
1- قهرماني عراق به معناي رشد فوتبال اين کشور نيست. اگر بازي هاي عراق و ژاپن را مقايسه کنيد، متوجه تفاوت کلاس و درجه فوتبال دو کشور مي شويد. ژاپني ها مي دانند که اگر در يک دوره شکست بخورند در دوره بعد به جايگاه قبلي خود بازمي گردند. اما عراق نمي تواند مطمئن باشد که در دوره بعد حتي به جمع چهار تيم هم صعود کند.
بايد به بازيکنان، مربيان و مديران فوتبال عراق تبريک گفت که توانستند در اين شرايط قهرمان آسيا شوند اما فوتبال عراق حالت گلخانه اي دارد و حتي به دليل شرايط سياسي و اجتماعي اين کشور، فدراسيون فوتبال عراق در اردن مستقر است. قهرماني عراق به معناي اين نيست که فوتبال اين کشور در شرايط عادي به عنوان يکي از قدرت هاي اصلي فوتبال در قاره قلمداد شود. مسوولان فدراسيون فوتبال عراق تنها بر روي 100 ، 150 بازيکن کار کرده اند و اين حالت گلخانه اي در کوتاه مدت جواب مي دهد اما نمي تواند تضمين کننده موفقيت در بلندمدت باشد.
2- در مورد ايران هم بايد بگويم که قهرمان شدن اين تيم افتخار نبود و نبايد با باختن اين تيم هم عزا گرفت. چرا که هيچ کار سازمان يافته اي براي اين تيم نکرده بوديم و اگر قهرمان هم مي شديم شانسي بود، همان طور که عراق هم با استفاده از چاشني خوش شانسي قهرمان شد. ما در فوتبال ايران نبايد به دنبال کار گلخانه اي باشيم چرا که دو ميليون از هفتاد ميليون نفر جمعيت ايران مشغول فوتبال هستند. برعکس وظيفه ما اين است که بايد با کار سازمان دهي شده قابل قبول، تيم ملي را به سمت موفقيت هدايت کنيم. نظر شخص من اين است که قهرماني براي مردم بسيار خوب است اما قهرماني اي لذت بخش است که با برنامه ريزي مدون حاصل شود.
3- بحث مهم اين روزها ضرورت استفاده تيم ملي از مربي ايراني است و اتفاقاً مدافعان اين رويه با استفاده از عبارت «فوتبال ايراني» نظر خود را توجيه مي کنند. من البته اطلاع ندارم که ايراني بازي کردن به چه معناست و مصداق آن در زمين فوتبال دقيقاً چيست. ولي اگر منظور اين است که بايد از مربي ايراني براي تيم ملي استفاده کنيم، پيش از آن مربيان ما بايد دانش اين کار را در سطح بين المللي داشته باشند.
در اين ميان يک بحث شعاري وجود دارد و يک بحث شعوري. در بحث شعاري مشکلي وجود ندارد و مي توانيم بر اين مساله پافشاري کنيم اما وقتيAFC معتقد است که در سطح آسيا هيچ مربي بين المللي وجود ندارد چگونه ادعاي استفاده از مربي ايراني در تيم ملي را داريم؟ امروز در ژاپن نزديک 34 ، 35 مربي با مدرک حرفه اي مشغول هستند اما شما نمي بينيد که مربي بومي هدايت تيم ملي اين کشور را برعهده داشته باشد و حتي باشگاه هايشان هم از مربي خارجي بادانش استفاده مي کنند. اما در ايران تنها پنج نفر هستند که مدرک حرفه اي مربيگري را دارند و آنگاه پافشاري مي کنيم که به مربي خارجي نياز نداريم.
چگونه با وجود اينکه مهندسان خوبي در کشور وجود دارند وقتي در صنايع مختلف از مهندسان خارجي استفاده مي کنيم، ايرادي نمي گيريم اما زماني که مي خواهيم در فوتبال از مربي خارجي استفاده کنيم به مشکل و مخالفت برمي خوريم؟
عقل و منطق حکم مي کند وقتي دانش و تکنولوژي رشته اي در کشور وجود ندارد با استفاده از متخصصان خارجي اين دانش را به کشور بياوريم. اما متاسفانه برخي از ما فقط به شعار دادن دل خوش کرده ايم. اين درحالي است که کلاس و توانايي ايراني در ليگ برتر به منصه ظهور رسيده و واضح و مبرهن است که جايگاه ايشان کجاست.