920 شماره
چهارشنبه، 10 مرداد 1386
صفحه نخست :: فرهنگ :: تكنولوژي
آشنايي با سيستم موقعيت ياب جهاني
ماهواره هايي که همه چيز را کنترل مي کنند
 عليرضا سزاوار


سال هاي سال دريانوردان قديمي از جابه جايي خورشيد و ستارگان براي جهت يابي و تعيين موقعيت استفاده مي کردند و براي مسافران خشکي هم علامت هاي موجود در روي زمين کافي بود. از قرن هجدهم به بعد جهت ياب سکستان (Sextant دستگاه زاويه ياب براي تعيين موقعيت کشتي ها و هواپيماها) که جايگزين مدل هاي قديمي تر شده بود، ابزار اصلي جهت يابي شد. با استفاده از اين ابزار (که در زمان خود، پيشرفته ترين بود) و توجه به جابه جايي چندين جرم آسماني امکان تعيين طول و عرض جغرافيايي محلي که در آن قرار داشتند، فراهم مي شد. سپس مختصات به طور تحليلي و با رايج ترين نوع عمليات يعني به صورت گرافيکي محاسبه مي شد. طي جنگ جهاني دوم به مرور با پيشرفت فناوري، سيستم هاي ناوبري الکترونيکي به شدت گسترش يافت، به طوري که امکان تعريف مختصات بر حسب تاخيرهاي زماني سيگنال هاي ارسال شده از ايستگاه هاي فرستنده فراهم شد و کاملاً مستقل از شرايط آب و هوايي بود. تقريباً در اواسط دهه 60 ميلادي، وزارت دفاع برخي از کشورهاي پيشرفته متوجه شدند که سيستم هاي ناوبري آن زمان از دقت مطلوبي برخوردار نيستند و به طور طبيعي، چشم ها به سمت فضا دوخته شد. اولين سيستم ناوبري ماهواره اي ترنزيت (Transit) نام داشت. اين پروژه وزارت دفاع امريکا از 6 ماهواره تشکيل شده بود. ماهواره ها بر روي يک مسير مشخص حرکت کرده و روي يک فرکانس معين، امواج را ارسال مي کردند و يک سيگنال با فرکانس متغير به گيرنده ها مي رسيد و موقعيت مکاني با اندازه گيري تغيير فرکانس محاسبه مي شد. ماهواره ها امکان تغيير موقعيت هر نقطه از کره زمين را در هر يک ساعت و نيم و با دقتي برابر با 200 متر فراهم مي کردند. سيستم ماهواره اي «ترنزيت» تا سال 1996 به حيات خود ادامه داد.

تولد سيستم موقعيت ياب جهاني يا به اختصار GPS در سال 1973 اتفاق افتاد. يعني درست زماني که وزارت دفاع ايالات متحده هماهنگ سازي سيستم هاي ناوبري را شروع کرد. زيرا در آن زمان سازمان هاي مختلف، سيستم هاي متفاوتي را ايجاد کرده بودند که اکثراً با يکديگر هماهنگ و منطبق نبودند. اين سيستم جديد (GPS) تفاوت هاي فاحشي با ترنزيت داشت. در سيستم GPS، هر ماهواره چند ساعت اتمي با خود همراه دارد و موقعيت خود را همراه زمان دقيق، به صورت يک سيگنال ارسال مي کند و سيستم ناوبري کاربر که تقريباً اندکي از يک گوشي تلفن همراه بزرگ تر است، زمان استخراج شده از اين سيگنال را مقايسه کرده و در سه نقطه موقعيت يابي مي کند. ضمن اينکه در گيرنده هيچ احتياجي به يک ساعت دقيق نيست.

سيستم موقعيت ياب جهاني (GPS) از سه قسمت اصلي تشکيل شده است. قسمت اول از حداقل 35 ماهواره تشکيل شده که هر ماهواره در فاصله 18 هزار کيلومتري از سطح دريا بوده و در هر 24 ساعت شبانه روز دو بار به دور کره زمين گردش مي کند. ماهواره هاي نسل آخر که جديد ترين نوع GPS است و سري Block2 و Block3 ناميده مي شود، شامل 16 ماهواره است که تا به امروز در مدار خود قرار گرفته اند. اين ماهواره ها در يک شبکه با يکديگر مرتبط مي شوند و مي توانند پارامترهاي حرکتي خود را بدون نياز به کنترل زميني تجديد کنند.

قسمت دوم شامل مراکز کنترل زميني است که براي نظارت بر مدار ماهواره ها، همزمان کردن زمان بين ماهواره ها و هماهنگ کردن آنها به کار مي رود. البته اطلاعات ارسال شده از ماهواره ها را مي توان به راحتي از مراکز کنترل تغيير داد يا کامل تر تجزيه و تحليل کرد.

قسمت سوم سيستم موقعيت ياب جهاني هم همان گيرنده هاي GPS هستند که اندکي از يک گوشي تلفن همراه بزرگ ترند. جالب اينکه هزينه نگهداري اين سيستم موقعيت ياب که شامل افزايش ماهواره هاي جديد هم مي شود، سالانه نزديک به يک ميليارد دلار است، حال آنکه کاربران هيچ پولي بابت سيگنال هاي ماهواره و استفاده از آن نمي پردازند و فقط بابت خريد گيرنده GPS پول مي دهند.

در سال 2000 ميلادي، دسترسي عمومي و نظامي به سيگنال هاي ارسالي GPS از هم مجزا شده بودند که اين کار دسترسي انتخابي نام داشت و کاربران معمولي سيگنالي را دريافت مي کردند که به طور عمدي از دقت آن کاسته شده بود، ولي در اواسط سال 2000 ميلادي، رئيس جمهور امريکا دسترسي انتخابي را لغو کرد و اکنون دقت موقعيت يابي در حدود 20 متر است و البته در گيرنده هاي نظامي پيشرفته اين دقت به کمتر از دو متر مي رسد.

 چگونه مسيرمان را پيدا کنيم

در گذشته اگر در يک شهر بزرگ زندگي مي کرديد، بايد براي رفتن از نقطه اي به نقطه ديگر يک کتاب حجيم از نقشه کوچه ها و خيابان ها را با خود به همراه مي برديد، در حالي که امروزه مي توانيد با يک GPS کوچک که به راحتي در جيب شما جا مي گيرد، سوار وسيله نقليه خود شده، و به هر نقطه اي که مايل هستيد برويد. در حال حاضر يکي از اين نوع GPS ها که از نظر توانايي و همين طور قيمت بالاتر از ميانگين موجود در بازار است، «Road Mate350» نام دارد که آن را در شهر لس آنجلس که پس از نيويورک بزرگ ترين شهر امريکاست، آزمايش کرده اند. اين GPS مجهز به يک کارت حافظه با ظرفيت چهار گيگابايت است که شامل جزئيات تمام نقشه امريکاست و شما مي توانيد ضمن تماس ديجيتالي با نمايشگر آن و تايپ کردن نشاني محلي که قصد رفتن به آنجا را داريد، مسير خود را پيدا کنيد. جالب اين که اين GPS اطلاعات کاملي راجع به بيش از يک و نيم ميليون مکان مهم شهر ازجمله مراکزي که دستگاه هاي خودپرداز بانک ها در آنجا مستقر هستند، رستوران ها، پمپ بنزين ها، کتابخانه هاي بزرگ، موزه ها و پارک ها و همچنين اماکن مهم را در اختيار شما قرار مي دهند. طرز کار اين دستگاه و تقريباً ديگر مدل هاي GPS اين گونه است که وقتي براي اولين بار آن را روشن مي کنيد، حدود يک دقيقه طول مي کشد تا آماده کار شود، اما دفعات بعد اين زمان به چند ثانيه کاهش پيدا مي کند. از آنجايي که اين دستگاه يک GPS است، بنابراين به طور دقيق مي داند که محل خودش کجاست و بنابراين مسيرهاي مختلف به مقصد مورد نظر شما را نشان داده و از طريق صدا دستورات لازم را در مورد وجود تقاطع در مسير حرکت يا مسيرهاي تکميلي (در صورتي که بخشي از راه را به اشتباه طي کنيد) به شما گوشزد مي کند. Road mate 350 اين توانايي را دارد که بيش از 200 آدرس مختلف را در حافظه خود ذخيره کند تا براي رفتن مجدد به آن آدرس ها ديگر نيازي به سيگنال يابي مجدد نباشد. در اين GPS يک صفحه کليد از نوع «Quich Spell» وجود دارد که دستيابي به مقصد را به دليل نوع کلماتي که بر روي آن و به اختصار به کار رفته است، افزايش مي دهد.

پس از آنکه آدرس براي دستگاه شماره گيري شد، تنها کافي است که حرکت خود را شروع کنيد و به مسيرهايي که به وسيله دستگاه از طريق صدا به شما گفته مي شود، گوش دهيد. در ضمن مي توانيد به طور همزمان چندين آدرس را شماره گيري يا به اصطلاح تايپ کنيد.

مهم ترين ويژگي سيستم GPS اين است که کاربر نيازي ندارد که مدت زمان زيادي را براي يادگيري آن (که در واقع نوعي دستورات کامپيوتري است) صرف کند. زيرا GPSها به گونه اي ساخته شده اند که بلافاصله پس از روشن کردن آن مي توانيد حرکت خود را شروع کنيد و تمامي کارها را خود دستگاه انجام مي دهد. در اين GPS ها، هارددرايو وجود ندارد، يعني همراه اين دستگاه يک ديسک MMC/SD وجود دارد که نقشه از روي آن به کارت حافظه GPS منتقل مي شود. صفحه نمايشگر GPS بزرگ و به راحتي قابل ديدن است و چنانچه بخواهيد آن را در جلوي خودرو نصب کنيد، تجهيزات و پايه مخصوص نصب همراه آن است. ضمن اينکه اندازه نمايشگر GPS تقريباً پنج اينچ بوده و به همين دليل هم تقاطع ها و پيچ هاي مسير حرکت روي آن به خوبي قابل تماشاست. از ديگر تجهيزاتي که همراه GPS عرضه مي شود، يک آداپتور (مبدل برق) از نوع 12 ولتي براي اتصال به برق خودرو و همچنين مبدل برق AC (برق شهر) براي مصارف خانگي براي برنامه ريزي سفر است. ضمن اينکه برخي از GPSها هم فاقد باتري هستند.

 موارد کاربرد GPS

امروزه GPS ها فقط براي راهنمايي افراد و به منظور گم نشدن در کوچه و خيابان ها نيست. ضمن اينکه نيازي هم به وجود افراد ماهر و صرف وقت زياد براي وارد کردن اطلاعات ويژه اي نيست.

شرکت مهندسي نولوجي (nology) يک سيستم کسب اطلاعات به نام G-Dyno را طراحي کرده که در مدل هاي مختلف قابل دسترسي است. اين سيستم اين توانايي را دارد که سرعت و مسافت را اندازه گيري کرده و ثبت کند، سپس با استفاده از اطلاعات ورودي مانند وزن، ميزان سطح تماس جلوي خودرو يا هر خودروي ديگر و استفاده از ضريب مقاومت خودرو نسبت به محاسبه نيروي توليدي وسيله نقليه شما، ميزان شتاب ثقلي که مي تواند تحمل کند و غيره، طول مسافت ترمز ديگري را اندازه گيري مي کند و به شما نسبت به رفتارتان در رانندگي تذکر مي دهد. به طور مثال نقشه راه شما را ترسيم کرده و در عبور از پيچ ها راندمان سيستم ترمز و شتاب شما را اندازه گيري مي کند. اين سيستم در نهايت به شما مي گويد که از کدام پيچ يا تقاطع به خوبي عبور کرديد و در کدام پيچ يا تقاطع عملکرد مناسبي نداشتيد.

اين سيستم علاوه بر GPS بودن، اطلاعاتي به شما مي دهد که مثلاً طول مسير توقف شما از لحظه ترمزگيري با سرعت 120 کيلومتر تا توقف کامل چقدر بوده است و به شما در صورت عملکرد نامناسب تان در توقف خودرو تذکر مي دهد. اطلاعاتي که اين سيستم در اختيار شما قرار مي دهد واقعاً شگفت انگيز است. به طور کلي استفاده هاي متنوعي رامي توان براي سيستم هاي موقعيت ياب متصور بود که تنها محدود به قوه تخيل ماست و به سرعت در حال رشد است. Populartechnology.com
روباتي که مثل انسان راه مي رود
  مترجم : رضا علي شاهي
دانشمندان هوش مصنوعي در تلاشند تا با استفاده از علم روانشناسي، سريع ترين ربات جهان را بسازند.رانبات (RunBot) روباتي خودفراگير و پوياست که براساس تئوري هاي نيکلاي برنشتاين (Nikolai Bernstein) ساخته شده است. پروفسور فلورنتين ورگتر (Florentin Woergoetter) مي گويد «راه رفتن يک ربات مانند راه رفتن انسان فعاليتي پوياست.»

رانبات روبات کوچک و دو پاست که با سرعتي بيش از 3 فوت در ثانيه حرکت مي کند. اين سرعت فقط اندکي کمتر از سرعت سريع ترين انسان است. برنشتاين مي گويد حرکت حيوانات کاملاً تحت کنترل مغز نيست بلکه مدارهاي عصبي بيشترين کنترل را روي حرکت آنان دارند. مغز فقط زماني درگير فرآيند حرکتي مي شود که پارامترهاي دريافتي حيوانات تغيير کند مانند حرکت کردن روي سطوح ناهموار.

قدم هاي اوليه رانبات توسط اطلاعات دريافتي از حسگرهاي محيطي که برروي مفاصل و پاهاي روبات نصب شده اند، کنترل مي شوند. همچنين شتاب سنج هايي وجود دارد که شيب سطح را اندازه گيري مي کنند. داده ها توسط اين حسگرها به دستگاه عصبي منتقل شده و پس از تجزيه و تحليل، حرکت مناسب و آني روبات ارزيابي مي شود. اطلاعات دريافتي از حسگرها به طور پيوسته در اثر تعامل روبات با محيط اطرافش توليد مي شود. بنابراين رانبات مي تواند در هر لحظه گام هايش را مطابق با سطحي که بر روي آن راه مي رود، تنظيم کند. همزمان با هر گام، مدارهاي عصبي، ميزان کشش مفاصل را اندازه گيري کرده و بدين ترتيب گام بعدي امکان پذير خواهد شد. اما اگر روبات با مانعي برخورد کند يا تغييري در سطح ايجاد شود، مدارات عصبي به کار مي افتند تا حرکت مناسب را پيش بيني کنند.

پروفسور ورگتر استاد دانشگاه گاتينگن آلمان مي گويد؛ «هنگامي که روبات با سطح شيبدار روبه رو مي شود، گمان مي کند که مي تواند به حرکت ادامه دهد و ادامه مي دهد، اما اشتباه در همين لحظه رخ مي دهد. در نتيجه روبات به زمين مي افتد و اين امر باعث مي شود حسگرهاي ديگري به کار افتد. از آنجايي که اين روبات خودفراگير است و براساس علم روانشناسي ساخته شده، از تجربه افتادن مي آموزد که بايد تغييري در شيوه راه رفتن خود ايجاد کند.» ورگتر مي گويد؛ «رانبات» به شيوه اي کاملاً متفاوت از روبات هاي ديگر مانندآسيمو (Asimo= ستاره تبليغاتي هوندا) راه مي رود. روبات هاي پيشين فقط جنبنده هايي بودند که قدم به قدم راه مي رفتند و کوچکترين زاويه اي را در يک هزارم ثانيه اندازه گيري مي کردند. اين امر تنها از طريق علوم مهندسي و محاسبات پيشرفته امکان پذير است، حال آنکه انسان به اين روش راه نمي رود. اين ماشين هاي عظيم الجثه فقط مانند روبات راه مي روند در حالي که ما مي خواهيم رانبات مانند انسان راه برود.» اولين گام در ساخت رانبات ايجاد فريم بيومکانيکي بود تا بتواند الگوهاي حرکتي را پشتيباني کند. مرحله بعدي اين بود که مدارهاي عصبي دقيقاً مشابه با سيستم عصبي انسان در ميان مفاصل و نخاع رانبات قرار گيرند. ورگتر معتقد است رانبات مانند يک کودک مي تواند از اشتباهاتش عبرت بگيرد. فقط در چنين لحظاتي است که مغز به کمک او مي آيد. اين مدل براي حرکت روبات مناسب است، چرا که اگر قرار بود انسان در هر لحظه به گام هايش فکر کند و مغز درگير فرآيند راه رفتن باشد، مسلماً ديگر قادر به حرف زدن در حين راه رفتن نبود. همان طور که اشاره شد اصول اوليه ساخت اين روبات براساس سيستم عصبي انسان در تئوري روانشناسي نيکلاي برنشتاين پايه گذاري شده است. در واقع تئوري برنشتاين که 70 سال پيش مطرح شده بود، در طراحي و ساخت اين روبات بسيار موثر و مفيد واقع شد.

پروفسور ورگتر بر اين باور است که چالش کنوني ساخت رانبات در ابعاد بزرگتر و با انعطاف پذيري بيشتر است.

در زير مراحل و نحوه حرکت رانبات به خوبي بررسي شده است.

گام 1؛ انرژي جنبشي اوليه باعث مي شود تا روبات روي پاي خود بايستد. همچنين پاي در حال حرکت به وسيله يک موتور در مکان مناسب قرار مي گيرد.

گام 2؛ حسگرهاي کششي فعال مي شوند. زانوي خم شده نيز راست مي شود.

گام 3؛ روبات به طور طبيعي به سمت جلو حرکت مي کند بدون اينکه توسط موتور نيرويي وارد شود. در واقع روبات به طور اتوماتيک گام بعدي را بر مي دارد.

گام 4؛ هنگامي که پاي خم شده، زمين را لمس کرد حسگرهاي تماسي نيز آن پا را رها کرده و به کمک نيرويي که از قسمت باسن به پاي ديگر وارد مي شود، گام بعدي شکل مي گيرد. News.bbc.co.uk
نگاهي به نسل جديد کامپيوترها
کامپيوترت را بپوش
 سيدايمان ضيابري - kziabari@gmail.com
هيچ قانون نوشته و نانوشته اي نمي گويد که فناوري هاي همراه تنها به گوشي هاي تلفن همراه مربوط مي شوند. اگر اينگونه باشد، دامنه آنها بسيار محدود خواهد بود و اصلاً جاي بحث و بررسي نخواهند داشت، چرا که پس از مدتي، به پايان مي رسند و ديگر فناوري همراهي براي بررسي و معرفي باقي نمي ماند. اگر فناوري هاي همراه را به دستاوردهايي مثل قابليت ارسال اطلاعات با مادون قرمز، بلوتوث، Wi-Max و يا Wi-Fi محدود بدانيم و به فناوري هايي که امکان تحرک، جنبش و جابه جايي را فراهم مي کنند، توجه نکنيم از قافله ارتباطات سيار و همراه عقب مي مانيم.

امروزه، عصر تلفيق همه فناوري ها با هم است؛ بلوتوث در کامپيوترهاي لپ تاپ، تشخيص نوري و بصري حروف يا OCR در يک ساعت مچي، اينترنت پرسرعت با ADSL در دستيار ديجيتال شخصي و.... از همين رو است که احساس مي کنيم تغيير رويکرد ستون «فناوري همراه» براي حفظ پويايي و کارايي آن با نگاه به فناوري هاي همراه خارج از محدوده تلفن همراه هم نياز است.

ضمن اينکه بايد توجه کنيم شاخه اي از مطالعه فناوري هاي همراه و ارتباطات سيار، با نام Mobile Computer Standards يا استانداردهاي همراه کامپيوتر بررسي و مطالعه مي شوند و از همين رو هم بازنگري آنها اهميت مي يابد.

اين هفته، موضوع رايانه هاي پوشيدني يا Wearable Computers را بررسي مي کنيم که جرقه هاي ابتدايي آن در قرن پانزدهم ميلادي زده شد،

کامپيوترهاي پوشيدني

کامپيوترهاي پوشيدني، انواعي از رايانه ها هستند که بر بدن انسان پوشيده مي شوند. غالب استفاده اين رايانه ها، براي نمونه سازي و الگوبرداري رفتاري از مغز انسان ها، سيستم هاي نظارت و ديده باني سلامت و مصارف چندرسانه اي است.

ثبات و استحکام، مهم ترين ويژگي و قابليت متمايزکننده کامپيوترهاي پوشيدني است. ارتباط و تعاملي مداوم و پايدار بين کامپيوتر و کاربر وجود دارد. نيازي نيست که شما کامپيوتر را روشن يا خاموش کنيد يا مستقيماً دستوري به آن بدهيد. اين کامپيوترها از ويژگي چندوظيفه اي يا Multitasking برخوردارند و شما بدون اينکه در يک وظيفه خاص دستگاهتان اختلالي ايجاد شود، مي توانيد عملکردي ديگر را برايش تعريف کنيد.

البته اگر تعريف اصلي کامپيوترها به عنوان محاسبه گر رياضي را مورد توجه قرار دهيم، اين تصور در ذهن ما که Wearable Computers لزوماً دستگاه هاي حجيم و عظيم همراه با موشواره، صفحه کليد، مانيتور 17 اينچ و ساير متعلقات يک کامپيوتر شخصي روميزي هستند و به انسان وصل مي شوند، از بين خواهد رفت.

کامپيوترهاي پوشيدني براي کاربردهاي تعريف شده و اهدافي خاص طراحي مي شوند. براي مثال يک تراشه نانوسلولي که براي عکسبرداري و گزارش وضعيت سلول هاي سرطاني يک بيمار مبتلا به سرطان، به زير پوست او فرستاده و تزريق مي شود هم کامپيوتر پوشيدني محسوب مي شود. همينطور يک مچ بند ديجيتالي که وضعيت فشار خون و ضربان نبض شخص خاصي را در هر لحظه به يک سرويس دهنده و پردازشگر مرکزي ارسال مي کند، نوعي ديگر از انواع کامپيوترهاي پوشيدني است.

البته کامپيوترهاي پوشيدني و همراه، مي توانند به تناسب بسيار ساده تر هم باشند. براي مثال يک ساعت مچي يا عينک آفتابي نيز مي تواند کامپيوتر پوشيدني باشد، در اين صورت مي شود نتيجه گرفت که سابقه و تاريخچه کامپيوترهاي همراه به سال هاي 1300 تا 1500 ميلادي برمي گردد، جايي که براي نخستين بار ساعت هاي مچي آنالوگ و عينک هاي آفتابي و طبي اختراع شدند.

اما تعاريف نوين کامپيوتر همراه، به ما اين اجازه را مي دهد که دستاوردهاي نوين اين عرصه را بررسي کنيم. از جمله توليد ژانويه سال 2005 شرکت کامپيوتري. Fossil Inc که نخستين دستيار ديجيتال شخصي خم شدني با قابليت پيچيدن به دور دست و استفاده به عنوان ميني کامپيوتر همراه را روانه بازار کرد.

البته نبايد فراموش کنيم که شرکت IBM به عنوان يکي از غول هاي سخت افزاري دنيا، در سال 2001 ميلادي نوعي از ساعت مچي را روانه بازار کرد که مي توانست به عنوان يک رايانه همراه انجام وظيفه کند و سيستم عامل نوپاي لينوکس را نيز اجرا نمايد،

ماهواره هايي که همه چيز را کنترل مي کنند
روباتي که مثل انسان راه مي رود
کامپيوترت را بپوش
روبات خنثي کننده مين هاي زيرآبي
ده فناوري حامي محيط زيست
مولد طرفدار محيط زيست
مبل با احساس ساخته شد
طراحي پيشرفته ترين تراشه جهان

 روبات خنثي کننده مين هاي زيرآبي
ايسنا؛ نمونه اوليه روباتي که مين هاي زير آب را تشخيص مي دهد به نمايش درآمد. روبات Transphibian که با يک جوي استيک قابل کنترل است؛ دستگاهي با حدود 91 سانتي متر طول بوده و قادر است تا شش کيلوگرم مواد انفجاري پلاستيکي را حمل کرده و خود را به بمب هاي زير آب رسانده و قبل از انفجار مواد را به آنها بچسباند. به گفته کارشناسان چنين روبات هايي مطمئناً جايگزين کشتي هاي مين روب شده و عهده دار وظايف خطرناکي خواهند شد که اکنون توسط غواصان متخصص انجام مي گيرد. دانشمندان امريکايي طراح اين روبات قصد دارند که مواد منفجره را در داخل اين روبات زيرآبي خودکار قرار دهند تا مين ها را از بين ببرد اما در حال حاضر اين روبات براي تشخيص مسيرهاي مين گذاري شده مورد استفاده قرار خواهد گرفت.


  ده فناوري حامي محيط زيست
مهر؛ مجله «ساينس لايو» 10 فناوري نوظهوري را که مي توانند بحران هاي محيط زيست را حل کنند، معرفي کرده است. اولين رتبه اين فهرست را فناوري توليد نفت از منابع ارگانيکي به دست آورده است. رتبه دوم را فناوري تقطير آب دريا به خود اختصاص داده است. رتبه سوم متعلق به فناوري پيل هاي هيدروژني است که مي تواند در آينده به عنوان سوخت جايگزين بنزين مورد استفاده قرار گيرد. توسعه فناوري سلول هاي فتوولکانيک و گرمايي خورشيدي در جايگاه چهارم ايستاده است. سکوي پنجم اين طبقه بندي را جمع آوري انرژي گرمايي اقيانوسي به خود اختصاص داده است. همچنين توليد انرژي الکتريکي از جزر و مد دريا در رتبه ششم فهرست «ساينس لايو» ايستاده است. رتبه هفتم مربوط به فناوري جايگزيني سقف منازل با باغ است. در اين فناوري براي کاشت و پرورش گل و گياه از سقف منازل به جاي باغ استفاده مي شود. بنابراين گزارش، استفاده از گياهان و ميکروارگانيسم ها براي پاکسازي مناطق آلوده توانست رتبه هشتم از اين طبقه بندي را به خود اختصاص دهد. همچنين فناوري جمع آوري دي اکسيدکربن و کارت الکترونيک به ترتيب در رتبه هاي نهم و دهم قرار گرفتند.


  مولد طرفدار محيط زيست
ايسنا؛ گروه انرًژي Voller، توسعه دهندگان پيل سوختي، براي نخستين بار مولد يک کيلوواتي دوستدار محيط زيست خود را در قايق تفريحي Beneteau Ocenis 411 نصب کرد. استفاده گسترده و عمومي از قايق هاي تفريحي خانوادگي به شرکت Voller اين امکان را مي دهد تا مزايا و عملکرد مولدهاي پيل سوختي و پتانسيل بازاريابي آن را در يک کاربرد همگاني نشان دهد. نصب سريع و آسان اين مولد پيل سوختي و متناسب بودن آن با سيم کشي موجود در قايق از جمله مزاياي آن است. اين سيستم توسط پروپان، گاز يا گاز نفتي مايع که عموماً براي آشپزي هم در دسترس است، کار مي کند و مولد به راحتي در جايگاه مولدهاي معمولي در عقب قايق قرار مي گيرد. اين مولد پيل سوختي ايمن و اقتصادي بوده و به طور خودکار با تغيير ولتاژ باتري ها کار مي کند و در صورت کاهش ولتاژ باتري، اين مولد به طور خودکار روشن شده و باتري ها را شارژ مي کند و پس از شارژ کامل آنها، جهت نگهداري سوخت به طور خودکار خاموش مي شود، به علاوه اين مولد مي تواند آب گرم و نيز گرمايش کابين را تامين کند. وزن کمتر و سهولت تعمير و نگهداري اين مولد پيل سوختي از ديگر مزاياي آن نسبت به مولدهاي ديزلي متداول بوده و تخمين هاي اوليه نشان مي دهند که سيستم پيل سوختي تا يک هزار ساعت کار نياز به تعمير ندارد.


  مبل با احساس ساخته شد
مهر؛ محققان ژاپني مبل هوشمندي را ساخته اند که احساس نشستن فرد را با تغيير رنگ خود اعلام کند. اين مبل جديد که Fuwapica نام دارد تا دو سال ديگر در فروشگاه ها، فرودگاه ها و موزه ها مورد استفاده قرار خواهد گرفت. در ساخت اين مبل از فناوري هاي نوين براي تعميق احساسات کاربر در فضايي که در آن حضور دارد، استفاده شده است. «ايچي کانايا» از اساتيد برجسته دانشگاه اوزاکا گفت؛ «هدف ما اين است تا بشر مدرن به ياد داشته باشد که همواره تعاملي ميان مبلمان و انسان وجود دارد.» تيم تحقيقاتي دانشگاه اوزاکا در اين نوآوري در حقيقت ميزگردي را طراحي و ساخته که به يک رايانه و صفحه نمايشگر LCD و چهار مبل راحتي مملو از هوا مجهز است. مبلمان و ميز گرد از طريق سيگنال هاي بي سيم به يکديگر متصل هستند و حسگرهاي رنگي در ميز اشياي مورد نظر را اسکن کرده تا ظاهر آنها را تشخيص دهند و در ادامه رايانه يادشده سيگنال هايي را به مبلمان ارسال مي کند تا براي شيء رنگي خاص انتخاب شود.


  طراحي پيشرفته ترين تراشه جهان
ايسنا؛ شرکت هاي ماتسوشيتا و رنساز تکنولوژي به طور مشترک فناوري پردازش تراشه هاي 32 نانومتري را که پيشرفته ترين نيمه رسانا به شمار مي رود، طراحي مي کنند. شرکت ژاپني ماتسوشيتا که بيشتر با برند پاناسونيک شناخته شده در حال توافق با شرکت رنساز تکنولوژي است که بر اساس آن تکنسين هاي دو شرکت براي پيدا کردن راهي براي ساختن مدارات مجتمع ظريف که تراشه ها را نسبت به مدل هاي فعلي کوچک تر و کم مصرف تر مي کنند، همکاري خواهند کرد. ماتسوشيتا قصد دارد که اين تراشه ها را در تلويزيون هاي صفحه تخت خود به کار ببرد.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام