومي دولتي را بر عهده بگيرند و اين مايه تاسف است زيرا که جهان نيازمند به استفاده از نحوه تفکر زنان و استعدادهاي خدادادي آنان است.

گزارش مجمع اقتصاد جهاني که شامل گزارش 115 کشور است و اخيراً منتشر شده است بيان مي کند که شکاف جنسيتي بين زنان و مردان در قسمت هاي آموزش و بهداشت تا 90 درصد پر شده است اما در بخش سطوح بالاي قدرت سياسي اين رقم به 15 درصد مي رسد و شکاف جنسيتي مشهودي در عرصه قدرت سياسي ديده مي شود. براساس آخرين گزارش ها، زنان تنها 17 درصد از کرسي هاي پارلمان هاي دنيا را در اختيار دارند و تنها 14 درصد از پست هاي وزيري در اختيار آنان است که اغلب نيز به سبب رابطه خويشاوندي به دست آمده است.

ايالات متحده نيز از چنين الگويي پيروي مي کند. در ايالات متحده از 100 عضو سنا تنها 16 عضو آن زن هستند و از 435 نماينده کنگره تنها 71 زن کرسي نمايندگي را در اختيار دارند. ايالات متحده از اين لحاظ رتبه 68 از 189 را دارا است و حتي پشت سر تعدادي از کشورهاي امريکاي لاتين قرار مي گيرد.

اما در سازمان هاي غيردولتي داستان فرق مي کند. زنان در سطوح بالاي رهبري عضويت دارند و موانع کمتري در جلوي پاي آنها قرار دارد. در ايالات متحده در 230 سازمان غيردولتي نزديک به 10 ميليون زن عضويت دارند و زنان تعدادي از سازمان هاي بشردوستانه را نيز رهبري مي کنند. بنياد بيل و مليندا گيتس و بنياد فورد از ا ين دسته هستند. رئيس دانشگاه هاي هاروارد، ام آي تي و پرينستون نيز اخيراً از زنان بوده است.

اغلب کشورهاي ديگر نيز از الگويي شبيه به اين پيروي مي کنند. تعداد سازمان هاي غيردولتي پس از فروپاشي شوروي به صورت بي سابقه اي رشد داشته است و زنان ستون اصلي اين جوامع اخيراً مدرن شده محسوب مي شوند. اما درصد زنان در مجالس اروپاي شرقي شيب نزولي پيدا کرده است. در اروپاي شرقي و در دوران کمونيسم تقريباً 33 درصد از صندلي هاي مجلس در اختيار زنان بود. در سال 1997 اين نسبت به 5/17 درصد و در سال 2004 به 6/10 درصد کاهش پيدا کرد. بنابر اعلام نظر يک گروه از روزنامه نگاران در قرقيزستان، در حالي که زنان قرقيزي رهبري 90 درصد از سازمان هاي غيردولتي را بر عهده دارند اما حتي يک صندلي در مجلس در اختيار ندارند و اين در حالي است که آنها 33 درصد از مجلس را در انتهاي دوره شوروي در اختيار داشتند. همچنين در کره جنوبي زنان 80 درصد سازمان هاي غيردولتي را هدايت مي کنند اما کمتر از 14 درصد از صندلي هاي مجلس ملي را در اختيار دارند. همين داستان در آفريقا نيز تکرار مي شود.

زنان ممکن است در سازمان هاي غيردولتي پيشرفت زيادي داشته باشند و مثمرثمر واقع بشوند اما به هر حال دنيا نيازمند به آن است که تجربيات ايشان در فضاي سياسي به کار گرفته شود. يک زن فعال در سيرالئون و کانديداي سابق رياست جمهوري اين کشور به نام زينب بنگورا اشاره مي کند که «قدرت واقعي زنان در فعاليت هاي اجتماعي نيست بلکه در تصميم سازي و تصميم گيري سياسي است.»

 ديدگاه زنانه

مشارکت بيشتر زنان در عرصه سياست دستاوردهاي قابل توجهي را در برخواهد داشت. تحقيقي که توسط بانک جهاني انجام شده است نشان مي دهد که در کشورهايي که تعداد بيشتري زن در عضويت مجلس هستند، فساد سياسي و اقتصادي کمتري وجود دارد و تحقيق ديگري نشان مي دهد که زنان کمتر رشوه مي گيرند. تحقيقي که ريچارد کروزن از کالج وارتون و يوري گنزي از دانشگاه سان ديه گو انجام داده اند نشان مي دهد که رفتار زنان نسبت به مردان از قابليت اعتماد بيشتري برخوردار است. به عنوان مثال نيجريه را در نظر بگيريد. در رده بندي بين المللي در سال 2003 نيجريه به عنوان فاسدترين کشور دنيا معرفي شد. در همان سال خانم نگوزي اکونجوايويلا از سمت معاونت بانک جهاني استعفا کرد و به عنوان وزير دارايي در نيجريه مشغول به کار شد. در سال 2005 نيجريه به عنوان يکي از 21 کشوري شناخته شد که پيشرفت زيادي در مبارزه با فساد داشته است. اصلاحات در بانکداري، بيمه، تبادلات خارجي، حقوق و درآمدهاي مالياتي از جمله فعاليت هايي بوده است که خانم اکونجوايويلا پيگيري کرده است. شبيه به همين اتفاق در ليبريا افتاد. رئيس جمهور خانم هلن جانسون سيرليف مبارزه با فساد را در اولويت قرار داد و به طور کلي تمام کارکنان وزارت دارايي را از کار برکنار کرد و زنان را در موقعيت هاي شغلي وزارت دارايي، رئيس پليس، وزير دادگستري، وزير بازرگاني و ديگر شغل هاي حساس منصوب کرد.

انتخاب زنان به موقعيت هاي رهبري، وضعيت سياسي و اقتصادي خوبي را نويد مي دهد. رابطه اي بين قدرت گيري زنان و افزايش رقابت اقتصادي کشورها وجود دارد. اگوستو لوپز کارلوس رئيس اقتصاددانان و يکي از مديران مجمع اقتصاد جهاني مي گويد؛ «کشورهاي شمال اروپا فهميده اند که به دست گيري قدرت سياسي توسط زنان چه دستاوردهاي اقتصادي ارزشمندي را به دنبال دارد و کشورهايي که به منابع انساني خود توجه ندارند پيشاپيش به تخريب پتانسيل هاي رقابتي خود پرداخته اند.»

در سال 2000 يک اتحاديه بين المجالس که از 187 زن سياستمدار از 65 کشور دنيا تشکيل شده است اعلام کرد 80 درصد از نمايندگان باور دارند که افزايش زنان نماينده در مجالس کشورها اعتماد را نسبت به دولت تقويت مي کند و به اقتصاد و رفاه کشور نيز کمک مي کند. آنها به کشورهاي کاملاً متفاوت اما موفقي اشاره کردند. کشورهايي نظير السالوادور، اتيوپي، نيوزلند و روسيه که فعالان سياسي زن در عرصه خدمات اجتماعي، محيط زيست، امنيت زنان و کودکان و عدالت اجتماعي فعاليت هاي زيادي را انجام مي دهند.

هنگامي که زنان رهبري جوامع مدني را بر عهده دارند، استانداردهاي اخلاقي بيشتري را نسبت به همکاران مردشان رعايت مي کنند. خانم هانارايلي بوولز استاد دانشگاه هاروارد در زمينه سياست هاي عمومي طي تحقيقي که انجام داده بيان مي کند زنان امريکايي وقتي براي منافع شغلي خودشان مذاکره مي کنند، مدت مذاکراتشان 15 درصد کمتر از مردان است اما وقتي که به نمايندگي از ديگران انتخاب مي شوند به طور ذاتي مدت زمان طولاني اي را براي مذاکره صرف مي کنند و بسيار زياد از موکل خود حمايت و طرفداري مي کنند.

موضوع ديگر اينکه زناني که مذاکرات سياسي انجام مي دهند، تمايل دارند که به طور يکپارچه به حل منازعه و مشکل به وجود آمده بپردازند و به حل بخشي و جزيي منازعه توجهي ندارند. آنها در حل منازعات يک نظر متفاوت دارند و به دنبال يک تعريف گسترده از امنيت هستند که شامل امنيت اجتماعي، امنيت اقتصادي، امنيت غذايي، آب آشاميدني و حمايت از جنسيت در اختلافات و جنگ بشود. همچنين زنان در مذاکره با دشمنان قديمي از قدرت بيشتري برخوردار هستند.

 دنياي مردانه

اگر زنان اين گونه سودمند قدرت سياسي را اداره مي کنند پس چرا تعداد رهبران زن اندک است؟ يک دليل اساسي اين است که زنان خودشان مشتاق و خواهان قرار گرفتن در موقعيت هاي سياسي نيستند. در ديدگاه زنان، سياست به عنوان يک بازي زشت مطرح است. اکثراً اين اعتقاد سنتي وجود دارد که دنياي سياست متعلق به مردان است و بسياري از مردان و برخي از زنان مي خواهند که اين رويه حفظ بشود. يک زن ممکن است براي رهبري سياسي خيلي ضعيف به نظر برسد و اغلب زنان نيز شک دارند که آيا توانايي رهبري را دارند يا خير. در يک تحقيق انجام شده 21 درصد از زنان پاسخ دهنده در شيلي و 45 درصد در مکزيک کاملاً موافقت دارند در اينکه مردان رهبران سياسي بهتري نسبت به زنان هستند. اين فقدان اطمينان به خود در ميان فرهنگ هاي مختلف همچنان حفظ شده است. در پژوهشي که دو دانشمند سياسي به نام هاي ريچارد لاولس و جنيفر فاکس انجام داده اند؛ زنان امريکايي در جواب به اين مساله که «هيچ وقت توانايي پيدا نخواهم کرد که يک مجموعه را اداره کنم» دو برابر بيش از مردان پاسخ مثبت داده اند و فقط 25 درصد از زنان خودشان را احتمالاً موفق يا موفق ارزيابي مي کنند در حالي که ميزان مردان در اين زمينه 37 درصد است. نقش اجتماعي سنتي که براي زنان در نظر گرفته شده، عامل ديگري است که در عدم دستيابي زنان به مقام سياسي نقش بازي مي کند. تطبيق زندگي سياسي با تعهدات خانوادگي اولين مشکل مهم زنان سياستمدار است. زنان معمولاً باور دارند بنابر وظيفه اولين کسي هستند که بايد از پدر و مادر يا پدر و مادر همسر نگهداري کنند. خانم ربه کا گرينسپان معاون پيشين رئيس جمهور کاستاريکا در اين زمينه مي گويد «براي اينکه ما بتوانيم وظايف شغلي مان را با آرامش انجام بدهيم شرايط جامعه مطلوب نيست. ما نمي توانيم براي انجام وظايف مان با آسودگي خاطر فرزندان مان را ترک کنيم و از پشتيباني همسرمان اطمينان داشته باشيم.» فشارهايي که به زنان وارد مي شود تا در خانه بمانند و تمايل خود زنان براي نگهداري از خانواده با آموزه هاي مذهبي محافظه کارانه ترکيب مي شود تا زنان نقش کمتري را بر عهده بگيرند.

در برخي کشورها نظير کويت زنان به تازگي حق فعاليت و انتخاب شدن به عنوان يک سياستمدار را يافته اند. اولين انتخاباتي که زنان کويتي مي توانستند در آن انتخاب شوند، انتخابات مجلس در سال 2004 بود. اما هيچ يک از صندلي هاي مجلس به زنان نرسيد. در غرب و در کليساي کاتوليک در برخي از کشورها نظير کرواسي زنان را ترغيب مي کنند به جاي آنکه به فعاليت هاي عمومي بپردازند تمرکز خود را بر مسائل خانواده قرار بدهند.

مشکل ديگر زنان اين است که در اغلب کشورها احزاب در تسلط سياستمداران مرد است و ليست فهرست کانديداها غالباً شامل مردان است. نکته مهم اينکه در صدر ليست فهرست غالباً نام مردان قرار دارد و اين وقتي اهميت دارد که بدانيم ترتيب قرار گرفتن در ليست يک فاکتور اساسي است در تعيين اينکه چه کسي به مجلس راه پيدا مي کند. براي حل اين مشکل مي توان سهميه اي براي زنان در نظر گرفت و حداقل بخشي از صندلي هاي مجلس را براي زنان قرار داد.

مشکل ديگر فراهم کردن سرمايه براي فعاليت هاي انتخاباتي است. لذا اکثر زنان از آغاز يک مبارزه انتخاباتي گريزان هستند. تهديد و آسيب هاي فيزيکي از مشکلات ديگري است که زنان با آن مواجه هستند. فوبه آسيو يک مقام بلندپايه و عضو مجلس کنيا مي گويد «در کنيا و در آغاز انتخابات بزرگ ترين مساله براي زنان امنيت است. آنها نيازمند به تامين امنيت هستند. زيرا آنها در خطر تجاوز قرار مي گيرند؛ تاکتيکي که براي تهديد و ارعاب عليه زنان و براي جلوگيري از فعاليت هاي سياسي آنها استفاده مي شود.»موانع و مشکلات بي شمار و غلبه هنجارهاي اجتماعي در ورود زنان به عرصه ميدان سياست نقش دارد. لذا شگفت آور نيست که زنان از شانس هاي موجود در انتخابات دولتي استفاده نمي کنند و ترجيح مي دهند براي فعاليت هاي خود سازمان هاي غيردولتي را انتخاب کنند.

 چه بايد کرد

سازمان هاي غيردولتي و دولت ها نقش عمده اي در افزايش اعتماد به نفس زنان برعهده دارند و مي توانند مهارت هاي مورد نياز اداره کردن يک مجموعه را در زنان ارتقا بدهند. بايد به زنان تازه کار و نوآموز در قالب برنامه هاي محلي کمک بشود تا اين زنان بتوانند بعدها در حيطه فعاليت هاي سياسي وارد شده و موفق عمل کنند. تنها کوشش هاي جدي و جامع مي تواند تغييرات عمده اي به بار بياورد.

در مراکش سلطان محمد ششم شخصاً در حمايت از زنان وارد عرصه شد و قوانيني در مراکش وضع شد که هم با شريعت اسلام مطابقت داشت و هم به افزايش حقوق سياسي زنان منجر شد. نتيجه اين شد که تعداد زنان سياستمدار در مراکش افزايش يافت و تعداد کرسي هاي نمايندگي زنان در مجلس از دو در سال 2001 به 35 در سال 2002 رسيد.

قوانين شفاف، رقابت انتخاباتي عادلانه و شرايط مالي منصفانه نيز بايد فراهم شود تا به تشکيل فضاي سياسي رقابتي کمک کند و زنان بهتر بتوانند در انتخابات شرکت کنند. زناني هستند که بين خرج مدرسه فرزندشان و خرج رقابت هاي انتخاباتي، خرج براي فرزند را در اولويت قرار مي دهند. بايد يارانه هاي دولتي براي انتخابات به طور عادلانه در بين احزاب سياسي توزيع شود. اين کار به ارتقاي سطح و حوزه عملکرد اين احزاب کمک مي کند.

يکي ديگر از راهکارهاي افزايش حضور زنان در انتخابات اين است که براي احزابي که زنان را در ليست انتخاباتي خود قرار مي دهند بودجه هاي اضافي در نظر بگيرند تا هر چه بيشتر تعداد زنان افزايش يابد و احزابي که در ليست انتخاباتي خود زنان را پيشنهاد نکنند مورد جريمه مالي قرار بدهند.

زنان سياستمدار همچنين به حمايت نياز دارند. در افغانستان برخي از زناني که به مجلس راه يافته اند در سال 2005 مورد حمله قرار گرفته اند. سازمان هاي بين المللي و محلي از دولتمردان، رئيس پليس، شيوخ قبايل و ديگر مسوولان افغانستان مي خواهند که امنيت کامل تري را برقرار کنند. برقراري تدابير امنيتي به زنان اطمينان مي دهد که دولت و رهبران جامعه تعهد قوي دارند مبني بر اينکه حقوق زنان در عرصه سياست کاملاً رعايت شود.

سرانجام و مهم ترين موضوع اينکه دولت ها بايد سهميه اي براي زنان در پست هاي دولتي در کليه سطوح در نظر بگيرند. اگرچه سهميه بندي ممکن است در ابتدا براي عضويت زنان در مجلس مطرح شود اما سهميه بندي همان قدر که در سطوح عالي پست هاي سياسي مهم است در سطوح مياني و پايين هم لازم است. 19 کشور نظير کشورهاي کوبا، ايسلند، آفريقاي جنوبي، اسپانيا و سوئد حداقل 30 درصد از کرسي هاي مجلس را به زنان اختصاص داده اند.

مشکل ترين مساله براي رهبران زن تغيير دادن هنجارها است. رئيس جمهور ميشله باشلت کابينه 20 نفري اش را از 10 زن و 10 مرد تشکيل داد.

در صحبت هاي معمولي و کليشه اي زنان را افرادي در نظر مي گيرند که داراي قابليت هاي زنانه هستند. قابليت هايي نظير مصالحه، سازش، تشريک مساعي و دوستدار طبيعت. البته اين موضوع از طرف دانشمندان و محققان علوم اجتماعي نيز تاييد مي شود. اما دنيا نيازمند به آن است که اين ويژگي ها وجود داشته باشد. کنوانسيون ها، تحريم هاي اقتصادي و مداخله نظامي ناکافي به نظر مي رسد.

اغلب فرهنگ هاي سياسي در حال پيشرفت و بهبودي است. هر روزه شاهد هستيم در جوامع مدني زنان بيشتري به دولت ها راه پيدا مي کنند و همچنين زنان بيشتري طرفداري خواهند کرد از اين که تعداد رهبران زن افزايش بيابد.

Foreign Affairs, May/ June 2007

پي نوشت ها؛

ہمدير برنامه زنان و سياست عمومي در دانشگاه هاروارد و سفير سابق ايالات متحده در اتريش در سال هاي 1993 تا 1997
دريچه
صليب سرخ؛ ده ها هزار نفر از موگاديشو گريختند
جنگ در موگاديشو در طول ماه هاي اخير هزاران خانواده را وادار به فرار از پايتخت کرده تا در بخش هاي ايمن تري در مرکز و جنوب سومالي پناه جويند. خشونت مسلحانه هر روز در موگاديشو روي داده و عواقب انساني زيادي را به بار آورده است.

جراحات ناشي از سلاح همچنان در مرکز توجه کميته بين المللي صليب سرخ قرار دارد. دو بيمارستان اصلي موگاديشو يعني مدينا و کيساني هر روزه چندين بيمار را که با گلوله و ترکش مجروح شده اند، مداوا مي کنند. کارکنان بخش درماني سومالي در بيمارستان هاي تحت حمايت کميته بين المللي صليب سرخ با ازدحام بالايي از مجروحان مواجه هستند. پرستار کميته بين المللي صليب سرخ سوزان گروگنوز مي گويد؛ «شرايط کاري مناسب نيست، اما کارکنان روحيه بالايي دارند، 24 ساعت شبانه روز در شرايطي دشوار کار مي کنند. آنان کار بزرگي انجام مي دهند.»

در ماه هاي آوريل و مه کميته بين المللي صليب سرخ و هلال احمر سومالي توانستند غذاي لازم براي دو ماه 210 هزار نفر و وسايل خانگي ضروري براي 350 هزار نفر را فراهم آورند، همچنين کميته بين المللي صليب سرخ در طول چندين ماه آب آشاميدني سالم را براي 60 هزار نفر تدارک ديده است. از ماه ژانويه يک هواپيماي کميته بين المللي صليب سرخ 82 بار بين نايروبي و سومالي پرواز کرده و کارکنان، محموله هاي درماني و ديگر کمک ها را به سومالي منتقل کرده است.

زندگي به دور از خانه

براي کساني که در موگاديشو و جاهاي ديگر بي خانمان شده اند، شرايط زندگي سخت تر است. آنان در حالي که از خانه، شغل و حتي خانواده هاي خود جدا مانده اند، تلاش مي کنند تا با شرايط روزمره کنار آيند. کميته بين المللي صليب سرخ به ارائه کمک ادامه داده و بسياري از ساکنان مناطق ميزبان هم منافع ناچيز خود را با مهمانان شان سهيم شده اند.

بايد به اين افراد بي خانمان کمک شود تا خود در اسرع وقت کنترل امور زندگي خود را در دست گيرند. رابطه نزديک با خانواده ها باعث شده تا بسياري از سوماليايي ها به موگاديشو بيايند. آنان در جست وجوي درآمد و به اميد فراهم کردن زندگي بهتري براي خانواده هايشان که در شهر مانده اند، به اين شهر آمده اند. اينک آنان نيازمند جايگزيني براي مشاغلي که پيش از جنگ داشته اند، هستند.

زندگي عناب داستان جديدي نيست. اين زن بايد از جنگ مي گريخت و اکنون با يکي از دو دخترش در پناهگاهي موقت که از ورقه هاي آهن موجدار ساخته شده به سر مي برد. دختر ديگر در اردوگاه پناهندگان الخراز در يمن است؛ جايي که هزاران سوماليايي بدان پناه آورده اند. کميته بين المللي صليب سرخ به طور منظم پيام هاي پناهندگان سوماليايي در يمن را جمع آوري کرده و تماس آنان با خانواده هايشان را برقرار نگاه مي دارد. عناب مي گويد؛ «دخترم برايم نامه هاي بلندي مي فرستد و من هم بارها و بارها آنها را مي خوانم، تا وقتي که پيام صليب سرخ بعدي برسد.»

کمک هاي کميته بين المللي صليب سرخ در ژوئن و نيمه اول جولاي 2007

- در جولاي، کميته بين المللي صليب سرخ و داوطلبان هلال احمر سومالي، سومين سهميه ماهيانه غذا را بين 225 هزار نفر توزيع کردند. بيشتر اين افراد از خانواده هاي بي خانماني از موگاديشو هستند که اکنون در مودوگ، گالگادود، شبل ميانه و سفلي، جوباي سفلي و منطقه گالکايو در ناحيه دانيل اقامت دارند.

- بيش از 30هزار نفر در نواحي کيسمايو و جيليب اقلام خانوادگي ضروري اي مانند ورقه هاي پلاستيکي، وسايل آشپزخانه، ظروف آب، زيرانداز، پتو و لباس را دريافت کردند.

- 16 تن محموله درماني و جراحي از طريق هوايي به موگاديشو منتقل شد تا تاسيسات درماني تجهيز شوند. از ژانويه، تاسيسات درماني تحت حمايت کميته بين المللي صليب سرخ بيش از سه هزار و 200 نفر را که با سلاح مجروح شده بودند و هزار نفر از آنان را کودکان زير پانزده سال و زنان تشکيل مي دادند، مداوا کردند.

- در ژوئن، يک تيم جراحي کميته بين المللي صليب سرخ توانست همايشي دو روزه در مورد تکنيک هاي جراحي در موگاديشو برگزار کند، که 17 جراح از تاسيسات درماني خصوصي و دولتي گالکايو، بايدوا، مرکا و موگاديشو در آن شرکت کردند.

- در مناطق جنوبي و مرکزي تلاش براي بازسازي 35 چاه موجود و حفر هشت چاه جديد به علاوه ارزيابي پنج حوزه جمع آوري آب باران براي بازسازي در آينده ادامه دارد. از اين پروژه ها حدود 180 هزار نفر منتفع مي شوند.

- بيش از هزار پيام صليب سرخ جمع آوري و بالغ بر 700 عدد از آنها توزيع شده اند. خدمات جست وجوي کميته بين المللي صليب سرخ به 54 خانواده امکان داده تا بستگان خود را پيدا کنند.

مذاکرات سخت رايس براي حمايت از مالکي در شرم الشيخ
کره جنوبي؛ دست روي دست نمي گذاريم
صلح امريکايي بدون حضور همه کشورها عملي نيست
جزئيات پيش نويس قطعنامه شوراي امنيت درباره دارفور
نقش زنان در حکومت ها
صليب سرخ؛ ده ها هزار نفر از موگاديشو گريختند
ستاره سينماي هند به جرم بمب گذاري زنداني شد
اولين انتخابات تايلند بعد از کودتا در دسامبر برگزار مي شود
6 زخمي در حمله انتحاري در کابل
اعتصاب غذاي نمايندگان در جنوب نيجريه
شرايط برابر براي اخذ ويزاي امريکا
پايان حضور ارتش بريتانيا در ايرلند

 ستاره سينماي هند به جرم بمب گذاري زنداني شد
رويترز؛ ستاره سينماي هند به جرم دست داشتن در عمليات تروريستي بمبئي در سال 1993 به شش سال زندان محکوم شد. سانجي دات در اين دادگاه به خاطر تهيه اسلحه از گروه هاي تبهکار که مسبب انفجارهاي بمبئي بودند گناهکار شناخته شد اما از اتهام دست داشتن در دسيسه چيني براي اين عمليات تروريستي تبرئه شد. حکم زندان 6 ساله او در حقيقت تنها به خاطر تملک غيرقانوني يک قبضه اسلحه خودکار و يک قبضه اسلحه کمري است. 14 سال پيش به تلافي تخريب مسجد بابري توسط هندوهاي افراطي (1992) و کشتار شماري از مسلمانان در درگيري هاي متعاقب آن، گروهي که بيشتر آنها را مسلمانان تشکيل مي دادند چندين بمب را در نقاط مختلف بمبئي منفجر کردند که بر اثر آن 257 نفر کشته شدند. پرامود کود قاضي اين دادگاه درباره حکم دات تاکيد کرد بر اساس قوانين هند کمترين مجازات براي تملک غيرقانوني اسلحه 5 سال حبس و بيشترين مجازات 10 سال است و با در نظر گرفتن اين شرايط تخفيف حکم دات ممکن نبوده است. حدود 100 نفر در رابطه با پرونده بمب گذاري هاي بمبئي دستگير شده اند که دات معروف ترين چهره در ميان آنها بوده است. اين افراد شامل مردم عادي، ماموران پليس و گمرک و برخي مقامات دولتي مي شوند. گفته مي شود شخصي به نام ابراهيم که رهبري اين عمليات را به عهده داشته به همراه يکي از نزديکانش بلافاصله پس از عمليات از هند خارج شده است و پليس هند هنوز موفق به دستگيري وي نشده است. دولت هند مدعي است که اين شخص در پاکستان مخفي شده اما اسلام آباد اين مساله را انکار کرده است.


  اولين انتخابات تايلند بعد از کودتا در دسامبر برگزار مي شود
رويترز؛ اولين انتخابات عمومي تايلند پس از کودتاي نظامي سال گذشته و روي کار آمدن دولت موقت در اين کشور، در ماه دسامبر سال جاري برگزار مي شود. ژنرال سونتي بونياراتگلين فرمانده نيروهاي کودتاچي سه شنبه تاکيد کرد حتي اگر پيش نويس قانون اساسي جديد نيز راي نياورد اولين انتخابات عمومي در ماه دسامبر برگزار خواهد شد. قرار است پيش نويس قانون اساسي جديد در ماه آينده ميلادي به همه پرسي گذاشته شود. سونتي که سال گذشته در کودتايي نظامي نخست وزير منتخب تايلند، تاکسين شيناواترا، را از کار برکنار کرده است در مصاحبه اي راديويي در اين باره گفت؛ «انتخابات، صرف نظر از نتيجه رفراندوم 19 آگوست، بدون ترديد تا پيش از پايان سال جاري برگزار خواهد شد.» تاکسين نخست وزير مخلوع تايلند که اکنون در لندن در تبعيد به سر مي برد قانون اساسي جديد را «ثمره گياهي مسموم» و «عقب نشيني دموکراسي» توصيف کرده و از مردم تايلند خواسته است در همه پرسي عليه پيش نويس اين قانون راي دهند.


 6 زخمي در حمله انتحاري در کابل
رويترز؛ حمله انتحاري به خودرو حامل نظامي هاي امريکايي در کابل، پايتخت افغانستان، موجب زخمي شدن سه سرباز امريکايي و سه غيرنظامي افغاني شد. به گفته مقامات نيروهاي ناتو که در افغانستان مستقر هستند اين عمليات سه شنبه نزديک يکي از پايگاه هاي نظامي هاي امريکايي در کابل روي داد. نيروهاي طالبان که با دولت مرکزي افغانستان و نيروهاي خارجي حاضر در اين کشور در حال مبارزه اند و طي ماه هاي گذشته با عمليات تروريستي افغانستان را به آشوب کشانده اند مسووليت اين عمليات را پذيرفتند. اما به رغم خبر زخمي شدن شش نفر در اين انفجار يک تحليلگر غربي مسائل افغانستان که در اين کشور حضور دارد، گفت نيروهاي امريکايي در پي اين انفجار خيابان هاي منتهي به اين محل را مسدود کرده و به تيراندازي و درگيري در اين محل پرداختند که بر اثر آن حداقل يک نيروي پليس افغانستان کشته و سه تن ديگر زخمي شدند. اين خبر توسط هيچ منبع رسمي تاييد نشده است.


  اعتصاب غذاي نمايندگان در جنوب نيجريه
خبرگزاري فرانسه؛ روزنامه هاي محلي نيجريه سه شنبه گزارش دادند که اعضاي مجلس نمايندگان ايالت بايلسا در جنوب نيجريه در اعتراض به ربودن مادر رئيس اين مجلس در هفته پيش دست به اعتصاب زدند. اين قانونگذاران همچنين نشست هاي خود را از سه شنبه به مدت هفت روز به حالت تعليق درآوردند و اين کار به منظور تاکيد هرچه بيشتر بر ضرورت آزادي هانسل سيباروگو 70 ساله صورت گرفته که سه شنبه گذشته توسط افراد مسلح ربوده شد. سيباروگو که پسرش رياست مجلس بايسلا را بر عهده دارد از خانه اش در يناگوآ مرکز اين ايالت ربوده شد. گزارش ها حاکي است که ربايندگان با اين قانونگذار تماس گرفته و خواستار مبلغي حدود 385 هزار دلار براي آزادي مادرش شده اند اما وي گفته است که تقاضاي ربايندگان را برآورده نخواهد کرد. خويشاوندان مقام هاي بلندپايه دولتي به طور روزافزون به هدف آدم ربايان در منطقه نفتي و خطرخيز نيجريه تبديل شده اند. چهار روز قبل از ربودن مادر اين قانونگذار پسر رئيس گمرک ايالت ريورز توسط چهار مرد مسلح در خانه پدرش در نزديکي مرکز نفتي پورت هارکورت گرفتار شد. همچنين در 12 جولاي آدم ربايان ساموئل آمادي پسر يک رئيس سنتي را در پورت هارکورت در حالي که در راه مدرسه بود ربودند. آدم ربايان روز بعد او را آزاد کردند اما مشخص نشد که آيا براي آزادي وي باج پرداخت شد يا خير.


  شرايط برابر براي اخذ ويزاي امريکا
گروه بين الملل؛ اتحاديه اروپا دوشنبه از امريکا خواست براي اعطاي ويزا به شهروندان 27 کشور عضو اين اتحاديه شرايطي برابر ايجاد کند. اين درخواست در پي آن صورت گرفت که مساله شرايط نابرابر اعطاي ويزاي امريکا به شهروندان کشورهاي مختلف اروپا باعث ايجاد مشکلاتي در روابط اروپا و امريکا شده و سران بعضي کشورهاي اروپايي را خشمگين کرده است. فرانکو فراتيني مامور عالي دادگستري اروپا در بوداپست اعلام کرد که با مسوولان امريکايي صحبت کرده تا طرح منع رواديد را براي همه 27 کشور عضو اتحاديه اروپا اعمال کند.برنامه لغو رواديد فعلي به شهروندان اغلب کشورهاي اروپاي غربي اجازه مي دهد بدون اخذ ويزا به اين کشور سفر کنند. اين طرح شامل کشورهايي که به تازگي به عضويت اتحاديه اروپا درآمده اند، نمي شود.اين نظام دوگانه خشم مسوولان لهستان، مجارستان و جمهوري چک را که از متحدان نزديک امريکا هستند برانگيخته است. اين کشورها از اتحاديه اروپا خواسته اند در عوض اين محدوديت از سفر آزادانه ديپلمات هاي امريکايي به اروپا جلوگيري کنند.فراتيني که به همراه نخست وزير مجارستان، فرانک گيورشاني، در کنفرانس خبري شرکت کرده بود، اظهار کرد؛ «ما ديگر تحمل اين تقسيم بندي کشورها به ملل درجه يک و دو را نداريم. چنين وضعيتي غيرقابل تحمل است.» در اين اجلاس، او با کينگا گونژ، وزير امور خارجه مجارستان، و فرانک والتر استاينمير، وزير امور خارجه آلمان، نيز ديدار کرد.مسوولان اروپايي معتقدند طرح جديد اعطاي ويزاي امريکا به شکل الکترونيکي باعث اعمال محدوديت هاي جديد براي کساني مي شود که فرصت کوتاهي براي دريافت ويزا دارند.فراتيني خبر از طرح تسهيل اعطاي ويزاي امريکا به همه شهروندان اروپا داد و اعلام کرد قانوني شدن اين طرح با محدوديت هايي در اداره امنيت همراه بود که با طرح جديد کنگره امريکا اين محدوديت نيز برطرف مي شود. اين طرح روز جمعه به تصويب کنگره رسيده و در حال حاضر منتظر امضاي بوش است.در پي تصميم بوش براي اعطاي ويزاي الکترونيکي به شهروندان اروپا، کشورهاي اين اتحاديه نيز قصد دارند وضعيت مشابهي براي شهروندان امريکايي اعمال کنند. مطابق اين وضعيت، در حالت عادي «سبز» شهروندان قادر به سفر به امريکا بدون نياز به اخذ ويزا هستند، اما در صورت بروز بحران امنيتي وضعيت زرد مي شود و مسافران بايد توسط پرسنل امنيتي مصاحبه شوند.


  پايان حضور ارتش بريتانيا در ايرلند
گروه بين الملل؛ فعاليت ارتش بريتانيا در ايرلند شمالي بعد از 38 سال در نيمه شب سه شنبه پايان يافت.گروه موسوم به «پرچم عمليات» که نيروهاي نظامي انگليسي حامي پليس در ايرلند شمالي هستند، طولاني ترين فعاليت را در همين منطقه داشته و طي آن بيش از 300 هزار پرسنل داشته است.گرچه حدود 5 هزار نفر از اين نيروها در منطقه باقي مي مانند اما امنيت منطقه کاملاً بر عهده پليس گذاشته مي شود. نيروهاي بريتانيايي در سال 1969 و پس از درگيري هاي خشونت بار ميان کاتوليک ها و پروتستان ها به منطقه اعزام شدند.وقتي نخستين سربازها در اوت 1969 به منطقه اعزام شدند، فرماندهانشان بر اين باور بودند که قرار است فقط چند هفته اي در ايرلند شمالي باشند. ولي چيزي نگذشت که ارتش درگير چيزي شد که بعدها حمايت از پليس منطقه يا «پرچم عمليات» نام گرفت.طي دوران 38 ساله ماموريت ارتش در ايرلند شمالي 736 نفر از پرسنل نظامي کشته شدند.در اوج درگيري ها حدود 27 هزار نيروي نظامي در شمال ايرلند بودند، اما از امروز چهارشنبه تعداد اين نيروها فقط 5 هزار خواهد بود.رئيس ارتش انگليس در ايرلند شمالي ژنرال نيک پارکر معتقد است حضور نظامي در اين منطقه باعث شد تا شرايط حل سياسي مناقشات ميسر شود. او مي گويد؛ «به نظر من حضور نظامي در ايرلند شمالي گام مهمي در ايجاد امنيت بود که به ديگران اجازه داد از طريق سياست، برنامه هاي اجتماعي و اقتصادي راه حل هايي براي اين بحران بيابند.»به گزارش خبرنگار بي بي سي در اين منطقه بسياري از اتحاديه ها نيز در اين نظر سهيم هستند. مردم منطقه بر اين باورند که ارتش حضوري حياتي براي مبارزه با ارتش جمهوري خواه ايرلندشمالي داشته و توانسته از مردم در برابر دشمن جمهوري خواه حفاظت کند.در اين ميان، البته جمهوري خواهان و ملي گراياني هم هستند که ديدگاهي متفاوت دارند. از نظر آنها ارتش خود بخشي از مشکل بوده، نه بستري براي راه حل. منتقدان به تلاش هاي ارتش از طريق چيزي که موسوم به جنگ پنهان بود اشاره مي کنند. منظور از جنگ پنهان استفاده ارتش از ماموران و خبرچينان براي تفرقه افکني و کنترل اوضاع است.از اين به بعد، سربازان حاضر در ايرلندشمالي براي آموزش نيروهاي ايرلندشمالي مشارکت خواهند کرد و فقط در عرصه مشکلات خارجي و مرزي استفاده مي شوند، نه براي خيابان هاي محلي.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام