921 شماره
پنج شنبه، 11 مرداد 1386
صفحه نخست :: ورزش :: ورزش ايران
شماره يک خودش را سانسور مي کند
رودباريان؛ تعويضم منطقي بود

علي خماند؛ حسن رودباريان در جام ملت ها، آن شماره يک دست نيافتني و مطمئني نبود که بايد باشد. کسي که حضورش در چارچوب دروازه خيال دفاع را آسوده و دل طرفدار را قرص کند. عصر متوسط ها هنوز تمام نشده و تنها دروازه بان بالاتر از حد متوسط، ابراهيم ميرزاپور است. گلري که نمي شود به پاي مصدومش اطمينان کرد. رودباريان که برخلاف انتظار در جام ملت ها نتوانست جاي خالي ميرزاپور را پر کند، حالا در انتظار يک فصل درخشان باشگاهي است، براي اينکه دوباره جنم گلري خود را نشان بدهد.

*** 

از کي شماره يک بودن برايت در جام ملت ها مسجل شد؟

شايد در اواسط ليگ. اما شرايطم در پاس سخت شد و همه چيز به هم خورد. من با انتقادات بسيار وارد اردو شدم. اما بازي هاي غرب آسيا شروع خوبي بود تا جواب انتقادات را بدهم. در واقع... قبل از اخراج از پاس به هدف اول بودن تمرين مي کردم. ميرزاپور مصدوم بود و در گزينه هاي احتمالي تيم ملي سابقه من بيشتر بود. اما پس از شرايطي که در پاس به وجود آمد هيچ ذهنيتي نداشتم.

بازي هاي غرب آسيا در سبقت تو از بقيه نقش پررنگي داشت. اين طور نيست؟

نمي توانم کتمان کنم که آن بازي ها نقش بسياري داشت. وقتي رقباي من فقط تمرين مي کردند من اين فرصت را داشتم تا نمايش دهم. اما پس از برگشت از غرب آسيا هم هيچ تصوري نداشتم که فيکس تيم هستم.

رقباي تو هم در بازي با مکزيک به نفع تو کار کردند. طالب لو استرس بازي در آن جو را داشت و رحمتي هم چهار گل خورد تا همه چيز به نفع تو شود.

نه، اين حرف را قبول ندارم. فقط آن بازي دليل فيکس شدن من نبود. ولي مربيان تيم به من اطمينان کردند.

از نظر فني تو بهتر از رقبا هستي؟

به جرات مي گويم فاصله زيادي بين ما نيست.

تو و دفاع هاي تيم اولين تورنمنتي بود که کنار هم بازي کرديد، چقدر اين مساله براي تو و تيم مشکل ساز شد؟

درست مي گوييد، اين ترکيب براي اولين بار کنار هم قرار داشت. در بازي اول براي همه ما سخت بود و اشتباهات زيادي هم داشتيم اما رفته رفته بهتر شديم.

از گلي حرف بزن که رحمان درون دروازه خودمان کرد؟

تنها چيزي که مي توانم بگويم اين است که اين اتفاق صد سال يک بار رخ مي دهد. مساله دوم به سوال قبلي تان برمي گردد که ما با هم هماهنگ نبوديم. توپ از زمين ازبکستان آمد و من درست ايستاده بودم اما توپ خيلي عمق داشت و نتوانستم بگيرم.

زياد جلو نبودي؟

اگر توپ از جناحين مي آمد بايد روي خط مي ايستادم اما در آن صحنه من منطقي ايستادم. شايد بايد يک قدم عقب تر مي رفتم.

چرا نيامدي توپ را جمع کني؟

توپ خارج از هجده قدم بود و نمي توانستم وارد جريان شوم. در ضمن وقتي رحمان مسلط بود تا توپ را بزند چرا من بايد وارد مي شدم. با رحمان خيالم راحت بود که توپ دفع مي شود اما...

رحمان اشتباه کرد؟

چقدر مهم است که چه کسي اشتباه کرده است؟ رحمان در چند سال اخير بهترين دفاع ايران بوده چرا فقط روي اين گل زوم کرده ايد؟

در بازي چين هم دوگل خوردي.

خودم را روي گل اول مقصر مي دانم. از آن فاصله نبايد آن گل را مي خوردم. يک لحظه تمرکزم به هم خورد. احساس کردم با پاي راست به توپ ضربه مي زند اما با پاي چپ زد. يک صدم ثانيه به توپ دير رسيدم. اما روي گل دوم هيچ کاري نمي توانستم بکنم. بازيکن چين آنقدر فرصت داشت که بهترين ضربه اش را بزند.

قلعه نويي گفته است در بازي با کره رودباريان فقط دو بار زمين خورد، آيا اين طور است؟

راست مي گويد، در طول 120 دقيقه کره هيچ فشاري روي دروازه ايران نياورد. کره فقط دو موقعيت خوب داشت. هدف آنها رسيدن به ضربات پنالتي بود و همه جوره نسبت به ما ضعيف تر بودند. حق ايران بود که در 120 دقيقه بازي را ببرد.

آيا از تعويض دقيقه 119 اطلاع داشتي؟

نه، هيچ اطلاعي نداشتم.

نظرت در مورد اين تعويض چه بود؟

به هرحال هر بازيکني تعويض مي شود. من هم تعويض شدم. اين مربي تيم است که تشخيص مي دهد چه کسي در چه مقطعي از زمان بازي به درد تيم مي خورد. مسووليت همه اين مسائل هم برعهده مربي است. اما بايد راستش را بگويم که وحيد در تمرينات خيلي بهتر از من پنالتي مي گرفت. ايستادن او در زمان پنالتي ها منطقي بود.

اگر کره را مي برديم با تعويضي که رخ داد باز هم انگيزه اي براي بازي بعد داشتي؟

در آن لحظه به فکر اين مسائل نبودم اما فکر نمي کنم که تاثيري داشت چون کادر فني نشان داده بود شماره يک شان چه کسي است.

بعد از گلي که از ازبکستان خوردي حرکت خطرناکي انجام دادي و مهاجم ازبکستان را دريبل کردي، با چه جراتي اين کار را انجام دادي؟

من شعاري دارم که مي گويم مردان بزرگ وقتي موفق مي شوند که ريسک کنند و به نظر من هيچ کس بدون ريسک بزرگ نمي شود. من اين کار را روي شجاعتم مي گذارم و اينکه از نظر آمادگي جسماني و روحي در بهترين شرايط قرار داشتم. شايد در آن شرايط عقلاني ترين کار دريبل زدن مهاجم ازبک بود. فاصله او با من خيلي کم بود و فرصت شوت زدن نبود به خاطر همين دريبل اش زدم. اين توانايي را دارم حداقل يک مهاجم را دريبل بزنم.

از اين انجام وظيفه راضي هستي؟

در اين تورنمنت کار سختي نداشتم. اما چيزي که خيلي سخت است مسائل روحي است. فشارهاي اطراف واقعاً زياد و طاقت فرساست.

بازي هاي غرب آسيا و جام ملت هاي آسيا تضميني براي ادامه حضور ثابت تو در تيم ملي هست؟

تا حدود خيلي زيادي. ولي شماره يک بودن مدت و زمان ندارد. هيچ وقت احساس نمي کنم شماره يک ايران هستم چون هر روز يک نفر مي تواند جايت را بگيرد.

يعني اين بازي ها تضمين خوبي نيست؟

نه، در ايران روي هيچ چيزي تضمين وجود ندارد.

در مورد اس ام اسي که برايت ساخته اند حرف مي زني؟

چه بگويم، برايم SMS ساختند که من به آقاي قلعه نويي مي گويم چرا نگذاشتيد پنالتي ها را ببينم که قلعه نويي هم جواب مي دهد «خيلي خطرناکه حسن. گل مي خوري حسن.»

نظرت چيست؟

به هر حال به روحيه شوخ طبعي مردم احترام مي گذارم. بامزه بود.

حالا خطرناکه حسن؟

خيلي خطرناکه... حسن،

نمايندگان AFC براي بررسي امکانات باشگاهي به ايران مي آيند
چند سهميه آسيايي براي ايران؟
به گفته محسن صفايي فراهاني عضو کميته اجرايي کنفدراسيون فوتبال آسيا يکي از مهم ترين تصميمات اين کميته در جلسه اخير، نحوه امتيازدهي به ليگ ها، باشگاه ها و بازيکنان حرفه اي جهت حضور در ليگ قهرمانان آسيا بود. براين اساس از اين پس سهميه هر کشور در مسابقات ليگ قهرمانان آسيا بر مبناي امتيازاتي که از سوي ناظرانAFC به ليگ هاي داخلي کشورهاي آسيايي اعطا مي شود، تعيين مي شود.

در جلسه اخير قرار شد که هر کشوري که بتواند يکي از امتيازهاي 100 ، 200 ، 300 و 400 را کسب کند به ترتيب مي تواند چهار، سه، دو و يک سهميه در ليگ قهرمانان آسيا داشته باشد و کشورهايي که زير صد امتياز کسب کنند، نمي توانند سهميه اي در اين مسابقات داشته باشند.

طبق دستورالعمل کميته مسابقات کنفدراسيون فوتبال آسيا از اين پس ليگ هاي کشورهاي آسيايي براساس 10 شاخص اصلي شامل برخورداري از باشگاه هاي حرفه اي، وضعيت سازماندهي و تشکيلات ليگ، نحوه برنامه ريزي و اجراي مسابقات، تعداد و سابقه باشگاه هاي حاضر در ليگ، تراز مالي باشگاه ها، برخورداري باشگاه ها از امکانات و ورزشگاه هاي اختصاصي، توانايي مديريتي، وضعيت حقوقي باشگاه ها، استقلال باشگاه ها امتيازبندي خواهند شد که سهميه کشورها براساس حداکثر امتياز (500) تعيين مي شود.

 شرايط سهميه بندي

براين اساس کشورهايي که از شاخص هاي تعيين شده بيش از 400 امتياز کسب کنند، مي توانند از 4 سهميه در ليگ قهرمانان آسيا برخوردار شوند به طوري که قهرمان، نايب قهرمان و تيم سوم مسابقات ليگ برتر به همراه قهرمان جام حذفي در رقابت هاي ليگ قهرمانان آسيا حضور يابد. چنانچه قهرمان جام حذفي يکي از تيم هاي اول تا سوم مسابقات ليگ برتر باشد تيم چهارم ليگ برتر هم مجاز خواهد بود در مسابقات ليگ قهرمانان آسيا حضور يابد. اين سهميه بندي در خصوص ليگ هايي که به 300 امتياز دست يابند شامل دو تيم اول و دوم ليگ برتر و قهرمان جام حذفي خواهد شد. ليگ هاي 200 امتيازي تنها دو سهميه شامل قهرمان ليگ برتر و جام حذفي و ليگ هاي 100 امتيازي از يک سهميه شامل قهرمان ليگ برتر در ليگ قهرمانان آسيا برخوردار خواهند شد.

 بازديد طي دو مرحله

صفايي فراهاني مي گويد؛ قرار بر اين شد که کميته هاي نظارتي کنفدراسيون فوتبال آسيا در دو بازديد جداگانه به کشورها امتيازدهي کنند و با توجه به شرايط نابسامان فدراسيون فوتبال ايران فرصت خواستيم که در زمان دورتر اين بازديدها انجام گيرد و براين اساس نمايندگان AFC مهر سال جاري و ارديبهشت سال آينده به ايران سفر خواهند کرد تا پس از امتيازدهي به ايران درباره تعداد نمايندگان ايران در ليگ قهرمانان آسيا تصميم گيري کنند.

صفايي ابراز اميدواري کرد که فوتبال ايران اعم از سازمان ليگ، فدراسيون فوتبال و باشگاه ها بتوانند با فراهم کردن استانداردهاي درخواستي AFC به شرايط لازم جهت دستيابي به حداکثر سهميه اين رقابت ها دست يابند.

با اين شرايط برشماست که مثل همه براي فوتبال ايران و کسب سهميه از ليگ قهرمانان آسيا دعاکنيد،
گزارشي از گفت وگو با وحيد هاشميان ، قبل از پرواز به هانوفر
همه تقصيرها به گردن مربي نيست
گفت وگو با وحيد هاشميان در غربت هتل پرنس اتفاق افتاد؛ جايي که تا ديروز و پريروزش پر از خبرنگاران و فوتبالدوستان ايراني بود و بازيکنان تيم ملي با تي شرت هاي قرمز و سفيد در آن رژه مي رفتند و روياي فتح جام چهاردهم در سر مي پروراندند اما حالا هيچ کس نمانده بود از آن کاروان جز ما و وحيد هاشميان که به جاي پرواز به ايران ترجيح داده بود از کوالالامپور مستقيماً به آلمان بازگردد در نتيجه يک شب اضافه تر مانده بود. وحيد هاشميان بعد از انداختن عکس با چند خبرنگار عراقي که بعد از صعود تيمشان و استقرار در پرنس، لابي نشين اين هتل شده بودند و بي تاب بودند با ستاره ايراني عکس بيندازند به طبقه دوم- کافي شاپ هتل- آمد تا گفت وگوي ما شروع شود.«الان تيم باخته است و همه مقصر هستند. من مهاجمم و مقصرم، گل نزدم. نمي شود همه تقصيرها را انداخت گردن سرمربي تيم. ايشان الان تحت فشار است و نبايد هر حرفي را زد.»

دست به عصا صحبت کردن وحيد هاشميان طبيعي است؛ خصوصاً در اين برهه. همه اهالي فوتبال و خصوصاً خبرنگارها خوب مي دانند که وحيد در فضاهاي صميمي هم سنجيده و لفظ قلم صحبت مي کند چه برسد به وقتي که قرار است مخاطبش رسانه باشد و بالطبع مردم. آن وقت وسواس در انتخاب لغات و نگه داشتن جانب احتياط سرلوحه حرف هايش خواهد شد. «من قبول دارم که مقصرم چون گل نزدم در چهار بازي ولي خب تعويض هم شدم. بازي ها را به صورت کامل در زمين نبودم. تازه کار مهاجم که فقط گل زدن نيست. فشار آوردن روي دفاع حريف هم شرط است. دو نوع فوتبال در حمله داريم؛ سازنده و تخريبي. گاهي مهاجم پا به توپ مي شود و پاس مي دهد و گلزني مي کند، گاهي هم روي دفاع حريف با بازي بدون توپ فشار مي آورد و براي ديگر بازيکنان فضاسازي مي کند. من فکر مي کنم کار دوم را خوب انجام دادم. در ضمن شما نگاه کنيد چند بار در اين چهار بازي براي من موقعيت ايجاد شد که من استفاده نکنم. بايد انصاف هم داشت. يک طرفه مي نويسند و انتقاد مي کنند. گل هايي که من براي تيم ملي زده ام همه حساس و تاثيرگذار بوده مثل دو گل به ژاپن در مقدماتي جام جهاني. به کامبوج و مالديو و... نبوده. 34 گل زده فقط در بوندس ليگا دارم. بايد براي مهاجم موقعيت ايجاد کرد تا گل بزند.»

بد نيست همين جا يک «شنيده» ديگر را هم داخل پرانتز بخوانيد، آن هم اينکه در يکي، دو روز بعد از باخت به کره وحيد از بعضي ها پرسيده بود «به نظر شما من نبايد بيشتر بازي مي کردم؟» در نود دقيقه گل نزدم ولي از کجا معلوم در دقيقه 115 گل مي زدم؟بحث به مقايسه تيم ملي برانکو و تيم ملي قلعه نويي کشيده مي شود. هاشميان همان اول و دردم تاکيد مي کند که مقايسه اين دو تيم اصلاً کار درستي نيست به خاطر اينکه شرايط خيلي چيزها فرق کرده ولي خيلي ها مي دانند که هرچند هاشميان اختلاف هايي با برانکو داشت ولي دلش با اوست. «برانکو آدم باهوشي بود. يک مربي خارجي که 5 سال در شرايط ايران دوام آورد.يادمان باشد برانکو تيم اميد را قهرمان بازي هاي آسيايي کرد. در جام ملت ها با ناداوري سوم شديم و البته همين کره جنوبي را برديم و تيم را به راحتي به جام جهاني برد.» طبيعي است که در اين مقايسه دو تيم ملي صحبت به مقايسه دو تورنمنت هم کشيده شود. «البته مقايسه اين دو تورنمنت هم کار درستي نيست. من يک هفته قبل از اعزام به جام جهاني مهمان برنامه نود بودم. آنجا گفتم که ما کار خارق العاده اي در جام جهاني نمي توانيم بکنيم. اما ته دلم فکر مي کردم و اميدوار بودم که ايران يک «سنگال» در 2002 ژاپن- کره شود که شگفتي ساز شد و از گروهش صعود کرد. به هر حال گفتم ما مي رويم و تمام تلاشمان را مي کنيم که بهترين نتيجه ها را بگيريم. به نظر من نتايج خوبي در جام جهاني گرفتيم. نيمه اول بازي با مکزيک را که يادتان هست، عالي بوديم. بازي را يک - يک کرديم. روي اشتباهات فردي به مکزيک باختيم. پرتغال نزديک 70 دقيقه کوبيد و به در بسته خورد بعد يک شوت زدند که نفهميديم چطوري رفت توي گل. پنالتي هم پنالتي نبود. رو به روي آنگولا هم اگر انگيزه داشتيم حتماً مي برديم. منتها حذف شده بوديم و حاشيه هاي تيم زياد شده بود و...»

او که عمق ناراحتي شکست هاي متوالي ايران را بر چهره دارد در پاسخ به تاسف ما درباره بدون جام ماندن نسل طلايي که وحيد يکي از شاخص هاي آن است ، گفت ؛ شايد نسل بعدي که کم ستاره تر به نظر مي رسد از ما موفق تر باشد. مثل عراق که هيچ بازيکن شاخصي نداشت اما تيم بود.
چگونه ادعاي استفاده از مربي ايراني را داريم
 محسن صفايي فراهاني
1- قهرماني عراق به معناي رشد فوتبال اين کشور نيست. اگر بازي هاي عراق و ژاپن را مقايسه کنيد، متوجه تفاوت کلاس و درجه فوتبال دو کشور مي شويد. ژاپني ها مي دانند که اگر در يک دوره شکست بخورند در دوره بعد به جايگاه قبلي خود بازمي گردند. اما عراق نمي تواند مطمئن باشد که در دوره بعد حتي به جمع چهار تيم هم صعود کند.

بايد به بازيکنان، مربيان و مديران فوتبال عراق تبريک گفت که توانستند در اين شرايط قهرمان آسيا شوند اما فوتبال عراق حالت گلخانه اي دارد و حتي به دليل شرايط سياسي و اجتماعي اين کشور، فدراسيون فوتبال عراق در اردن مستقر است. قهرماني عراق به معناي اين نيست که فوتبال اين کشور در شرايط عادي به عنوان يکي از قدرت هاي اصلي فوتبال در قاره قلمداد شود. مسوولان فدراسيون فوتبال عراق تنها بر روي 100 ، 150 بازيکن کار کرده اند و اين حالت گلخانه اي در کوتاه مدت جواب مي دهد اما نمي تواند تضمين کننده موفقيت در بلندمدت باشد.

2- در مورد ايران هم بايد بگويم که قهرمان شدن اين تيم افتخار نبود و نبايد با باختن اين تيم هم عزا گرفت. چرا که هيچ کار سازمان يافته اي براي اين تيم نکرده بوديم و اگر قهرمان هم مي شديم شانسي بود، همان طور که عراق هم با استفاده از چاشني خوش شانسي قهرمان شد. ما در فوتبال ايران نبايد به دنبال کار گلخانه اي باشيم چرا که دو ميليون از هفتاد ميليون نفر جمعيت ايران مشغول فوتبال هستند. برعکس وظيفه ما اين است که بايد با کار سازمان دهي شده قابل قبول، تيم ملي را به سمت موفقيت هدايت کنيم. نظر شخص من اين است که قهرماني براي مردم بسيار خوب است اما قهرماني اي لذت بخش است که با برنامه ريزي مدون حاصل شود.

3- بحث مهم اين روزها ضرورت استفاده تيم ملي از مربي ايراني است و اتفاقاً مدافعان اين رويه با استفاده از عبارت «فوتبال ايراني» نظر خود را توجيه مي کنند. من البته اطلاع ندارم که ايراني بازي کردن به چه معناست و مصداق آن در زمين فوتبال دقيقاً چيست. ولي اگر منظور اين است که بايد از مربي ايراني براي تيم ملي استفاده کنيم، پيش از آن مربيان ما بايد دانش اين کار را در سطح بين المللي داشته باشند.

در اين ميان يک بحث شعاري وجود دارد و يک بحث شعوري. در بحث شعاري مشکلي وجود ندارد و مي توانيم بر اين مساله پافشاري کنيم اما وقتيAFC معتقد است که در سطح آسيا هيچ مربي بين المللي وجود ندارد چگونه ادعاي استفاده از مربي ايراني در تيم ملي را داريم؟ امروز در ژاپن نزديک 34 ، 35 مربي با مدرک حرفه اي مشغول هستند اما شما نمي بينيد که مربي بومي هدايت تيم ملي اين کشور را برعهده داشته باشد و حتي باشگاه هايشان هم از مربي خارجي بادانش استفاده مي کنند. اما در ايران تنها پنج نفر هستند که مدرک حرفه اي مربيگري را دارند و آنگاه پافشاري مي کنيم که به مربي خارجي نياز نداريم.

چگونه با وجود اينکه مهندسان خوبي در کشور وجود دارند وقتي در صنايع مختلف از مهندسان خارجي استفاده مي کنيم، ايرادي نمي گيريم اما زماني که مي خواهيم در فوتبال از مربي خارجي استفاده کنيم به مشکل و مخالفت برمي خوريم؟

عقل و منطق حکم مي کند وقتي دانش و تکنولوژي رشته اي در کشور وجود ندارد با استفاده از متخصصان خارجي اين دانش را به کشور بياوريم. اما متاسفانه برخي از ما فقط به شعار دادن دل خوش کرده ايم. اين درحالي است که کلاس و توانايي ايراني در ليگ برتر به منصه ظهور رسيده و واضح و مبرهن است که جايگاه ايشان کجاست.
متاسفم براي ايران
 مايکل چرچ*
سال ها است که به عنوان يک اروپايي در آسيا زندگي مي کنم. تاکنون چندين بار به ايران سفر کرده ام. مي دانم ساختار روحي مردم چگونه است. فکر مي کنم در سطح آسيا، ايراني ها بي همتا باشند. حتي با ژاپني ها و کره اي ها که تيم کشورشان را مرتب حمايت مي کنند، متفاوت هستند. وقتي با شما که دوستي قديمي از ساليان دور هستيد و از ايران مي آييد، در اين باره صحبت مي کنم، مي بايستي در اين مورد از لفظ «متاسفانه» استفاده کنم. بايد بگويم متاسفانه ايران با وجود قابليت هاي فني اش، نتوانست به بازي روز آخر در اندونزي برسد. اگر به دوستان همکار ژاپني، استراليايي، چيني يا کره اي برسم يا کسي از عربستان را ملاقات کنم، باز هم بايستي از اين لفظ استفاده کنم. احساس مي کنم با به کار بردن اين لفظ تا حدي مي توانم از غمشان بابت عدم موفقيت تيم خود در اين دوره بکاهم. به نوعي، احساس همدردي مي کنم زيرا پيش از شروع اين بازي ها، مردم اينگونه کشورها همراه روزنامه نگارانشان حساب ويژه اي روي قهرماني اين دوره باز کرده بودند. من از اين جهت که اشتياق و ميل به کسب افتخار نزد مردم به نقطه اي همچون قهرماني نرسيد، متاسف شدم؛ اما از اينکه قهرماني تيمي ناشناخته و جوان مانند عراق مي تواند شوک تازه اي را به فوتبال قاره وارد سازد، خرسند شدم. اعتقاد دارم وقتي در کشور شما، تيم ملي با آن همه مهره ارزشمندي که در اختيار داشته، نمي تواند به قهرماني برسد، شوک مهلکي بر روح مردم وارد مي شود. هنوز يادم نرفته آن سال که استقلال ميزبان مرحله نهايي جام باشگاه هاي آسيا بود، وقتي تيم در حضور 110 هزار تماشاگر در ورزشگاه آزادي باخت، مردم در کوچه و خيابان چقدر از آن ناکامي متاسف شدند. اکنون مي توانم تصور کنم وقتي تيم در مسابقات مهمتري مثل جام ملت ها برابر کره جنوبي ناکام مي شود و از ادامه صعود باز مي ماند، چه لطمه اي بر روح مردم وارد مي شود. گمان مي کنم قبلاً تيم هاي هماهنگ تر و کارآمدتري داشتيد که فوتبال را زيباتر بازي مي کردند. هيچ وقت بازي هاي تيم ايران در جام ملت هاي 1996 امارات را از ياد نمي برم. تيمي که در خط حمله اش علي دايي و خداداد عزيزي را داشت. دو مهاجمي که مزد خوب بازي کردن خود را خيلي زود با دريافت مجوز بازي در تيم هاي آلماني دريافت داشتند. در خط دفاع آن تيم، يک مدافع بسيار بزرگ و توانمند به اسم خاکپور بود که مي توانست جلوي همه اشتباهات را بگيرد. در خط مياني کريم باقري حضور داشت که شوت هاي مهلکش در سطح بين المللي کم نظير بودند. در جام ملت هاي قبلي که در چين انجام گرفت تيم ايران به لطف همبستگي تيمي و حمايت همه جانبه درخشيد. اين درحالي است که تيمي که در مالزي به ميدان رفت، صاحب مهره هاي ارزشمندي بود. مهره هايي که خيلي ها آرزوي در اختيار داشتنشان را دارند. اما به عنوان مثال خط حمله ايران با وجود حضور بازيکنان شاخصي چون وحيد هاشميان، رسول خطيبي و رضا عنايتي برابر خط دفاع کره، قابليت بالايي نداشت. در واقع، اين خط نه خود مي توانست در سرنوشت بازي با زدن گل تاثيرگذار باشد و نه مورد حمايت کافي خطوط مياني و دفاع واقع مي شد. مي شد احساس کرد مهاجمان دچار يک نوع تشويش خاطر هستند. آنها از لحاظ روحي، آرامش کافي براي تمرکز روي ضربه نهايي نداشتند. شايد مشخص نبودن سيستم بازي ايران، شرايطي را فراهم کرد که تيم در بازي ها به خصوص ديدار مقابل ازبکستان و چين نتواند ريتم ثابتي را ارائه دهد. اگر اينگونه مي بود، ايران مقابل حريفان اينقدر دچار فراز و نشيب نمي شد...

سردبير سابق مجله فوتبال آسيا و نويسنده روزنامه يوميوري ژاپن
هادي ساعي و بهزاد خداداد
مسافران منچستر

ناظر کميته ملي المپيک در تکواندو گفت؛ به دليل انجام تمرينات تيم ملي تکواندو در آکادمي ملي المپيک، حداقل هفته اي ده بار بر سر تمرينات صبح و عصر حضور دارم و با توجه به تفکيک تمرينات تيم ملي بزرگسالان و تيم ملي دانشجويان، همه چيز با نظم و هماهنگي کامل پيگيري مي شود. اصغر رحيمي مي گويد اشکالي که در مقطعي به تيم ملي تکواندو وارد بود، اين بود که تمرينات المپيکي ها و دانشجويان همزمان برگزار مي شد. در حالي که زمان اعزام دو تيم متفاوت است و لازم بود که به شکل جداگانه اي اين تمرينات انجام شود. در حال حاضر بي باک، ساعي و خداداد مستقيماً زير نظر ذوالقدر و افلاکي تمرينات خود را انجام مي دهند و کارهاي ويژه اي با هدف رفع نقاط ضعف ملي پوشان انجام مي شود.

در اين زمينه دو بحث وجود داشت؛ يکي اين که ملي پوشان در کدام گروه وزني و بعد اين که کدام نفرات انتخاب شوند. آنچه از مشاهده عملکرد ملي پوشان در تمرينات مشخص شده، اين است که در نهايت ساعي و خداداد دو تکواندوکار اعزامي ما به منچستر باشند و در اين مقطع بهترين روش انتخاب، هماني است که فدراسيون در نظر دارد و ارزيابي سوابق سه سال گذشته ملي پوشان، روش مناسبي است.

افزايش فاصله يک ماهه بين مسابقات منچستر و رقابت هاي آسيايي کسب سهميه المپيک در ويتنام، به دو ماه، شرايطي را فراهم کرده تا در صورت عدم کسب سهميه احتمالي در منچستر، کادر فني تيم ملي با در اختيار داشتن تمامي نيروهاي خود، تيمي سرحال را ساخته و پرداخته کند و در اين شرايط برخلاف وزن بهزاد خداداد که فاصله قابل توجهي با حريفان داخلي دارد، مي توان به مسابقه انتخابي در وزني مانند 80کيلوگرم که از نفراتي نزديک به هم برخوردار است، فکر کرد.

کسب سهميه المپيک تنها 30 درصد از کار است ولي بحث اصلي، کسب مدال در المپيک است و جامعه ورزش و خانواده تکواندو، اين انتظار را دارد که در المپيک پکن مدال ها، خوشرنگ تر از المپيک آتن شود. واقعيت اين است که ملي پوشاني مانند نصرآزاداني، غلامزاده و... هم در نهايت مي توانند سهميه المپيک را کسب کنند ولي همان طور که اشاره کردم، موضوع اصلي ارتقاي مدال هاي تکواندو ايران در المپيک است که بايد در اين زمينه برنامه ريزي لازم ارائه شود.

 کرمي؛ اميدوارم کادر فني تصميم درستي بگيرد

احتمالاً بهزاد خداداد و هادي ساعي با نظر مستقيم کادر فني به عنوان نمايندگان تکواندوي ايران در مسابقات قهرماني جهان و انتخابي المپيک پکن انتخاب مي شوند. اين در حالي است که يوسف کرمي يکي از نفرات سه وزن اول که شانس بيشتري براي مدال آوري در جهاني دارد هم شانسي يکسان براي اعزام به اين مسابقات داشت، اما حالا اين اتفاق نيفتاده و قادر به همراهي تيم ملي نيست. او که يکي از نمايندگان ايران در آتن بود، حالا نمي تواند اميدي براي حضور در المپيک پکن داشته باشد. کرمي خود در اين باره مي گويد؛ هنوز اطلاعي درخصوص نفرات اعزامي ندارم، اما در هر حال اميدوارم مربيان تصميم درستي گرفته باشند. نمي گويم حضور در منچستر حق من است، اما دوست ندارم در اين انتخاب حق هيچ کسي ضايع شود. خيلي ها مي گويند اين سفر حق من است، اما ترجيح مي دهم سکوت کنم و فقط با مدال هايم، شايستگي خود را نشان دهم. چند روز ديگر عازم المپيک دانشجويان هستم و الان هم فقط به مدال آوري در اين ميدان فکر مي کنم.

مي گويند مبناي انتخاب کادرفني، عملکرد تکواندوکاران در 3 سال اخير بوده، آيا واقعاً بدين صورت بوده؟

بايد بپذيريم که در خيلي از مدال ها، قرعه تاثير مستقيم دارد و گاهي شرايطي پيش مي آيد که يک تکواندوکار در عين شايستگي، مدالي را از دست مي دهد. در نتيجه نمي توان خيلي هم مدال ها را ملاک قرار داد. در ضمن بي باک هم در اين مدت زمان دو طلاي جهاني و يک نقره آسيايي داشته ولي خب او هم انتخاب نشده.

الان يوسف کرمي تا حدود زيادي شانس حضور در پکن را از دست داده، اگر ايران نتواند در منچستر دو سهميه المپيک را بگيرد، مسابقات آسيايي فرصت ديگري است، فکر مي کني نام تو در ليست مسابقات آسيايي باشد؟

اگر بچه ها در جهاني دو سهميه را بگيرند که ديگر نيازي به آسيايي نيست، اما اگر اين اتفاق نيفتد، مي توانيم در قهرماني آسيا اين سهميه ها را به دست آوريم. البته در آن زمان هم معلوم نيست من در ترکيب تيم اعزامي قرار بگيرم يا نه و باز هم شرط اول، تصميم مربيان است که شايد تغييري در ترکيب فعلي ايجاد کنند.

 بي باک؛ تابع نظر کادر فني هستم

قهرمان جام جهاني تايلند با ابراز بي اطلاعي از نحوه انتخاب دو تکواندوکار اعزامي به انگليس گفت؛ تابع نظر مربيان هستم. مهدي بي باک گفت؛ اگر مربيان صلاح بدانند، در انتخابي مي زنم. اگر تصميم ديگري بگيرند، باز براي نظر آنها احترام قائل هستم. اگر قرار بود در وزن سوم اعزام شوم، من و يوسف کرمي ترجيح مي داديم انتخابي بزنيم تا بهترين فرد انتخاب شود. به هر حال عملکرد هر کسي مشخص است و از اين طريق بهتر مي توان تصميم گرفت.

بايد منتظر ماند و ديد که چه کسي انتخاب مي شود. بعد از آن، راحت تر مي توان اظهار نظر کرد.حضور شمار اندک تکواندوکاران در المپيک، کار فدراسيون ايران را مشکل کرده است. هشت وزن داريم که همگي خوب هستند، بنابراين انتخاب دو نفر از ميان آنها واقعاً کار دشواري است.

بي باک درباره عدم حضورش در اردوي تيم ملي گفت؛ فقط عصر روز چهارشنبه از کادر فني اجازه گرفتم و رفتم وگرنه در تمامي روزهاي ديگر بوده ام. برايم جاي تعجب است که چرا خبرها اينگونه بيان مي شود. وي در خصوص شنيده ها مبني بر انتخاب خداداد و ساعي تصريح کرد؛ همه ما تلاش مي کنيم که ايران بتواند در المپيک نتايج خوبي بگيرد. فرقي نمي کند چه کسي اعزام شود.

بسکتبال ايران به نيمه نهايي رسيد
تيم ملي بسکتبال ايران دومين ديدار خود در مرحله يک چهارم نهايي مسابقات جام ملت هاي آسيا را نيز با پيروزي پشت سر گذاشت و توانست يکي از تيم هاي صعودکننده به مرحله نيمه نهايي مسابقات لقب بگيرد.

تيم ملي ديروز در مهمترين ديدار خود در مرحله يک چهارم پاياني با غلبه بر قطر توانست جواز حضور در بين چهار تيم برتر مسابقات را کسب کند.

ملي پوشان بسکتبال ايران در اين ديدار با ثبت

9 - 87 مقابل قطر به پيروزي رسيدند تا علاوه بر صعود به مرحله بعدي مسابقات انتقام شکست هاي اخير خود مقابل اين تيم را در تمام جام هاي آسيايي گرفته باشند. حامد آفاق در نيمه نخست اين ديدار با موفقيت در پرتاب هاي سه امتيازي علاوه بر اينکه آمار خوبي از خود بر جاي گذاشت تيم ايران را هم در شرايط مناسبي قرار داد تا تيم ايران در نيمه اول اين ديدار با نتيجه

44 - 41 مقابل حريف خود به برتري رسيد.

آيدين نيکخواه بهرامي با کسب 24 امتياز در اين ديدار يکي از عوامل موفقيت تيم ايران بود، ضمن اينکه حامد حدادي در تمام طول بازي عملکرد قابل توجهي از خود بر جاي گذاشت و همانند ديدارهاي گذشته يکي از عوامل برتري تيم ايران بود.

بدين ترتيب تيم ملي بسکتبال قطر با کسب اين نتيجه از راهيابي به دور سوم و مرحله نيمه پاياني مسابقات بازماند تا نتيجه فرداي ديدار تيم هاي لبنان و ايران چهره تيم هاي اول و دوم اين گروه را مشخص کند.

قطري ها در دوحه بر تيم ما فائق شده بودند.
افشاگري هاي هندبالي پايان ندارد
نفيسه خانلري؛ چندي پيش اختلافات رئيس فدراسيون هندبال و نايب رئيس مستعفي، اين فدراسيون آنقدر بالا گرفت که کامران رهبري پس از برکناري از تمام سمت هايش در هندبال به صراحت اقدام به افشاگري برخي مسائل داخلي فدراسيون کرد. در اين حين عليرضا رحيمي رئيس فدراسيون با تکذيب تمام ادعاهاي کامران رهبري اعلام کرد که او به علت تخلفات مالي تحت تعقيب است و با توجه به شکايت فدراسيون، سازمان تربيت در پي رسيدگي به آن است و حتي از طريق دادگاه وارد عمل خواهد شد.اين شرح مختصري بود از آنچه در اين فدراسيون اتفاق افتاده اما حالا کامران رهبري تمايل خود را براي مصاحبه با روزنامه شرق اعلام کرده و مي خواهد شخصاً به شرح آنچه رخ داده، بپردازد. او مي گويد؛ ببينيد من الان به عنوان رئيس هيات مديره باشگاه تراکتورسازي و مشاور ورزشي استاندار کردستان خدمت مي کنم و واقعاً متعجبم از صحبت هاي آقاي رحيمي، واقعاً اگر من به گفته ايشان فراري بودم يا حتي شکايتي از من در سازمان تربيت بدني وجود داشت چطور مي توانستم بدون هر گونه مشکلي کار خود را دنبال کنم و در سازمان تربيت بدني رفت و آمد داشته باشم؟ من پيش از اينکه اختلافات مان بدين گونه بالا بگيرد، بارها به او گفته بودم مشکلات موجود را دوستانه حل کند، اما خود او موجب شد تا همه از رسانه ها گرفته تا مسوولان ورزش از اين اختلافات مطلع شوند. من هر آنچه از تخلفات داوري و حتي رئيس فدراسيون گفتم واقعيت داشت اما رحيمي به علت جايگاه خود زير بار واقعيت نرفت و در نهايت مرا متهم کرد. اما من از هم مطبوعاتي ها مي خواهم که همان حکم جلبي که رحيمي از آن صحبت کرده را ببينند، آن وقت متوجه مي شوند که او چيزي براي ارائه ندارد و هر آنچه از جلب و فراري بودن من گفته، کذب است.او با تاکيد بر آنکه هيچ نامه اي مبني بر شکايت آنها در سيستم قضايي وجود ندارد، ادامه مي دهد؛ آنها از من شکايت نکرده و هيچ زمان ديگري هم اين کار را نخواهند کرد. اول آنکه هيچ علتي براي شکايت شان ندارند و دوم آنکه مي دانند با چنين شکايتي خودشان بيشتر درگير مي شوند و خيلي از اقدامات غيرقانوني شان برملا مي شود.رهبري در پاسخ به اين سوال که سرمنشاء اين اختلافات چه بوده، مي گويد؛ فقط دو عامل مهم به اين اختلافات دامن مي زد، همان طور که همه مي دانند و از نزديک ديده بودند، من در فدراسيون به اندازه چندين نفر کار مي کردم. با مطبوعات ارتباط خوبي داشتم و سعي مي کردم به وظايفم به نحو احسن عمل کنم. اما متاسفانه ارتباط نزديکم با مطبوعات و جلوگيري از خيلي تخلفات مالي در فدراسيون موجب شد تا کاسه صبر اين مسوولان لبريز شود و اين گونه مرا متهم کنند، اما به جرات مي گويم همين حالا هم چنين مسائلي در فدراسيون زياد است.
حدادي در المپيک مدال مي گيرد
عضو کميته فني فدراسيون دووميداني گفت؛ «احسان حدادي» قهرمان پرتاب ديسک ايران در صورت تکرار رکورد خود، جزء سه پرتابگر برتر رقابت هاي جهاني اوزاکاي ژاپن و بازي هاي المپيک 2008 پکن خواهد بود. تيمور غياثي مي گويد حدادي با رکورد 67 متر و 95 سانتيمتر خواهد توانست يکي از سه مدال اين دو رويداد مهم ورزشي را به دست آورد. ابراهيمي توانست بعد از 34 سال که مريم صدارتي در سال 1973 در اولين دوره رقابت هاي دووميداني قهرماني آسيا که در کشور فيليپين برگزار شد، در ماده پرش ارتفاع به مدال برنز دست يابد، بار ديگر براي کشورمان افتخار کسب کند و نشان دهد که بانوان کشورمان نيز توانايي کسب مدال از رقابت هاي قهرماني آسيا را دارند. به دست آوردن يک رکورد آسيايي توسط احسان حدادي، دو رکورد کشور توسط محسن رباني در رشته پرش بانيزه، کسب رکورد جديد در ماده 4 در 400 متر تيمي امدادي از ديگر دستاوردهاي دووميداني کاران کشورمان در رقابت هاي آسيايي اردن بود. حضور هفت مربي خارجي و زير نظر بودن اين مربيان توسط کميته فني باعث شده است هر مربي که موفق عمل کند، قراردادش تمديد شود و در صورت عدم موفقيت مربي خارجي، قرارداد وي تمديد نشود. 

مربي روسي حدادي؛ قهرماني آسيا براي ما يک تمرين بود

کيم بوخونسوف، مربي روس قهرمان پرتاب ديسک ايران و آسيا گفت ما تمرين هاي خوبي را با احسان داشته ايم، همه چيز خوب است، اما وجود يک سري مشکلات پيش پا افتاده، ما را آزار مي دهد. ما هنوز يک زمين مناسب براي تمرين نداريم. در مسابقه هاي داخلي نمي دانيم ورزشکار بايد کجا گرم کند و به عنوان مثال در همين مسابقه هاي ليگ که در آن رکوردهاي فراتر از قاره آسيا ثبت مي شود، ما يک تور مناسب دور دايره پرتاب نداريم. همه اينها از جمله مسائل پيش پا افتاده اي است که ما را ناراحت مي کند. وي با بيان اين که از رکورد 65 متر و 20 سانتي متري احسان در سومين مرحله ليگ دووميداني راضي نيستم، خاطرنشان کرد؛ من به هيچ وجه راضي نيستم. احسان رکورد خوبي نداشت. او نبايد زير 66 متر پرتاب مي کرد. من فقط به مسابقه جهاني فکر مي کنم. تمام برنامه ريزي هاي ما براي حضور در مسابقه هاي جهاني است. در مسابقه هاي قهرماني آسيا هم يک رکوردگيري ساده مي کنيم و همين موضوع براي کسب مدال طلا کافي است. مربي احسان حدادي در مورد احتمال کسب مدال شاگردش در مسابقه هاي جهاني اوزاکا گفت؛ ممکن است احسان مدال بگيرد. او شانس دارد؛ مي دانيم اين موضوع مشکل است؛ اما توانش را دارد.
مفاهيم «حق، تقصير و مردم» در کلام سرمربي
 فرزان سجودي*
1- پس از شکست تيم ملي فوتبال ايران در مرحله يک چهارم نهايي جام ملت هاي آسيا، امير قلعه نويي سرمربي تيم در دو برنامه تلويزيوني ورزش از نگاه دو و جام چهاردهم (شبکه 3) شرکت کرد تا به سوالات منتقدان خود پاسخ دهد. نفس وجود چنين برنامه هايي به خصوص جام چهاردهم که عادل فردوسي پور آن را اجرا کرد، نشانگر برداشتن اولين گام ها در جهت تقويت نهادهاي انتقادي و مفهوم نقد و پاسخگويي صريح دست کم در حوزه ورزش فوتبال است. امير قلعه نويي در هر دو برنامه و به خصوص برنامه دوم کلام خود را حول سه مفهوم مرکزي که پيوسته تکرار مي شدند يعني حق، تقصير و مردم بسط مي داد.

2- يکي از شيوه هاي قلعه نويي در عدم پاسخگويي صريح و تن ندادن به نگاهي انتقادي و تحليلي از عملکرد خود در مقام مربي تيم ملي، توسل به مفهوم حق بود. او پيوسته و در برابر انتقاداتي که مثلاً در مورد آرايش تيم ملي و ناکارآمدي سيستم هايي که در بازي ها به کار گرفته است، اشاره مي کرد که اين حق سرمربي است که چنين کند و چنان کند. بديهي است که هر مديريتي همراه است با تفويض حقوقي به مدير، تا با بهره گيري از آن حقوق و اعمال آنها حوزه مديريتي خود را اداره کند و اين شامل سرمربي تيم ملي نيز مي شود. اما دست کم دو برداشت از اين مفهوم حق مي شود. يکي آن که در جامعه مدني اصولاً بايد نهادهايي باشند و تقويت شوند تا بر سلامت استفاده از اين حقوق نظارت کنند و بديهي است که کارآمدترين نهاد ناظر، نهاد نقد است، نقدي که از سوي رسانه ها و منتقدان کارشناس انجام مي شود که خود ذي نفع آن حق و قدرتي که ايجاد کرده است نيستند. اگر مديري به عملکرد اين نهادها اهميت بدهد و پيوسته در فرآيند شنيدن انتقادات و نقد خود عمل کند، مي توان اميد به کاربست درست حق و ممانعت از خودکامگي شد. تفويض حق بديهي است ولي نقد چگونگي اعمال حق است که جامعه را در کاربست حق به بيراهه نمي برد. تصور حق بدون نقد و بدون نقدپذيري و ضرورت پاسخگو بودن در برابر کاستي ها، به تولد مدير خودکامه مي انجامد. حق تولد قدرت مي کند و نقد پيوسته قدرت را تنظيم و کنترل مي کند. مديري که در پاسخ به نقد به حق خود اشاره کند، در مسير خودکامگي افتاده است. اما قلعه نويي پيوسته تکرار مي کند که «تقصير شکست را به عهده مي گيرد.» پس اجازه بدهيد به مفهوم تقصير در کلام او اشاره کنيم.

3- اينکه سرمربي تيم ملي تقصير شکست را به عهده مي گيرد گام مهم و مثبتي است. اما نگاهي به کلام او در دو برنامه نشان مي دهد که جمله «من در شکست مقصرم» در کلام او چه نقشي را به عهده دارد. کلمه تقصير از قصور مي آيد و بي آنکه خود را درگير کاربرد حقوقي اين اصطلاح کنيم، بايد بگوييم قصور يعني کوتاهي و وقتي کسي بگويد من مقصرم يعني من کوتاهي کرده ام و حال با حضور منتقدان و نظرات انتقادي کارشناسان، بايد در گام بعدي بگويد که کوتاهي هاي «من» چه بوده اند. فقط با اين فروتني و نقدپذيري و انتقاد از خود است که در جامعه به واسطه عمل انتقادي معرفت و دانش توليد و انباشت مي شود. مربي مي گويد تقصير از من است، يعني من کوتاهي کرده ام، کارشناسان برجسته آن رشته هم اعم از مطبوعات تا مربيان کارکشته و بعضاً دانشگاهي هم که همه تجربيات بسياري در اين رشته کسب کرده اند و به نوعي به منبع توليد دانش تبديل شده اند، آن قصورها يا کوتاهي ها را يادآوري مي کنند، مديري که به راه خودکامگي نرفته باشد و حق خود را به رخ ديگران نکشد، با تحليل اشتباهات و قصورهاي خود هم به خود در کسب دانش کمک مي کند هم به جامعه در توليد و انباشت معرفت کمک مي کند. اين رفتاري است که از دست اندرکاران جامعه مدني انتظار مي رود. اما جمله «مقصر من هستم» نزد قلعه نويي چنين سرانجام مبارکي ندارد. زيرا او پيوسته در مقام دفاع از خود و عملکردش به هر بهايي، از جمله متوسل شدن به عملکرد ديگران از روز اول ورود فوتبال به ايران تا امروز، برمي آيد. اين پذيرش تقصير نزد او هرگز به رفتاري مدني در جهت نقد خود نمي انجامد بلکه نقش ديگري دارد. اين جمله براي ايشان قرار است نقش نوعي از خودگذشتگي يا ايثارگري را بازي کند. کمک کند به شکل گيري قهرمان فداکار نه عضو نقدپذير جامعه مدني. اين جمله بيشتر به جملاتي چون «من کوچک همه هستم»، «مخلصم» و غيره تعبير مي شود، تا اينکه به رفتاري انتقادي بينجامد. جمله از جنس آن چيزي است که خود ايشان «معرفت فوتبالي» بخوانيد «با معرفتي فوتبالي» ناميده اند (در برنامه ورزش از نگاه دو و در برخورد با صفايي فراهاني) و نه «معرفت انتقادي».

4- و اما کلمه مردم. قلعه نويي پيوسته در برنامه جام چهاردهم به فردوسي پور متذکر مي شد که اطلاعات غلط به مردم ندهيد. اين چه الگويي در برخورد به نقد است که به سرمربي فوتبال هم سرايت کرده است. به نظر مي رسد واژه مردم در حکم يک اسم عام و توده بي شکل نقطه اتکاي خوبي است براي فرار از پاسخگويي. مردم در جامعه مدني توده اي بي شکل نيست، بلکه متشکل است از گروه هاي اجتماعي مشخصي که نقش هاي مشخصي را در جامعه بازي مي کنند. منتقدان، کارشناسان، روزنامه نگاران، نويسندگان ورزشي و مشابه آنها مردمي هستند که ايشان بايد در مقابل شان پاسخگو باشد و نقدپذير. اما براي گريز از نقدهاي همين مردم او متوسل به «مردم» مي شود و نگران است که به مردم اطلاع غلط داده شود. متهم کردن منتقدان به توطئه اي براي دادن اطلاع غلط به «مردم.»سرانجام بايد گفت مديران و مربيان خوکامه مي آيند و مي روند، خودکامگي ممکن است با معرفت به معناي آدم با معرفت ارتباطي داشته باشد، اما هرگز به توليد و انباشت دانش و معرفت که لازمه بازبيني رفتار گذشته و درس گرفتن براي آينده است، نمي شود. تقويت نقد و نقدپذيري و روحيه انتقاد از خود راهي گريزناپذير است براي دستيابي به جامعه اي که اگر هم در عرصه اي شکست مي خورد، قادر است شکست را به دانشي براي پيروزي هاي بعدي تبديل کند.

زبان شناس و استاديار دانشگاه هنر
200 ميليون براي بازگشت مهاجم محبوب
آهاي فرهاد مجيدي

شرق؛ بعد از منتفي شدن حضور دو، سه ستاره فصل نقل و انتقالات در استقلال و در حالي که حبيب کاشاني با استخدام عباس آقايي و محمد نصرتي کم کم جو را به نفع تيمش برمي گرداند، علي فتح الله زاده چاره اي جز خبر رو کردن يک آس درجه يک پيش رو ندارد. فرهاد مجيدي به همين دليل از ديروز اسمش بر سر زبان ها افتاد. کسي که آمدنش به استقلال بي بر و برگرد مي تواند بزرگ ترين و تاحدودي بهترين خريد فصل آبي ها را رقم بزند و به همين نسبت باعث شود کفه ترازو در بازار نقل و انتقالات به نفع استقلال سنگيني کند.

اگرچه برخي بر اين عقيده اند که فرهاد، آن مهاجم شاداب و پرجنب و جوش سال هاي گذشته نيست و بعد از هشت سال حضور در ليگ امارات، براي درخشش دوباره در استقلال پير شده، اما به هر حال شايعه بازگشت او به ايران سوژه جذابي است. فتح الله زاده که قرار بوده ديشب به تهران برگردد در زمان حضور در ترکيه با مجيدي درباره حضور در استقلال به طور مفصل صحبت کرده و يک پيشنهاد حدوداً 200 ميليوني به او داده است. نزديکان استقلال مي گويند پس از بازگشت تيم از ترکيه به تهران تصميم نهايي درباره استخدام مجيدي اتخاذ خواهد شد و اين در حالي است که گفته مي شود بازيکن سال هاي گذشته آبي ها نيز پاسخ نهايي را به شنبه موکول کرده است. فرهاد مجيدي ديروز در گفت وگو با ايسنا گفته «براي رفتن به استقلال نيازي به مذاکره نيست و براي حضور در استقلال هم هيچ شرط مالي نگذاشته ام. هم اکنون من به دليل فسخ يک طرفه قرارداد از سوي باشگاه النصر مشکلاتي پيدا کرده ام. بنابراين من از سوي وکيلم به فيفا شکايت رسمي فرستاده ام تا بتوانم با گرفتن ITC موقت با تيم جديدم قرارداد امضا کنم.» تيم جديدي که مي تواند استقلال باشد و بعد از اين همه سال بازي کردن در ليگ امارات، براي او در قياس با پيشنهادات رسيده از قطر و البته خود امارات جذابيت بيشتري دارد. يک تيم ژاپني نيز مشتري دست به نقد فرهاد است که اين يکي را خود مجيدي به دو، سه خبرگزاري لو داده است. مجيدي مي گويد؛ «فتح الله زاده و حجازي براي من ارزش بالايي دارند. خودم هم خيلي دوست دارم به استقلال برگردم. اميدوارم شرايطي فراهم شود که بتوانم دوباره در ايران بازي کنم. چرا که پس از هشت سال حضور در امارات خسته شده ام.» ديروز پس از اينکه خبر رسيد حميد شفيعي ديگر به استقلال نمي آيد و امسال پيراهن سايپا را خواهد پوشيد، انتقال فرهاد مجيدي ماموريت مهم فتح الله زاده تا روزهاي مانده به پايان نقل و انتقالات است.

پس از انتخاب انصاري فرد به عنوان مديرعامل راه آهن
اکبرآقا مي ماند؟
شرق؛ محمدحسن انصاري فرد فقط دو ماه بعد از استراحت اجباري که به واسطه فشار مديران سازمان تربيت بدني و اتفاقات رخ داده در حاشيه جلسات هيات مديره پرسپوليس برايش رخ داد، دوباره به فوتبال بازمي گردد.

هواداران پرسپوليس در حالي در آخرين روزهاي ليگ شاهد جدايي ناراحت کننده انصاري فرد از تيمشان بودند که او در زمان حضورش در باشگاه منشاء اثر خدمات قابل توجهي شد و با فراهم آوردن شرايط تقريباً استاندارد، امکانات لازم براي قهرماني قرمزها در جام حذفي را فراهم آورد. اما به هر حال تقدير اين بود که با يک باخت غافلگيرکننده جلوي سپاهان او و مصطفي دنيزلي، با هم از پرسپوليس راه خروج را در پيش بگيرند. ولي اين دليل نمي شود که فوتبالي ها روزهاي خوب پرسپوليس را ناديده بگيرند. انصاري فرد به همين دليل و با در نظر گرفتن جميع جهات انتخاب اول زياري مديرعامل شرکت راه آهن براي پست مديرعاملي باشگاه است. زياري که از نزديکان محمود احمدي نژاد به شمار مي آيد سه شنبه در جلسه با انصاري فرد از او خواسته تا کارش را در باشگاه شروع کند و انصاري فرد هم پاسخ داد که بايد اول همه چيز را بررسي کنم، بعد. بودجه و امکانات دو دغدغه اصلي انصاري فرد براي قبول مديرعاملي باشگاه راه آهن است.

در حالي که اکثر رسانه ها از حضور احتمالي مديرعامل سابق پرسيدند، او به طور تلويحي و پس از بررسي هاي اوليه قبول کرده که کارش را با راه آهن شروع کند. اگرچه شنيده مي شود اگر اصرار زياري نبود، او هيچ وقت به شهرک اکباتان نمي رفت.

انصاري فرد در سال هاي نه چندان دور سه سال مدير تربيت بدني راه آهن بوده و حالا وظيفه دارد اوضاع و احوال نه چندان بسامان تيم قعرنشين فصل قبل ليگ برتر را بهبود بخشد. راه آهن پس از جدايي چند ستاره سال گذشته هنوز بازيکن بزرگي را به جمع خود اضافه نکرده و به اين اضافه کنيد نشستن اکبر ميثاقيان روي نيمکت را که قطعاً با تکرار نتايج ناموفق ليگ 86-85 نمي تواند به ادامه همکاري با راه آهن اميدوار باشد. ميثاقيان پس از صعود به ليگ برتر قول داده بود که راه آهن را به قهرماني ليگ برتر برساند. با اين وجود انصاري فرد که در جلسه با زياري نيز درباره ميثاقيان و تداوم حضورش در باشگاه مذاکره کرده بود، البته نسبت به او دل خوشي ندارد.

کسي که مي گويند اگر اول فصل را با چند نتيجه ناموفق به پايان ببرد انصاري فرد را زودتر از موعد مقرر به فکر تعويض سرمربي تيمش خواهد انداخت. خبر آخر در مورد انصاري فرد و راه آهن قطعيت يافتن مديرعاملي او است؛ کسي که فقط يک هفته وقت دارد تا تيم را با بهترين شرايط براي فصل بعد ببندد.انصاري فرد پس از جلسه ديروز صبح هيات مديره به عنوان مديرعامل انتخاب شد و اين در حالي است که شنيده مي شود فرشاد پيوس گزينه اول او براي مربي بعدي راه آهن است.
توضيحات درودگر در مورد سيدبندي جام ملت ها
از ماست که بر ماست
پس از چاپ گزارشي در روزنامه شرق درباره معاف شدن تيم هاي اول تا سوم جام ملت ها از حضور در رقابت هاي مقدماتي دوره بعدي و بالطبع حضور نداشتن ايران در جمع سرگروه هاي جام ملت هاي 2011 محمدصادق درودگر که در فدراسيون گذشته رياست کميته فوتسال و معاونت دبيرکل فدراسيون را بر عهده داشته توضيحاتي درباره اين گزارش براي گروه ورزش روزنامه شرق فرستاده. او همچنين به انتقادهايي که از مسوولان فدراسيون قبلي در اين باره شده پاسخ داده است.

1- در خصوص سقوط ايران از سيد يک مسابقات جام ملت هاي آتي بايد به اطلاع عزيزان برسانم مصوبه سيدبندي در کميته مسابقات طرح و تصويب شده بود و آقاي تيمسار نوآموز در جلسه کميته مسابقات شرکت نداشته بلکه جناب آقاي دکتر حسن غفاري در کميته مسابقات عضويت و حضور داشته اند.

2- پس از تصويب طرح در هر کميته، جهت رسميت يافتن و ابلاغ به کشورهاي مختلف بايد به تصويب کميته اجرايي برسد تا جنبه اجرايي بيابد، به همين جهت از آقاي تيمسار نوآموز نام برده مي شود چون از طرف فدراسيون قانوني ايشان به عنوان عضو کميته اجرايي معرفي شده بودند. لازم به توضيح است به هيچ عنوان ايشان پيشنهاددهنده طرح فوق نبودند، طبيعي است ظرفيت و پتانسيل کشور ما در آن زمان که مستقيم به جام جهاني صعود کرده بود آنقدر متفاوت با ظرفيتي که در جام ملت ها ارائه شد، بود که مسوولان به طور طبيعي به چنين طرحي نظر مخالف نداشته باشند و بعد از آن تاريخ هم هيچ کس شک نداشت که با اين تيم و اين گروه بندي يکي از تيم هاي فيناليست تيم ملي ايران خواهد بود و انتظار شگفتي سازي اينچنيني را از خرد جمعي نداشتيم. جالب است بدانيم تيم ملي ب کشورمان قهرمان اين دوره از مسابقات را دو بار شکست داده است،

3- بنده در خصوص نظر آقاي رغبتي عضو محترم کميته انتقالي که فرموده بودند اعضاي فدراسيون قانوني بايد اين اطلاعات را در اختيار ما مي گذاشتند عرض کردم؛

اول؛ هيچ کس در آن هنگام نمي دانست که دوستان گرامي بنا به دستور بر مسند سرپرستي فدراسيون جلوس خواهند کرد که پيشاپيش به آنها اطلاع دهد.

دوم؛ بعد از برکناري دکتر محمد دادکان کليه ارتباطات نوشتاري، کلامي و تصويري فدراسيون قانوني با مسند نشينان قطع شد و کليه مکاتبات، مصوبات و بخشنامه هاي AFC در بخش بين الملل همراه دستور جلسات و مصوبات EXCO در فدراسيون موجود بود، و دقيقاً بعد از برکناري براي مسوولان جديد فدراسيون ارسال شده بود. همچنين مسوول کميته بين الملل (جناب آقاي دکتر حسن غفاري) در فدراسيون منصوب و کميته انتقالي حضور داشتند. پس دوستان بزرگوار بايد عيب را در عدم پيگيري و دقت مسوولان حاضر جست وجو کرده و از فرافکني پرهيز کنند. پيشنهاد مي کنيم دوستان چند بار اين شعر گهربار ناصر خسرو قبادياني شاعر، فيلسوف و جهانگرد ايراني را تکرار کنند تا ان شاءالله توبه اشتباه خود بر گردن ديگران انداختن مقبول افتد.

چون نيک نگه کرد و پر خويش بر او ديد

گفتا ز که ناليم که از ماست که برماست
نقل و انتقالات
قرارداد سليماني فسخ شد
شرق؛ از همان لحظه بسته شدن قرارداد ميثم سليماني با پرسپوليس يک موضوع مطرح شد؛ «او سهميه ليگ برتري حساب مي شود يا ليگ يک». مسوولان پرسپوليس به خيال اينکه سليماني مصدوم جزء سهميه ليگ برتري حساب نمي شود او را خريدند و استعلامي هم در اين مورد به فدراسيون فرستادند. اما ديروز جواب اين استعلام صادر شد و بر اين اساس سليماني سهميه ليگ برتري محسوب مي شود. پرسپوليسي ها هم بلافاصله بعد از شنيدن اين خبر و با توجه به وضعيت پرفراز و نشيب سليماني مساله فسخ قرارداد با اين بازيکن را وسط کشيدند.

اما بلافاصله در جلسه اي با حضور حبيب کاشاني، ميثم سليماني و مدير برنامه هايش در محل باشگاه پرسپوليس به اين موضوع رسيدگي شد و در نهايت طرفين به اين نتيجه رسيدند تا قرارداد سليماني فسخ شود.

خود سليماني درباره حضورش در باشگاه و ديدار با حبيب کاشاني و نتيجه اين جلسه مي گويد؛ «حضور من در باشگاه فقط و فقط براي کمک به پرسپوليس بود و تصميم دارم هر کاري که منجر به کمک به اين باشگاه پرطرفدار مي شود انجام دهم. با استعلامي که قبلاً کرده بوديم به ما گفته بودند که من سهميه ليگ يکي هستم. اما اخيراً در جواب استعلام باشگاه پرسپوليس اعلام کرده اند که ليگ برتري هستم. از اين قضيه به شدت ناراحت شدم و حالا آمده ام تا به هر نحوي که مي شود به پرسپوليس کمک کنم. مسوولان اين تيم روي سهميه ليگ برتري خود حساب کرده اند و با توافقي که حاصل شد اين مشکل حل مي شود.»

سليماني براي هواداران پرسپوليس هم پيغام دارد؛ «از اينکه پيش از آغاز فصل مصدوم شدم و نمي توانم تا مدتي اين تيم را همراهي کنم از هواداران خوب پرسپوليس شرمنده ام و اميدوارم شرايطي پيش بيايد که بتوانم با بازي هاي خوب در اين تيم پرطرفدار، دل هواداران را شاد کنم.»

هافبک سابق فولاد خوزستان که روزگاري در تيم اميد بازيکن ثابت بود در بخش ديگري از صحبت هايش مي گويد؛ «نخواستم سربار باشگاه پرسپوليس شوم و ترجيح دادم با وجود مصدوميتي که ناخواسته برايم به وجود آمده قراردادم را فسخ کنم. از آنجايي که من نمي توانم سه، چهار هفته ابتدايي ليگ هفتم حرفه اي را بازي کنم در شرايطي کاملاً دوستانه با مديرعامل باشگاه صحبت کردم و طرفين به توافق رسيدند قرارداد فيمابين فسخ شود. سهميه ليگ برتري به حساب آمدن من هم يکي ديگر از دلايل جدايي ام بود و مي خواستم با اين کارم دست مديرعامل باشگاه را باز بگذارم تا در انتخاب گزينه مدنظر خود راحت باشد.»

سليماني که به قول مدير برنامه هايش با سختي هاي زيادي در حال جدايي از پرسپوليس است به بازگشت هم فکر مي کند.

«قطع به يقين پس از بهبودي کامل راهکاري را براي بازگشت به تيم پيدا خواهم کرد تا در پرسپوليس شايستگي هاي فني ام را نشان بدهم.»
آيا بايد از ديدن زن دونده ايراني ذوق زده شد
رجانيوز که از سايت هاي منتسب به اصولگرايان است در مقاله اي به قلم محمدمهدي رستمي درباره مدال آوري ليلا ابراهيمي دونده زن ايراني موضع گيري کرده است. در ابتداي اين مطلب آمده؛ آيا اساساً بايد از حضور يک زن ايراني و افتخارآفريني اش خوشحال بود؟

نويسنده سپس يادداشت خود را چنين ادامه مي دهد؛ صدا و سيما و روزنامه ها در اينگونه موارد البته عادت دارند که به نحوي از چيزي به نام «حضور افتخارآفرين زنان محجبه ايراني در عرصه هاي ورزشي بين المللي» سخن به ميان آورند که به گمان مخاطب يکي از اصول و آرمان هاي فراموش شده ملي به منصه ظهور رسيده باشد... اما در اين ميان تکليف بيننده تلويزيون و خواننده روزنامه که تابع هدف جريانات فرهنگساز است روشن نيست که نهايتاً به چه اصل يا مبنايي بايد معتقد باشد. چرا که رسانه هايش هم قرار است به عرف حرفه اي رسانه هاي دنيا عمل کنند و هم پايبند به حفظ ارزش هاي ديني باشند،

اين موضوع قابل انکار نيست که حرف نو زدن در دنياي دين گريز امروز، در پاره اي موارد در عدم همراهي با نرم هاي پذيرفته شده آن است. اگر حضور حرفه اي در مسابقات بين المللي بانوان با حفظ شأن و متانت زن مسلمان قابل جمع نيست، اين وظيفه مسوولان است که «افتخارآفريني ملي در قالب کسب مدال» را فداي «حفظ شأن زن مسلمان ايراني» کنند و با جريان غالب ورزشي-حرفه اي دنيا همراهي نکنند.

در اين ميان اگرچه تاريخ بيان و اجراي برخي شعارها و اعتقادات ديني براي عده اي از مسوولان منقضي شده است، اما همه مي دانند که پياده سازي مفاهيم ناب اسلامي با همراهي با عادت روزمره حاکم بر مناسبات امروزي قابل جمع نيست. بنابراين صحيح تر آن است که نه تنها رسانه ها، که مديريت ورزشي هم، به اين پرسش پاسخ دهد که بالاخره آيا قصد داريد به سوي توجه به اوليات احکام شرعي- و نه حتي آرمان هاي انقلاب- حرکت کنيد يا آرمان ديگري را هدف گرفته ايد؟

اگر بناست عادات و مشهورات فرهنگ غربي مبناي قضاوت و پيروي قرار گيرد، قطعاً «روي سکو ايستادن» و «مدال آوري» در چارچوب ارزشي، «کم ارزش ترين » است. اين يک گزاره اوليه ديني است که ترديد در آن، بايد با ترديد در دينداري، همزمان باشد.غرض اين نوشتار، مخالفت با ورزش زنان حتي در سطح رقابت هاي بين المللي نيست، آنچنان که به اعتقاد نگارنده نبايد از تحسين حرکت مجموعه ورزشي کشور در ساليان اخير که به تسهيل ورزش بانوان و تخصيص اماکن ورزشي مخصوص آنان پرداخته، غفلت ورزيد.اما اقتضاي رعايت ارزش هاي ديني آن است که ورزش زنان- با پوشش هاي موجود- فقط توسط زنان مورد رويت قرار گيرد. اين مهم بايد در ساز و کار اجرايي برگزاري مسابقات يا اعزام دختران مسلمان و ورزشکار کشورمان به مسابقات بين المللي لحاظ شود، چه در غير اين صورت افتخاري از زير پا نهادن ارزش هاي اسلامي نصيب يک مسلمان نخواهد شد ولو آنکه وي بر سکوي نخست رقابت هاي جهاني بايستد.

... با اين رويکرد مديريت ورزشي و رسانه اي (خصوصاً رسانه ملي) پرسيدن اين سوال از سوي مخاطبين، چندان غريب نيست که چرا اگر زني با لباس دوچرخه سواري يا دووميداني و... وارد خيابان بشود بايد (بحق) با واکنش ماموران طرح امنيت اجتماعي مواجه شود، اما در سياستگذاري کلان ورزشي، از همين روش، به حضور «افتخارآفرين زنان محجبه ايران در ميادين جهاني» تعبير مي شود؟

اين سياست يک بام و دو هواي مديران رسانه اي و ورزشي که نتيجه غلبه جاذبه مباني حاکم بر نظام جهاني است، مانع بلندي در برابر رويش هاي مبارک اجراي مفاهيم اسلامي در جامعه ايجاد کرده است و روشن نيست اين شيفتگي و دوگانگي، ما و مسوولان ما را به کدام سو مي کشد؟

گفتني است محمود احمدي نژاد رئيس جمهور دو روز پيش در جلسه هيات دولت از افتخارآفريني ليلا ابراهيمي به طور خاص ياد کرده و آن را مايه مباهات ورزش ناميده بود.
نامزدهاي دومين توپ طلاي فوتبال ايران
همه مدعيان گالا
پس از برگزاري اولين دوره مراسم توپ طلاي فوتبال ايران، دومين دوره آن با همت بچه هاي سايت فوتبال ايران برگزار خواهد شد. گرچه در اين بين 4 سال فاصله وجود دارد، اما با توجه به نبود انتخاباتي مشابه به نظر مي رسد دوره دوم نيز گرماي خود را داشته باشد به خصوص که از ديروز اسامي نامزدها اعلام شد و فوتبالي ها براي راي دادن به بهترين هاي فصل به خط شدند. به اسامي نامزدها که شامل همه آدم هاي پرخبر سال قبل است نگاه کنيد و ببينيد چطوري حتي يک انتخاب کوچک هم مي تواند جشن دوم مربيان، بازيکنان و داوران فوتبال را جذاب تر کند. گفتني است از بين نامزدهاي اعلام شده در هر بخش با راي کارشناسان و اهالي رسانه ها بهترين هاي فوتبال ايران 18 مرداد انتخاب و معرفي خواهند شد.طبق آخرين خبر ستاد برگزاري اين مراسم نامزدهاي توپ طلا به تفکيک پست به شرح زيرند.

بهترين دروازه بان؛ کاسپاروف، طالب لو، رودباريان، مکاني، عباس محمدي و ايليچ.

بهترين مدافع؛ حسيني، رحمان رضايي، صادقي، قرباني، عقيلي، بنگر، حيدري، بختياري زاده، منتظري، مهدوي کيا، مرتضي اسدي، آل نعمه، شيث رضايي و جمشيديان.

بهترين هافبک؛ ابراهيم صادقي، نيکبخت، آشوبي، نکونام، تيموريان، کاظمي، رحمتي، جلال اکبري، محمد نوري، مبعلي، تقوي، پتروويچ، پولادي، کلاه کج، زارع، بيک زاده، آقايي، منيعي، زندي و شريفي نسب.

بهترين مهاجم؛ عنايتي، سامره، کاظميان، خليلي، فضلي، معدنچي، سيدصالحي، اولروم، بياتي نيا، رجب زاده، ميرقرباني، اصغري، عماد رضا و مارکوسي.

پديده فصل؛ مکاني، سواري، خيرخواه، معمارزاده، آشوبي، پاپي، حاج صفي، پولادي، ميداوودي و چتر آبگون.

بهترين مربي؛ دايي، بوناچيچ، کريمي، دنيزلي، عزيزي، مرفاوي، جهانپور، ميثاقيان و کمالوند.

بهترين تيم ها؛ سايپا، سپاهان، استقلال، پرسپوليس و استقلال اهواز.

بهترين داور؛ ترکي، قهرماني، مظفري و افشاريان.

رودباريان؛ تعويضم منطقي بود
چند سهميه آسيايي براي ايران؟
همه تقصيرها به گردن مربي نيست
چگونه ادعاي استفاده از مربي ايراني را داريم
متاسفم براي ايران
مسافران منچستر
بسکتبال ايران به نيمه نهايي رسيد
افشاگري هاي هندبالي پايان ندارد
حدادي در المپيک مدال مي گيرد
مفاهيم «حق، تقصير و مردم» در کلام سرمربي
آهاي فرهاد مجيدي
اکبرآقا مي ماند؟
از ماست که بر ماست
قرارداد سليماني فسخ شد
آيا بايد از ديدن زن دونده ايراني ذوق زده شد
همه مدعيان گالا
نکونام در صفحه اول سايت اوساسونا
اولين تمرين کعبي در لستر
آخرين اردوي اسکيت
«آذرشکيب» مسافر چين شد
رکورددار جا ماندن از مسابقات برون مرزي
شناي رده هاي سني آسيا
ديواري کوتاه تر از فدراسيون پيدا نکردند
تيم ملي دختران تکواندو
شفيعي با سايپا به توافق رسيد
فکري؛ منتظر جواب پاسي ها هستم
پاس همدان به دنبال جذب نوري صبري
الونگ الونگ تمديد کرد
قطبي چند روز ديگر در تهران
عماد رضا در سپاهان ماند

  نکونام در صفحه اول سايت اوساسونا
شرق؛ سايت اوساسونا خبر عجيب و غريبي را تيتر يک صفحه خود کرده است که به بازيکن ايراني اش اختصاص دارد. اين سايت عکس جواد نکونام را صفحه يک قرار داده است با تيتر «نکونام بهترين بازيکن ايراني 2006» و در متن اين خبر نوشته شده است؛ «جواد نکونام به عنوان بهترين بازيکن سال 2006 ايران انتخاب شده است و قرار است در 9 آگوست در جشني جايزه بهترين بازيکن ايراني به او داده شود. اين مراسم با حضور مقامات ورزش ايران برگزار مي شود و با ضيافت شام اين جشن که براي نکونام در نظر گرفته شده است، به پايان مي رسد.نکو پس از کسب اين افتخار بزرگ خيلي سريع به پمپلونا برمي گردد زيرا 10 آگوست بايد در پايتخت ناوارا باشد.»سايت اوساسونا در حالي درخشش بازيکن ايراني خود را خبر اول سايت خود مي کند که در ايران هيچ خبري از اين جشن و اين اتفاق وجود ندارد و هيچ مسوولي هم از برپايي اين جشن خبر ندارد.


 اولين تمرين کعبي در لستر
شرق؛ ستاره ايراني لستر تمريناتش را در انگليس آغاز کرد تا اولين فصل حضورش در فوتبال اروپا را با پيراهن لسترسيتي تجربه کند. لستر تيمي است که در دسته يک باشگاه هاي انگليس حضور دارد.
در حالي که کعبي از حضور در تمرينات لستر لذت مي برد، در ايران خبرهايي به گوش مي رسد که مي تواند در قرارداد کعبي با لسترسيتي مشکل ساز شود. کارت ITC کعبي بايد از فدراسيون امارات صادر شود چون او بازيکن الامارات بوده است و به طور قرضي در پرسپوليس حضور پيدا کرد. «هيچ مشکلي وجود ندارد و فدراسيون فوتبال امارات کارت ITC من را صادر خواهد کرد اما در ايران عده اي علاقه دارند براي من هر روز مشکل بسازند. اما هيچ مشکلي وجود ندارد و من بازيکن لستر هستم.»پيش از بازي هاي جام ملت ها هم عنوان شده بود کعبي به دليل نداشتن تعداد بازي هاي ملي مدنظر اتحاديه فوتبال انگليس نمي تواند به باشگاه لستر برود که کعبي به اين خبر فقط خنديد.


  آخرين اردوي اسکيت
فدراسيون اسکيت براي افزايش آمادگي اعضاي تيم ملي اسکيت سرعت که مهياي حضور در مسابقات جهاني مي شود، آخرين اردو را برپا کرد.اين اردو با همکاري اداره کل تربيت بدني قزوين به مدت 11 روز ادامه خواهد داشت.مسابقات قهرماني جهان هفته آخر مرداد در کلمبيا برگزار مي شود.


  «آذرشکيب» مسافر چين شد
محمدرضا آذرشکيب نماينده وزن 120 کيلوگرم تيم اعزامي به رقابت هاي جهاني جوانان خواهد بود. پيکار انتخابي وزن 120 کيلوگرم تيم ملي کشتي آزاد جوانان صبح ديروز در محل خانه کشتي و در حضور منصور برزگر، محمود معزي پور، علي اکبر دودانگه و محمد طلايي بين، آذرشکيب و يزديان برگزار شد که در نهايت محمدرضا آذرشکيب با غلبه بر يزديان به عنوان هشتمين عضو تيم ملي کشتي آزاد جوانان براي رقابت هاي جهاني چين برگزيده شد. اين گزارش حاکي است آذرشکيب طي دو وقت متوالي يک بر صفر و دو بر يک، بر يزديان غلبه کرد. گفتني است عباس جان محمدي به عنوان داور وسط، طاهر محمدعلي زنگنه قاضي و احمد حاج آقاپور به عنوان رئيس تشک اين مسابقه را قضاوت کردند.


  رکورددار جا ماندن از مسابقات برون مرزي
مسابقات کشتي فرنگي نيکلاي پتروف شنبه هفته آينده در صوفيه بلغارستان برگزار مي شود و تيم ملي ايران بامداد ديروز با 10کشتي گير عازم اين رقابت ها شد. مهدي محمدي نفر اول مسابقات انتخابي تيم ملي در وزن 74 کيلوگرم و مدعي شماره يک اين وزن مانند تورنمنت هاي گذشته از حضور در اين تورنمنت بازماند تا شانس او براي ملي پوش شدن به حداقل برسد. مشخص نيست چه کسي بايد مشکل اين جوان را حل کند. آيا هيچ به اين انديشيده ايم جواني که پنج بار به خاطر مشکل سربازي از مسابقات معتبر برون مرزي جا مي ماند، در آينده چه سرنوشتي پيدا خواهد کرد و سرخوردگي اش چگونه ترميم خواهد شد؟ نفرات اعزامي به جام نيکلاي پتروف به ترتيب زير هستند؛ 55 کيلوگرم؛ حميد سوريان. 60 کيلوگرم؛ علي اشکاني .66 کيلوگرم؛ افشين بيابانگرد - علي محمدي .74 کيلوگرم؛ فرهاد کريمي .84 کيلوگرم؛ سامان طهماسبي - طالب نعمت پور .96کيلوگرم؛ قاسم رضايي .120 کيلوگرم؛ مسعود هاشم زاده - مهدي شربياني .


  شناي رده هاي سني آسيا
تيم ملي شيرجه ايران براي شرکت در مسابقات قهرماني رده هاي سني آسيا در اندونزي سفري 15 ساعته را طي مي کند. ملي پوشان پس از پرواز هشت ساعته به کوالالامپور حدود 4 ساعت در ترانزيت فرودگاه مي مانند و از آن جا به جاکارتا پايتخت اندونزي محل برگزاري مسابقات مي روند. تيم شيرجه ايران را شهباز شهنازي، مجيد نظافتي، مرتضي نواب کارگر، شهنام نظرپور، مجتبي ولي پور، پيمان زنجاني، علي شکوري و حميد کريمي به همراه «دنگ چنگ ژان» سرمربي، اميد حديقي و مهرداد هجير مربي تشکيل مي دهند.


  ديواري کوتاه تر از فدراسيون پيدا نکردند
حسين مهرانپور سرمربي تيم واليبال دانشجويان ايران در اعتراض به عدم حضور بازيکنان مورد نظرش در تيم دانشجويان که هم اکنون با تيم ملي و زير نظر زوران گائيچ تمرين مي کنند، اردوي تيم واليبال دانشجويان را تعطيل کرد. مهرانپور به اين مساله معترض بود که چرا بين مربيان داخلي و خارجي و دو تيمي که نماينده ايران در ميادين بين المللي هستند فرق گذاشته مي شود.محمدرضا داورزني رئيس فدراسيون واليبال اين موضوع را نوعي بهانه گيري و شانه خالي کردن از مسووليت ها دانسته و مي گويد مسوولان تيم دانشجويان ديواري کوتاه تر از فدراسيون واليبال پيدا نکرده اند و اين اقدام نشانه بي برنامگي آنهاست، اگر تيم دانشجويان فقط به محمد موسوي اميدوار است، اگر به تايلند نرود بهتر است در ضمن او جزء 6 بازيکن اصلي تيم ملي است چطور ناگهان به او بگويم برو؟آنها مي گويند تيم ملي دانشجويان و تيم ملي با هم فرقي ندارند ولي به نظر من قطعاً فرق دارند. ما تيم ملي را به جام ملت هاي آسيا مي بريم تا بتوانيم يک سهميه جهاني به دست آوريم. در آخر اگر اين تيم مي خواهد به خاطر يک بازيکن به يونيورسياد نرود، اگر نرود بهتر است،


  تيم ملي دختران تکواندو
تيم ملي تکواندو زنان نوجوانان ايران 8 هوگوپوش خود را براي حضور در مسابقات قهرماني آسيا - اقيانوسيه شناخت. براين اساس در وزن دوم دينا پوريونس، در وزن سوم آيتک معمارزاده، در وزن چهارم مهين اسماعيل نژاد، در وزن پنجم سوسن حاجي پور، در وزن ششم پريسا ادهمي، در وزن هشتم پريسا فرشيدي، در وزن نهم مهسا تقوي و در وزن دهم سهيلا سياحي به عضويت تيم ملي نوجوانان درآمدند.


 شفيعي با سايپا به توافق رسيد
شرق؛ در حالي که صحبت از حضور شفيعي مهاجم سپاهان در استقلال مطرح بود، او با چرخش 180 درجه اي به تيم سايپا مي پيوندد تا حداقل در سايپا هم يک انتقال مهم شکل بگيرد. حميد شفيعي با مسوولان سايپا به توافق کامل دست يافته است. پس از آنکه مسوولان استقلال در پرداخت مبلغ مورد نظر سپاهان براي صدور رضايتنامه شفيعي کوتاهي کردند، مسوولان باشگاه سايپا رقم مورد نظر اين باشگاه را پرداخت کردند تا حضور شفيعي رسماً در تيم سايپا قطعي شود.شفيعي با دريافت تسويه اش از باشگاه سپاهان و سپس تسويه حساب مالياتي خود، به احتمال زياد اوايل هفته آينده با حضور در هيات فوتبال تهران قرارداد جديدي با سايپا ثبت خواهد کرد.


 فکري؛ منتظر جواب پاسي ها هستم
خبرگزاري فوتبال ايران؛ محمود فکري هنوز تيم جديدش را انتخاب نکرده و اين موضوع شايعاتي درخصوص خداحافظي او از دنياي فوتبال به وجود آورده است.هرچند که خود فکري اين موضوع را تکذيب مي کند؛ «من هنوز تصميم قطعي در اين مورد نگرفته ام و در حال مذاکره با چند تيم هستم تا وضعيتم براي فصل آينده مشخص شود.باز هم مي گويم اگر شرايط مورد نظرم فراهم نباشد، به احتمال زياد از فوتبال خداحافظي مي کنم، ولي هنوز اين موضوع قطعي نيست. مثل اينکه خيلي ها دوست دارند خداحافظي کنم ولي هنوز چنين تصميمي نگرفته ام.»فکري در مورد مذاکره با پاس مي گويد؛ «از چند تيم پيشنهاد دارم ولي صحبت هايم با پاسي ها جدي تر بوده و منتظر جواب آنها هستم. اين موضوع تا دو، سه روز ديگر قطعي مي شود.»


 پاس همدان به دنبال جذب نوري صبري
شرق؛ مسوولان پاس همدان قصد دارند با دروازه بان تازه مشهور شده تيم ملي عراق مذاکره کنند. وينکو بگوويچ سرمربي پاس همدان به دنبال جذب دروازه باني توانمند است.پيش از اين سوشا مکاني ازجمله گزينه هاي اصلي کادر فني اين تيم بود، اما به دليل عدم صدور رضايتنامه از سوي مديران باشگاه فجر سپاسي، اين انتقال منتفي شد.


 الونگ الونگ تمديد کرد
شرق؛ الونگ الونگ با تکرار اين جمله که در صورت ماندن ساها در پرسپوليس با اين تيم قراردادش را تمديد نمي کند، در دفتر مديرعامل پرسپوليس حاضر شد و در نهايت هم با پرسپوليسي ها براي تمديد قراردادش به توافق رسيد در حالي که ديروز گفته شد ساها در پرسپوليس نمي ماند. الونگ الونگ در حالي به خواسته اش رسيد که مدير برنامه هاي او و ساها يک نفر است.


 قطبي چند روز ديگر در تهران
احتمال دارد افشين قطبي تا چند روز ديگر وارد تهران شود و اين نقل قول جديد مديرعامل پرسپوليس است. حبيب کاشاني مي گويد؛ «در صورتي که مشکل خاصي پيش نيايد قطبي تا چند روز ديگر به تهران مي آيد و قرارداد نهايي اش را هم با پرسپوليس امضا مي کند و در صورتي که او نيايد بايد در جلسه هيات مديره تصميم بگيريم تا جانشين قطبي را انتخاب کنيم.»


 عماد رضا در سپاهان ماند
شرق؛ خيلي ها تصور مي کردند موضوع انتقال عماد رضا به پرسپوليس جدي است. اما مهاجم عراقي فصل گذشته سپاهان براي حضور مجدد در اين تيم، با مسوولان باشگاه اصفهاني به توافق رسيد.عماد رضا صبح ديروز از عراق وارد ايران شد. اين بازيکن با حضور در اصفهان، با مسوولان اين تيم به گفت وگو پرداخت و در صورتي که مشکل خاصي به وجود نيايد، مهاجم عراقي با حضور در هيات فوتبال اصفهان، قرارداد جديدش را با سپاهان ثبت خواهد کرد.اما پرسپوليسي ها هم که براي تقويت خط حمله در نظر داشتند مذاکراتي با عماد رضا انجام دهند به دليل توقعات مالي بالاي اين بازيکن از جذب او منصرف شدند.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام