922 شماره
شنبه، 13 مرداد 1386
صفحه نخست :: خبر :: اخبار جامعه
طرح هاي دوسالانه لباس يا جشنواره زنان سرزمين من
کدام يک شرعي ترند؟
 شبنم رحمتي

گروه اجتماعي، برخي از طرح هاي نمايشگاه دوسالانه طراحي لباس که از روزهاي آغازين مردادماه در موزه هنرهاي معاصر تهران برپا شده است، اعتراض نماينده هاي مجلس شوراي اسلامي را در پي داشته و قرار است يکشنبه هفته آينده کميسيون فرهنگي مجلس در نشستي به اين اشکالات رسيدگي کند.

اين نمايشگاه از سوي معاونت امور هنري وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامي، موزه هنرهاي معاصر تهران، دفتر امور هنرهاي تجسمي، موسسه توسعه هنرهاي تجسمي و انجمن طراحان لباس و پارچه، برپا شده است. اين نمايشگاه دومين مکان هنري از اين دست ارزيابي مي شود که طي دو ماه گذشته در تهران برپا شده و حاشيه هايي نيز در پي داشته است. جشنواره زنان سرزمين من نخستين جشنواره اي بود که تابستان امسال برپا شد و مساله مجوز نداشتن به اضافه طرح هاي به نمايش درآمده و اجراي شوي زنده لباس اسلامي در آن اعتراض 8 تن از نماينده هاي مجلس شوراي اسلامي را در پي داشت. اين نماينده ها در نامه اي خطاب به هيات رئيسه مجلس راه رفتن دختران مانکن را مقابل چشم بيگانگان عملي مغاير با شئونات اسلامي خوانده بودند.

سيدجلال يحيي زاده يکي از نماينده هايي که اين نامه اعتراض آميز را امضا کرده بود، روز گذشته به خبرگزاري دانشجويان ايران گفت که از اين اقدام خود ابراز تاسف مي کند. نماينده مردم تفت و ميبد گفته است که خودش طرح هاي جشنواره را نديده بوده و صرفاً از روي اطلاعاتي که يکي از اعضاي کميسيون فرهنگي به او داده، قضاوت کرده است. آقاي يحيي زاده تاکيد کرده است؛ «تمايل داشتم از جشنواره بازديد کرده و سپس قضاوت کنم اما با توجه به اينکه اين جشنواره فاقد مجوز لازم براي برگزاري است، تصور کردم چنانچه از اين جشنواره بازديد کنم به کار خلاف قانوني اين جشنواره مشروعيت بخشيده ام، از اين رو از جشنواره زنان سرزمين من بازديد نکردم.»

يحيي زاده گفته است؛ «پس از تذکر از سوي برخي از اعضاي کميسيون فرهنگي به جشنواره زنان سرزمين من، از سوي قندفروش مشاور استاندار تهران در امور زنان و دبير جشنواره به صورت مستقيم توضيحاتي ارائه شد که اگر اين توضيحات را قبل از مخالفت خود مي دانستم، تا اين حد نسبت به اين موضوع به طور حاد و قاطع برخورد نمي کردم. چرا که تا جايي که اطلاع دارم اين جشنواره از نظر محتوايي درخور توجه بوده است. گزارش هايي نيز که از سوي برخي نمايندگان مجلس پس از بازديد از جشنواره زنان سرزمين من ارائه شده بود، اين موضوع را تاييد مي کرد که اين جشنواره محتواي قابل قبولي داشته است. پس از آنکه متوجه شدم آن گونه نبوده که با وزارت ارشاد صحبت نشده باشد، نسبت به مخالفت خودم متاسف شدم.»

فرحناز قندفروش در گفت وگو با شرق از مخالفت برخي اعضاي کميسيون فرهنگي مجلس با طرح هاي پيشرو که مي تواند جوانان را نسبت به الگوهاي اسلامي جلب کند، اظهار تاسف کرد. قندفروش گفت؛ «جشنواره بازتاب خيلي وسيعي در جهان داشت و من خوشحال تر مي شدم اگر نمايندگان مجلس، اول جشنواره ما را مي ديدند بعد قضاوت مي کردند که چنين نشد. اما باز هم از اينکه بعضي از اعضاي کميسيون فرهنگي به صداقت ما پي بردند، خوشحالم.»

خانم فاطمه آليا از اعضاي کميسيون فرهنگي مجلس که عضو کميته ساماندهي مد و لباس نيز هست، از منتقدان جشنواره زنان سرزمين من بود که به طرح هاي دوسالانه طراحي پارچه و لباس هم نمره قبولي داده است. با وجود تماس هاي مکرر خبرنگار شرق متاسفانه وي حاضر به گفت وگو در اين رابطه نشد. 

اولويت محتوا بر مجوز

دوسالانه طراحي لباس هم که از اول مرداد برپا شده است حرکتي موازي جشنواره زنان سرزمين من را دنبال مي کند. هر چند به گواهي بازديدکنندگان بسياري از طرح هاي اين دوسالانه نسبت به لباس هاي جشنواره زنان سرزمين من از نظر اندازه و پوشش کمتر مسائل شرعي را رعايت کرده اند. به نظر مي رسد همين مساله نيز موجب شده است تا اعضاي کميسيون فرهنگي در نشست روز يکشنبه به اين مساله بپردازند.

آقاي يحيي زاده گفته است که دوسالانه طراحي پارچه و لباس برعکس جشنواره زنان سرزمين من مجوز دارد اما براي ما محتوا نسبت به مجوز اهميت بيشتري دارد. او تاکيد کرده است؛ «اگر جشنواره اي از نظر مجوز مشکلي نداشته باشد، اما از نظر محتوايي اشکال داشته باشد، دور شدن از هدف و روح قانون است.»

راه حل مشکلات زيست محيطي ايران
حذف شوراي عالي محيط زيست يا فعال سازي آن
  نگار حسيني

گروه اجتماعي، خبر انحلال شوراي عالي حفاظت محيط زيست در حالي اين روزها به گوش مي رسد که به اعتقاد معصومه ابتکار رئيس پيشين سازمان حفاظت محيط زيست، اين شورا دستاوردهاي پراهميتي داشته است، از جمله تحت حفاظت قرار گرفتن 5/7 درصد از خاک ايران.

انحلال اين شورا در راستاي اصل اصلاح ساختار دولت و افزايش کارآيي آن مطرح شده است که به ماده هاي 135 تا 154 قانون برنامه چهارم توسعه بازمي گردد.

به استناد ماده 139 اين قانون، دولت موظف بوده تا پايان سال اول برنامه، پيشنهاد ادغام يا انحلال دستگاه هاي غيرضروري را به مجلس اعلام کند. اين کار با بيش از يک سال تاخير، اکنون با اعلام ادغام 64 شورا و ستاد عالي که توسط کميته اي پيگيري مي شود، ابعاد تازه اي يافته است. معصومه ابتکار در حالي که با شيوه اصلاح ساختار دولت موافق است، نسبت به اين انحلال انتقاداتي نيز دارد. چنانچه مي گويد؛ «آن گونه که در برنامه چهارم آمده، کوچک سازي و اصلاح ساختار دولت امري بديهي بوده و موضوع جديدي نيست. چنانچه در دوره دولت خاتمي نيز چندين شوراي عالي ادغام شد. نکته مهم، روش اصلاح ساختار است که بايد داراي توازن و با نگاهي جامع و کلان باشد.»

 آلودگي بندرعباس و آتش سوزي خجير

در هر حال، خبر اين انحلال زماني به گوش مي رسد که خبرهاي بد زيست محيطي، بخش مهمي از خبرهاي روزهاي گذشته را به خود اختصاص داده بودند. مهم ترين خبر حوزه محيط زيست در روزهاي گذشته، آلوده شدن 8 کيلومتر از ساحل خليج فارس به مازوت از سوي نيروگاه برق بندرعباس بود.

اما خبرها به آلودگي خليج فارس محدود نشد، هرچند که حجم اين آلودگي و تاثير آن بر سلامت انسان ها بسيار بيشتر از چيزي است که بتوان در خبرها به آن اشاره کرد. همچنين چند روز پيش بود که خبر رسيد آلودگي آب هاي ماهشهر با جيوه، موجب مرگ هزاران قطعه ماهي در اين منطقه شد. در هفته پيش بخش وسيعي از مراتع در پارک ملي خجير و همين طور قسمت هايي از جنگل هاي گلستان در آتش سوخت.

همه اين اتفاقات در حالي رخ داد که در ماده يک قانون حفاظت و بهسازي محيط زيست، (مصوب 28 خرداد 1353 و اصلاحيه 24/8/1371)، آمده است؛ «حفاظت و بهبود بهسازي محيط زيست و پيشگيري و ممانعت از هر نوع آلودگي و هر اقدام مخربي که موجب بر هم خوردن تعادل و تناسب محيط زيست مي شود، همچنين کليه امور مربوط به جانوران وحشي و آبزيان آب هاي داخلي از وظايف سازمان حفاظت محيط زيست است که زير نظر شوراي عالي حفاظت محيط زيست انجام وظيفه مي کند.»

 فعال سازي يا حذف شورا

با وجود اين رخدادها در جايي که شوراي عالي محيط زيست وجود دارد، شايد اين شبهه را به وجود آورد که اين شورا وظايف خود را به خوبي انجام نداده است.

اما صرف نظر از اينکه اين شورا در گذشته به وظايف خود به خوبي عمل کرده يا خير، و نيز با توجه به شرح وظايف آن، به نظر مي رسد راه بهتر مي توانست فعال کردن اين شورا به جاي حذف آن باشد.

ابتکار در اين خصوص مي گويد؛ «متاسفانه شوراي عالي حفاظت محيط زيست که وظايف يگانه اي را بر عهده دارد، طي دو سال گذشته تنها يک جلسه را به خود ديده که آن هم بدون نتيجه پايان يافته و مصوبات آن بعداً به صورت دست گردان به امضا رسيده است. در حالي که پيش از آن دوران درخشاني را تجربه کرده و گاه با تشکيل دو جلسه در سال، مصوبات بسيار مهم، اثربخش و قابل توجهي را براي محيط زيست کشور داشته است.»

او البته براي ماندن اين شورا پيشنهاداتي نيز دارد. چنانکه مي گويد؛ «پيشنهاد مي کنم شوراي عالي حفاظت محيط زيست ابقا شود و اگر اصراري بر ادغام وجود دارد، حداکثر شوراي عالي جنگل و مراتع، شوراي عالي آب و شوراي عالي استاندارد در آن ادغام و با نام شوراي عالي حفاظت محيط زيست و استاندارد در همين سطح به فعاليت خود ادامه دهد. يعني با رئيس جمهوري و عضويت وزراي کليدي و کارشناسان صاحب نظر به عنوان شورايي فرابخشي که جامعه مدني و صاحب نظران را نيز در بر مي گيرد، فعاليت هاي منحصر به فرد خود را تداوم بخشد.»

اما جدا از شوراي عالي حفاظت محيط زيست، شوراهاي ديگري نيز در طرح انحلال وجود دارند. با اين حال مروري بر اعضاي اين شورا مي تواند بخشي از اهميت آن را روشن کند. رئيس شوراي عالي حفاظت محيط زيست، رئيس جمهوري است و اعضاي آن عبارتند از؛ وزراي کشاورزي، کشور، صنايع، بهداشت، جهادسازندگي، مسکن و شهرسازي، بهداشت و آموزش پزشکي و نيز رئيس سازمان حفاظت محيط زيست و رئيس سازمان برنامه و بودجه و چهار نفر از اشخاص ذي صلاح که به پيشنهاد رئيس سازمان حفاظت محيط زيست و تصويب رئيس جمهور براي مدت سه سال منصوب مي شوند. اين است که به نظر مي رسد وزن اين شورا نسبت به شوراهاي ديگري که در طرح اين انحلال قرار دارند، وزن بيشتري داشته باشد.

ابتکار در اين خصوص مي گويد؛ «اين موضوع نيز بايد روشن شود که وزن 64 شورا و ستادهاي عالي که مورد نظر اين طرح است، مشابه يکديگر نيست. يعني برخلاف آنچه گفته شده برخي در حد شوراهاي بخشي است و به رياست رئيس جمهوري تشکيل نمي شود، مانند شوراي عالي مسکن و شهرسازي که به رياست وزير است يا شوراي عالي ترافيک. اما اتخاذ تصميمات فرابخشي به صورت کاملاً تخصصي و با حضور کارشناسان غيردولتي و اختيارات ويژه اي که قانون در موضوعاتي مثل محيط زيست تفويض کرده، بسيار ضروري است.»

به اعتقاد او شوراي عالي حفاظت محيط زيست بايد به عنوان شورايي راهبردي در نظر گرفته شود و در صورت لزوم حتي با ادغام برخي شوراها در آن، به تامين نظر قانونگذار در برنامه چهارم و دولت فعلي بپردازد.

اعدام علني قاتلان قاضي مقدس
گروه اجتماعي؛ قاتلان قاضي مقدس روز پنجشنبه در حالي به دار مجازات آويخته شدند که در اين مدت ماجراي به شهادت رساندن قضات براي مسوولان قضايي کشور دردسرهاي زيادي به دنبال داشته است. روز قبل از اعدام قاتلان قاضي مقدس جلسه دادگاه قاتل قاضي جعفرپور از قضات قرچک ورامين برگزار شد. دادستان تهران در مراسم اعدام قاتلان قاضي مقدس با اشاره به مفسد في الارض بودن قاتلان گفت؛ اين دو تروريست دست به قتل هاي فجيعي زده بودند که قتل عمدي گروهبان بشير سهامي محافظ بانک و هوشنگ تلاشي ارباب رجوع بانک از جمله آنها است. سعيد مرتضوي که در مجتمع قضايي و دادسراي ارشاد سخن مي گفت به سرقت هاي متنوع اين فرد هم اشاره کرد و اعدام اين دو قاتل را بر اساس اقرار و اعتراف صريح شان درباره کليه اتهامات کاملاً بجا خواند. مرتضوي با اشاره به اعترافات مجيد کاووسي که گفته بود من به درجه اي از فهم و شعور رسيده ام که مي توانم تشخيص دهم در کشور چه کسي فاسد است و با برادرزاده اش هم عقد شده بودند هر کس که مجيد تشخيص دهد از ميان بردارند، اعلام کرد؛ اين قاتلان اقداماتي را که منجر به بيوه شدن زنان و يتيم شدن فرزندان آنان شده امري طبيعي خوانده اند و گفته اند هيچ کدام از اين قتل ها به صورت عمدي نبوده است.

 طرح حفاظت از قضات در شوراي امنيت ملي

همزمان با سپري شدن روزهاي پرالتهاب براي مقامات قضايي، رئيس مرکز حفاظت اطلاعات قوه قضائيه از ارائه طرحي خبر داد که بر اساس آن از قضاتي که به پرونده هاي مهم رسيدگي مي کنند به صورت فيزيکي محافظت مي شود. اصغر جهانگير با اشاره به اينکه اين طرح به زودي به شوراي عالي امنيت ملي ارائه مي شود، اعلام کرد؛ هرچند قرار نيست تمام قضات مسلح شوند اما رايزني هاي موثري هم با شوراي عالي امنيت ملي انجام داده ايم و توانسته ايم امنيت قضات را به نحو مطلوبي برقرار کنيم. به گفته رئيس مرکز حفاظت اطلاعات قوه قضائيه براي عده اي از مقامات که بر اساس دستورالعمل جايگاهشان تعريف شده است، محافظاني در نظر گرفته شده که در بيرون از محل خدمت هم اين مقامات را همراهي مي کنند.

البته جهانگير معتقد است نبايد تمام قضات مسلح باشند چون اين موضوع با شأن قاضي همخواني ندارد.
شيطان پرست ها در کرج دستگير شدند
ايسنا؛ ده ها تن از دعوت شدگان فراخوان اينترنتي اجراي کنسرت گروه هاي خواننده شيطان پرستي شب چهارشنبه در محمدشهر کرج دستگير شدند.

سردار رضا زارعي فرمانده انتظامي استان تهران در تشريح اين پرونده گفت؛ اين اولين بار است که ده ها شرکت کننده دختر و پسر با شيوه جديد فراخوان بين المللي اينترنتي به چنين مراسمي دعوت شده اند، به طوري که اغلب دستگيرشدگان از جوانان متمول و تعدادي از آنها ايراني هاي مقيم خارج از کشور بوده اند که با هدف شرکت در يک کنسرت مهيج شيطاني راهي اين مراسم شدند. وي افزود؛ تعدادي از اين خوانندگان از معروف ترين اجرا کنندگان مراسم هاي مهيج هستند که تاکنون در ميان آنان يک خواننده زن به نام «گلاره» در گروه «وحيد ديجي»، «راک دانيال»، «مارال»، «رپ» و خواننده اي به نام «اصلان» شناسايي و دستگير شده اند که با ده ها دستگاه اکو و باندهاي اجراي کنسرت هاي بزرگ در حال اجراي برنامه بوده اند. رئيس پليس استان تهران ادامه داد؛ اين اولين باري است که دعوت براي شرکت در يک مراسم پارتي گونه از طريق اينترنت به شکل بين المللي پيگيري شده است، به طوري که دستگيرشدگان در جريان بازجويي ها اعتراف کردند براي ورود به اين مراسم، کارت هاي ويژه اي را در اختيار داشته اند و بدون اين مجوز کسي نمي توانست به مراسم راه پيدا کند. اين اظهارات دستگيرشدگان در حالي مطرح مي شود که سردار زارعي تاکيد کرده است؛ برگزاري اين مراسم يک عمليات کاملاً سازمان يافته بوده است، چرا که گروه مجري، تعدادي مامور را اطراف محل برگزاري مراسم در يک باغ به کار گرفته بودند تا با پوشش دادن خيابان هاي اطراف، هر گونه خطر احتمالي را زير نظر گرفته و در صورت مشاهده پليس يا افراد کنجکاو سريعاً در جهت پاکسازي مراسم از وجود بيش از 150 بطر مشروبات الکلي، 800 سي دي مستهجن، موادمخدر حشيش، گراس و لباس هاي نيمه عريان وارد عمل شوند

رئيس پليس استان تهران همچنين گفت؛ مقارن دهم مردادماه، يک روز پيش از اجراي مراسم، پليس از طريق عوامل اطلاعاتي از موضوع برگزاري چنين مراسمي اطلاع حاصل کرد، اما گروه سازمان دهنده اين مراسم به طريقي برنامه کنسرت را پيش بيني کرده بودند که تا ساعاتي قبل از اجرا هيچ يک از مدعوين از محل برگزاري اطلاعي نداشتند و پليس نيز با شناسايي محل پس از هماهنگي با مقام قضايي و کسب مجوز ورود به محل، جهت دستگيري شرکت کنندگان اقدام کرد. به گفته اين مقام انتظامي در مرحله اوليه ورود پليس نيز، گروه از هر شرکت کننده مبلغ شش هزار تومان ورودي دريافت کرده بود که اين مبلغ با اوج گرفتن مراسم در ساعت حدود 22، به 15 هزار تومان افزايش يافته بود. رئيس پليس استان تهران اعلام کرد؛ تعداد زيادي از اين شرکت کنندگان دختر بوده اند که با لباس هاي به شدت غيرمتعارف در مراسم شرکت کرده و به دنبال مصرف شديد مشروبات الکلي و موادمخدر در حال برگزاري مراسم لهو و لعب بودند.
اولين بازديد دستيار کميسر عالي پناهندگان ملل متحد از ايران
گروه اجتماعي؛ «جودي چنگ هاپکينز» دستيار کميسر عالي آژانس پناهندگان سازمان ملل متحد از 16-13 مردادماه از ايران بازديد مي کند. اين اولين سفر او به ايران از زمان انتصاب به اين سمت در بهمن ماه 1385 است. «چنگ»، که سمت دستيار کميسر عالي سازمان ملل متحد را دارد، بر عملکرد کميساريا در جهان نظارت دارد. او همچنين مسووليت نظارت بر بخش پشتيباني، عملياتي که شامل خدمات اضطراري و امنيتي است را برعهده دارد.

«چنگ» در سفر خود با مقامات ارشد ايراني،افغان و همچنين نمايندگان پناهندگان افغاني و عراقي ديدار خواهدکرد. آنها مشکلات و نگراني هاي جامعه پناهنده دور از وطن را با «چنگ» مطرح خواهند کرد. اين مشکلات شامل مسکن، استخدام، امنيت و بهداشت است.

طي برنامه ريزي به عمل آمده در روز دوشنبه 15 مرداد خانم چنگ با معاون وزير امور خارجه، سيدعباس عراقچي در خصوص همکاري هاي بيشتر در زمينه مشکلات پناهندگان افغاني و عراقي در ايران ديدار و گفت وگو خواهد کرد.
دست و پاي قطع شده، وعده هاي عملي نشده
انگار هيچ کس دست ندارد
 شهرام فرهنگي
شرق،  متاسفيم بابت نوشتن اين گزارش. مي شد هيچ وقت نوبت نوشتن ما نباشد. مي شد دهانمان همان روزهاي اول فاجعه بسته شود. اصلاً مي شد امروز خوشحال باشيم از ننوشتن مان يا لااقل گونه اي ديگر نوشتن مان. از چه حرف مي زنيم؟ مصطفي کرمي. به جا نياورديد؟ حق داريد، خيلي ها او را به جا نمي آورند، خيلي ها. پس از «مصطفي کرمي» مي نويسيم؛ فيلمبرداري که حين کار دچار برق گرفتگي شد و دست و پايش را از دست داد.حالا بيست و چند روز بعد است. از اولين روزهاي حادثه خبري کوتاه، چند عکس خبري را به خاطر مي آوريم. بعد چند خبر خوشحال کننده که قرار است کمک هايي براي «مصطفي کرمي» برسد. اينجا اما اهميت خبر به توليد است. پيگيري خبر؟ «مصطفي کرمي» سه هفته است که روي تختي در بيمارستان مهر افتاده و هنوز کمکي نرسيده است، گرچه خيلي ها قول داده اند، فقط قول داده اند.«همه فقط شعار مي دهند. همه مي آيند اينجا و با من عکس يادگاري مي گيرند. هيچ کس کمک نمي کند. همه شعار مي دهند.»اين حرف هاي مصطفي است که ميان هذيان مورفين و درد دست و پاي قطع شده به زبان مي آيد؛ «تصويربردار سفرهاي استاني رئيس جمهور بودم. من در 12 سفر دنبال او مي دويدم و تصويربرداري مي کردم. بابا درد دارم، چرا هيچ کس کمک نمي کند؟ براي رئيس جمهور نامه نوشتم اما حتي جواب نامه ام را نداد.»مي گويند بايد روحيه بيمار را حفظ کرد. همراهان همين کار را مي کنند. از کساني مي گويند که قول کمک داده اند. حتي از رئيس جمهور مي گويند که شايد هنوز نامه را نخوانده باشد و حتماً همين روزها جواب مي دهد. گرچه رئيس جمهور همين چند روز پيش در مراسمي براي تشکر از همراهانش در سفرهاي استاني شرکت کرد و آنجا جاي مصطفي چقدر خالي بود، «من هنوز طلبم را از دفتر رياست جمهوري نگرفته ام. هنوز دستمزدم را بابت تصويربرداري در سفرهاي استاني نگرفته ام...»حالا بيست و چند روز بعد است. ديگر مورفين هم علاج درد نيست. همراه مصطفي مي گويد بدنش به مورفين عادت کرده و ديگر آرام نمي شود. ميان درد زخم ها و درد نداشتن دست و پا، خيلي ها مي آيند و مي روند. حرف هاي همراه مصطفي را بخوانيد؛ «حوزه هنري خودش را کنار کشيده است. بعضي ارگان ها مثل خانه سينما، انجمن سينماي جوان و برخي اشخاص کمک هايي کرده اند اما فقط هزينه بيمارستان حدود 100 ميليون تومان مي شود. وزارت بهداشت هم در تلويزيون اعلام کرد که کمک مي کند. از طرف آنها تماس گرفتند و گفتند چون در بيمارستان خصوصي بستري است فقط يکي، دو ميليون کمک مي کنيم. بقيه کمک ها هم در حد حرف بوده و هنوز مبلغي دريافت نکرده ايم.»چند لحظه سکوت براي مصطفي به مفهوم فرو رفتن در هذيان مورفين است.«احساس مي کنم دست دارم ولي ندارم. چشم هايم را که مي بندم دست دارم. انگار انگشتانم را تکان مي دهم. فکر مي کنم دست هايم را باز و بسته مي کنم ولي من ديگر دست ندارم. اين همه از علم پزشکي حرف مي زنند، پس چرا درد من خوب نمي شود؟ پزشک ها مي آيند و مي گويند اصلاً به درد فکر نکن. فکر کن کنار دريا دراز کشيده اي و هيچ دردي نداري. مگر مي شود به درد فکر نکنم. آنها حرف خودشان را مي زنند اما درد هنوز هم هست. درد، درد بيچارگي، درد بدبختي، همه چيز هنوز سرجايش است. خيلي خسته شدم. همه کلافه شدن، خودم هم از دست خودم کلافه شدم. اي خدا، چه گناهي کردم من؟حالا بيست و چند روز بعد است. همراه مصطفي اشک هايش را پاک مي کند. مصطفي مي گويد؛ «خشک نمي شود، خودت را خسته نکن.» بعضي ها مي گويد مشکل از ناشناس بودن مصطفي کرمي است. اگر چهره اي شناخته شده بود، حالا اين همه درد نمي کشيد. اگر مصطفي مشهور بود، حالا ازدحام جمعيت خيابان زرتشت را کانون خبر مي کرد. همه براي کمک پشت در وقت مي گرفتند و... چه کنيم، مصطفي کرمي، بعد تبليغاتي ندارد،يکي از همراهان مصطفي مي گويد؛ «خيلي ها فکر مي کنند درد ما فقط پرداخت هزينه بيمارستان است. البته ما براي پرداخت اين 100 ميليون هم مشکل داريم اما مساله چيز ديگري است؛ مصطفي با دست و پاي قطع شده ديگر قادر به کار کردن نيست. نمي شود که او را کنار خيابان بگذاريم. هزينه دست و پاي مصنوعي، حداقل چيزي در همين حدود هزينه بيمارستان مي شود. او براي بازگشت به زندگي هم مشکل دارد.«مصطفي کرمي» چهره سرشناسي نيست و اين هم دردي است. شايد خيلي ها حتي هنوز ندانند که فاجعه اي برايش رخ داده است. روايت روزهاي گذشته تا امروز را از زبان «هادي آفريده» بخوانيد. او مستند سازي است که از روز اول کنار مصطفي بوده است؛ «طبق آمار وزارت ارشاد، سه هزار مستند ساز در ايران فعاليت مي کنند. از اين تعداد شايد فقط 50 نفر بيمه باشند. من پيش از اين فاجعه با مصطفي آشنايي نداشتم اما از روز اول تصويربرداري از او را آغاز کردم که شايد کمکي باشد. مصطفي در گروهي کار مي کرد که مشغول به تهيه فيلم کوتاه به تهيه کنندگي حوزه هنري بودند. سوژه فيلم کابل دزدي بود. آنها گرگان را براي محل فيلمبرداري انتخاب کردند. اداره برق قول همکاري داده بود و گروه هم با ذهنيت امن بودن محل کار بالاي دکل رفت.فيلم هايي که به وسيله تلفن همراه گرفته شده اند، حضور ماموران اداره برق بالاي دکل و اطمينان دادن آنها به گروه را نشان مي دهند. به اين ترتيب سهل انگاري اداره برق در وقوع اين فاجعه مشهود است. گرچه رفتار حوزه هنري هم قابل درک نيست. آنها تهيه کننده اين فيلم بودند اما سکوت عجيبي را در پيش گرفته اند. بيست روز پس از اين فاجعه، آقاي بنيانيان سکوت را شکست و گفت؛ ما فقط 2 ميليون کمک مي کنيم. اين هم وظيفه ما نيست، تنها به خاطر حس انسان دوستي کمک مي کنيم. اميدوارم حوزه هنري براي اين سکوت بي معني پاسخ قانع کننده اي داشته باشد.حالا بيست و چند روز بعد است. انگار هيچ کس براي کمک کردن دست ندارد. ما اما اميدواريم. اميدوار به پس گرفتن حرف هايمان، اميدوار به فراتر رفتن وعده ها از حد حرف و حتي اميدوار به ننوشتنمان از مصطفي يا به گونه اي ديگر نوشتن مان. لااقل ما اميدواريم به چشم هاي مسوولان که روي اين مطلب مي چرخند و لحظه اي پس از نقطه پايان. کاش اين مطلب جوابيه داشته باشد و ما ناچار شويم همه حرف هايمان را پس بگيريم. گرچه اينجا ديگر اتاق مصطفي نيست که دروغ مصلحتي مجاز باشد براي حفظ روحيه بيمار، پس اين شماره حساب را به خاطر بسپاريد؛ 210384448 بانک تجارت، شعبه مهر، کد 318 (کمک هاي مردمي براي مصطفي کرمي).

کدام يک شرعي ترند؟
حذف شوراي عالي محيط زيست يا فعال سازي آن
اعدام علني قاتلان قاضي مقدس
شيطان پرست ها در کرج دستگير شدند
اولين بازديد دستيار کميسر عالي پناهندگان ملل متحد از ايران
انگار هيچ کس دست ندارد
حال عمومي مجروحان حادثه فروشگاه رفاه شهرري خوب است
107 هزار تبعه غيرمجاز افغان تحويل اردوگاه هاي مرزي شدند
کنترل صوتي واحدهاي صنعتي و خدماتي گيلان

 حال عمومي مجروحان حادثه فروشگاه رفاه شهرري خوب است
فارس؛ مدير جانشين اورژانس تهران گفت؛ 8 مجروح حادثه فروشگاه رفاه شهرري از ناحيه سر و گردن و کتف دچار جراحت شده اند که حال عمومي آنها وخيم نيست. عبداللهي گفت؛ ما سعي کرديم دقايقي پس از وقوع حادثه به محل برسيم که پس از خارج کردن مجروحان به انتقال آنها به بيمارستان هفت تير شهرري اقدام کرديم. وي افزود؛ دليل اين حادثه ريزش سقف بوده که طي آن عده اي از طبقه فوقاني به پايين سقوط کرده اند . ساعت 23/18 عصر روز پنجشنبه سقف بخشي از ساختمان فروشگاه رفاه شهرري فرو ريخت که بر اثر اين حادثه هشت نفر مجروح شدند.به گفته مسوولان، ساخت غيراصولي ساختمان فروشگاه رفاه شهرري و تبديل غيرمجاز طبقه بالاي اين فروشگاه به تالار عروسي منجر به ريزش سقف آن شده است.


  107 هزار تبعه غيرمجاز افغان تحويل اردوگاه هاي مرزي شدند
ايسنا؛ استاندار تهران گفت؛ 107 هزار تبعه افغان غيرمجاز از ابتداي طرح اخراج دستگير و تحويل اردوگاه هاي مرزي شده اند. کامران دانشجو با اعلام تحويل 107 هزار نفر از اتباع افغان غيرمجاز به اردوگاه هاي مرزي براي اخراج از ابتداي شروع طرح تا پايان تيرماه گفت؛ استان تهران در شناسايي و اخراج اتباع غيرمجاز افغان رتبه اول را داشته است و بيشتر از سهم تعيين شده تبعه افغان اخراج کرده است. دانشجو همچنين در مورد ايرادات اعلام شده در مورد لايحه حريم شهر تهران براي بررسي مجدد که به دستور رئيس جمهور صورت گرفته است، گفت؛ استانداري پيش از اين نيز ايراد حقوقي را نظير جايگاه تصويب طرح در نامه اي به وزير مسکن اعلام کرده بود، اين موارد در جلسه اخيري که با رئيس جمهور برگزار شد، مطرح شد و ايشان دستور رسيدگي به اين موارد را اعلام کردند.


  کنترل صوتي واحدهاي صنعتي و خدماتي گيلان
ايسنا؛ مديرکل محيط زيست گيلان از کنترل صوتي واحدهاي صنعتي و خدماتي استان خبر داد. کامران زلفي نژاد گفت؛ «در سه ماهه نخست سال جاري با صداسنجي 15 واحد صنعتي و خدماتي در سطح استان، واحدهايي که احتمال ايجاد آلودگي صوتي آنها را به مراتب زياد مي کرد، مورد بررسي قرار گرفتند.» او گفت؛ «واحد محيط زيست انساني اين اداره کل در طول سال به نظارت اين واحدها پرداخته و ميزان بار صوتي آنها نيز جهت کنترل آلودگي صوتي در دستور کار قرار دارد.» او با بيان اينکه بر اساس استانداردهاي قوانين و مقررات حفاظت محيط زيست کشور، ميزان بار صوتي استاندارد در روز 55 دسي بل و در شب 45 دسي بل است، گفت؛ «مراجعه حضوري مردم در خصوص اعلام واحدهاي خدماتي که آلودگي صوتي ايجاد مي کنند مورد پيگيري اين اداره کل خواهد بود.»


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام