924 شماره
دوشنبه، 15 مرداد 1386
صفحه نخست :: فرهنگ :: موسيقي
نگاهي به برنامه «شب هاي موسيقي»
شب خوبي داشته باشيد
 مريم مهري


1 بخشي از شب هاي گرم تابستان تهران به «شب هاي موسيقي» اختصاص دارد که انجمن موسيقي آن را از سوم مرداد با شب خوزستان در تالار وحدت شروع کرده است. در اين شب ها که قرار است تا شهريور ادامه پيدا کند گروه هايي از هر استان انواع مختلف و فعال موسيقي آن استان را ارائه مي کنند و در شب مخصوص استان ها از قديمي ترهاي آن منطقه قدرداني مي شود.

«شب هاي موسيقي» در شلوغي کنسرت هاي مختلف و پرجمعيت در تهران با سکوت شروع شده است و با سکوت هم پيش مي رود.اين شب ها قرار است شب هاي مردمي باشد و عموم مردم در جريان موسيقي جاري در استان هاي مختلف قرار بگيرند اما چه کسي به آنها درباره اين شب ها اطلاع رساني مي کند؟ درباره اين برنامه فقط روزنامه ها نوشته اند که مخاطب خاص دارند. در سطح شهر هيچ نشاني از برگزاري اين مجموعه برنامه ها نمي بينيد. نه بيلبوردي و نه هيچ تراکتي. برگزارکنندگان فقط دغدغه برگزاري اين برنامه را دارند و هيچ فکري براي مخاطب و جذب آن نکرده اند. چه کساني قرار است مخاطبان اين برنامه باشند؛ مخاطباني که با بليت هاي مهمان صندلي هاي خالي تالار وحدت را پر مي کنند؟

انجمن موسيقي در اعلام برنامه هاي شب هاي موسيقي آورده است؛ «بر اين اساس اجراي گونه هاي مختلف موسيقي نظير موسيقي بومي اقوام ساکن در هر استان، موسيقي کلاسيک و موسيقي رديف دستگاهي هر استان مي تواند گامي بزرگ در پيشبرد و شناساندن فرهنگ آن استان به شمار آيد. استان هايي که هر يک از آنها گنجينه اي ناب و گرانقدر از فرهنگ ايراني را در خود جاي داده اند. اکنون همه چيز مهيا است تا موسيقي کشور، نوايي که سال ها به زمزمه نشسته بود را فرياد بکشد. سوم مرداد تالار وحدت شاهد اولين حضور از اين رويداد موسيقايي است که به همت هنرمنداني از خطه خوزستان شکل خواهد گرفت تا با همراهي 29 استان ديگر به سرانجامي آهنگين برسد.»

2 مثل هميشه درباره اين برنامه در آخرين دقايق تصميم گيري شده است.گروه ها به سرعت خود را به تهران رسانده اند و روي سن تالار وحدت حاضر شده و به اجراي برنامه پرداخته اند. مثل تمام جشنواره هايي که دفتر امور موسيقي وزارت ارشاد برگزار مي کند تا آخرين دقايق قبل از اجراي برنامه همه چيز در حالت تعليق بوده است. اين را مي شود از حرف هاي اعضاي گروه هاي شهرستاني فهميد. کرم قلاوند سرپرست گروه «هم آوا» از انديمشک به ايسنا گفته که گروه هاي شرکت کننده در اين برنامه از يک ماه قبل مشخص شده بودند، اما عملاً روز حرکت را همان روز اجرا به ما خبر دادند.

«ساعت 11صبح روز حرکت به ما اعلام کردند که چهار بعدازظهر بايد با اتوبوس عازم تهران شويم و اين باعث شد تمام افرادي که از قبل در تمرينات بودند را نتوانيم همراه خود ببريم، چرا که عده اي شاغل بودند و نتوانستند مرخصي بگيرند و عده اي هم در مسافرت بودند.يک خواننده و نوازنده براي اجراي مناسب حداقل به 10 ساعت استراحت نياز دارد که ما از آن محروم بوديم.با تمام اين مشکلات غيرت خوزستاني به ما اجازه نداد که کم بگذاريم و اجراي بسيار خوبي داشتيم.»مي شد اين شب ها را با برنامه ريزي اصولي تري پيش برد، برگزاري آن را به پاييز که ترافيک کنسرت هاي موسيقي کمتر است موکول کرد. شب هاي موسيقي در سالن برگزار مي شود و به مناسب بودن شرايط آب و هوايي براي برگزاري کنسرت ها در فضاي باز ربطي ندارد.

3 برگزار کنندگان تصور متفاوتي از مخاطب موسيقي در ذهن دارند. تصوري که با آنچه در عالم واقع وجود دارد متفاوت است. چند نفر را سراغ داريد که هم به موسيقي کلاسيک علاقه داشته باشند، هم موسيقي رديف دستگاهي ، هم موسيقي محلي و هم موسيقي پاپ؟ در حالي که قرار است در شب هاي موسيقي هر برنامه به تمام اين موسيقي ها اختصاص پيدا کند.

مخاطباني که براي ديدن کنسرت به تالار وحدت مي آيند براساس موسيقي اي که به آن علاقه دارند وقت مي گذارند نه براساس استاني که موسيقي از آن برخاسته است.

عده کمي هستند که مي آيند تا مجموعه فعاليت هاي يک استان را در زمينه موسيقي ببينند.

کساني که پژوهشگرند يا محقق که در اين صورت برگزاري چنين برنامه هايي کمک چنداني به آنها نمي کند. گذشته از اينکه براي تاثيرگذاري بر مردم و جذب مخاطب بايد به سمت آنها قدم برداشت و به سوي آنها رفت نه اينکه آنها را به سوي خود کشاند.

برگزارکنندگان مي توانستند اين برنامه ها را در محيط هاي مردمي تري همچون فرهنگسراها و پارک ها برگزار کنند، يا مثل تئاتر هاي خياباني در فضاهاي باز شهر تا مخاطبان بيشتري داشته باشند. در اين صورت نگراني از عدم اطلاع رساني يا دغدغه پر کردن صندلي هاي خالي سالن پيش نمي آمد.

4 تجليل از پيشکسوتان موسيقي استان ها هم بايد براساس انواع موسيقي باشد. به نام هنرمنداني که در بخش استان تهران از آنها تجليل شد نگاهي بيندازيد؛ جلال ذوالفنون، فرهنگ شريف، داوود گنجه اي و داريوش صفوت. تقريباً همگي موسيقيدانان سنتي و رديف دستگاهي هستند و نامي از نمايندگان انواع ديگر موسيقي در بين آنها نمي بينيد. در صورتي که اگر قرار است انواع موسيقي هر استان معرفي شود برگزارکنندگان بايد از چهره هاي شاخص انواع موسيقي تجليل کنند نه کساني که در طول سال هاي گذشته نام آنها را بيشتر از بقيه شنيده ايم.
استينگ يک بار ديگر با پليس روي صحنه
  مترجم : الهام طهماسبي

در هياهو و استقبال از اجراي دوباره در باغ مديسون اسکوار در چهارشنبه شب گذشته، گروه پليس (که آخرين کارهايشان سال پيش اجرا شده) آهنگ هايي از اولين و آخرين آلبوم هايشان را دوباره اجرا کردند.

اين اجرا براي اعضاي اين گروه که مدت ها دور از صحنه بودند، يادآور دوران کوتاه درخشش و اوج آنها بود.

و استينگ با تغيير يکي از آوازهاي قديمي به اسم «به شوي اندي سامرز خوش آمديد» به شعر «با تنهايي بسيار» به نوعي يادآوري کرد که چرا زمان گذشته است، بي اينکه اين گروه با هم همراه شوند. مطمئناً استينگ مديون استفاده از آقاي سامرز گيتاريست نابغه گروه است که احتمالاً خودش هم بايد همين منظور را داشته باشد، آن هم در لحظه اي که يک خط را همراه استوارت کوپرلند طبال گروه تکرار مي کرد هرچند پليس در آن روز خيلي همراهي نمي کرد. در طول دو دهه پيش يا چيزي در همين حدود استينگ بسيار در مرکز توجه قرار گرفت و در همين زمان بود که اعضاي گروه قبلي تصميم گرفتند از هم جدا شوند و هر کدام به راه خود بروند.

تور جديدي که در طول تابستان برگزار شد انشعاب يافت تا حدي که تنها يک بخش اصلي مثل قلب گروه بين سه نوازنده از آن باقي ماند تا بتواند تبديل به گروهي انعطاف پذير و ديناميک شود، گروهي که آنقدر پرانرژي است که انگار پر از فنر است و با هر تحرکي حياتي دوباره مي يابد. گروه پليس با تغيير چنداني نسبت به قبل روبه رو نيستند و در اصل از شهري به شهر ديگر برنامه آنها تقريباً بدون تغيير است. آهنگ «تخت بدون تو خيلي بزرگ است» با سر و صداي زيادي شروع مي شود که در عين انعطاف، الهام بخش است. آهنگ «حقيقت به همه ضربه مي زند» بيشتر از آنکه مصنوعي باشد نرم و لطيف است هرچند در ابتدا با رگه هايي از يک پانک پرسر و صدا و عصبي کننده شروع و با پژواک مشخص صداها آميخته مي شود.وقتي نوبت شوي اندي سامرز رسيد او تعداد زيادي سولو (تک نوازي) اجرا کرد که مثل ناله هاي شديد در قطعه «اشک آور» بود و از نظر اوج ها و تکرار ها غافلگيرکننده و بسيار خوب بود و به اصل و جوهر موسيقي نزديک مي شد.او بهترين آهنگساز گروه در اجراهاي اوليه بود که ذات و قلب آواز را با اجراي خود نشان مي داد. در چند نغمه آقاي کاپرلند از پله ها بالا مي رود تا قطعه اي را با سنج ناقوس و دهل هاي مختلف و زنگ هاي عظيم اجرا کند اما سرپرست گروه از او مي خواهد به فرم معمول خود در جايگاه طبل نوازي قرار بگيرد؛ جايي که او مشخص و برجسته از صداهاي ديگر مي تواند به چشم بيايد و مورد استقبال مردم قرار گيرد.

در آهنگ «در هر کار کوچک او جادويي است» ريتم پرهيجاني وجود دارد که مثل شليک مکرر يک گلوله تکرار مي شود.صداي استينگ به عنوان يک خواننده عالي است و بهترين فرم را در وضعيت يک تک خوان دارد. او گروه را از دو سو کارگرداني مي کند و اغلب به طرزي عجيب در وضعيت خوبي ظاهر مي شوند. البته آوازهاي او شايد بزرگ ترين دليل و موتور محرک موفقيت گروه پليس است. (همان طور که قبلاً هم بود.)

به دليل وجود تکانه ها و صداهاي ضربتي تفاوت هاي کوچکي در آنچه به تنهايي اجرا مي کرد، با اين اجرا وجود دارد؛ مثلاً کار «راکسان» بيشتر از آهنگ «صداهاي درون سر من» تحسين برانگيز است.استينگ درباره اين اجرا مي گويد؛ «ما تاريخچه اي طولاني در اين شهر داريم.» او به گروه «سي بي جي بي» در سال 1978 اشاره و اضافه مي کند که ما به شکلي اتفاقي در اين مکان «باغ مديسون اسکوار» برنامه اجرا کرديم.او در صحبت خود کوچک ترين اشاره اي به آخرين اجراي گروه پليس در نيويورک در سال 1938 در استاديوم «شه آ» نمي کند (جايي که گروه اجراي پر شوري هم داشت) و شايد به اين خاطر که برخي تاريخچه ها بهتر است گفته نشوند به خصوص وقتي قرار است در مناسبات آنها تجديدنظر شود.

منبع؛ نيويورک تايمز

روح «ومد» باران و خاک را به مبارزه طلبيد
  مترجم : آزاده فرامرزيها
ومد (Womad) بزرگترين و معروف ترين جشنواره موسيقي ملل (World Music) به دليل بارش بي وقفه باران در طول هفته به گلواره (،) تبديل شد. اما بي توجه به اين اتفاق ومد بيست و پنجمين دوره خود را در ويلتشاير،خانه هميشگي اش، و با حضور هزاران نفر از جمله يکي از بزرگترين پايه گذارانش پيتر گابريل برگزار کرد (هرچند مکان اصلي اجراي آن از ردينگ به پارک چارلتون منتقل شده بود). اين براي ستاره پيشين گروه «جنسيس» نوعي بازگشت به خانه بود؛ نواختن در کنار خانواده و دوستانش و طرفداراني که به آهنگ هاي درخواستي شان در وب سايت او راي داده بودند. آثاري مثل Blood of Eden، No Self Control، Sledgehammer و Solsbury Hill که در فهرست ترانه هاي او قرار گرفتند. پيتر گابريل توسط کساني چون «ري چارلزهاي کامبوجي»، کونگ ني و گروه موريتانيايي Daby Tourژ همراهي مي شد.

زمين برگزاري فستيوال مثل رب شکلاتي شده و صداي چلپ چلپ پاي شرکت کنندگان دائماً شنيده مي شد اما هيچ کدام از کيفيت هاي «بوهمي» ومد تغييري نکردند.

به علت شرايط جوي خاص زمان بندي اين جشنواره، زمان برگزاري امسال چندين بار تغيير کرد. رسيدن به پارک چارلتون، محل برگزاري جشنواره، به يک ساعت و نيم رانندگي نياز دارد که آن نيز با هاي و هوي رگاي توتز و ميتالز لبخندي به چهره رانندگان خسته مي آورد.

چامباوو يکي از گروه هاي اسپانيايي است که در چند سال اخير در فستيوال حضور پيدا مي کند و سبکي تلفيقي از پيوند سنت و مدرنيته دارد. ليلا داونز خواننده اين گروه که فلامنکو را با موسيقي سول و رپ به هم آميخته، به سبک و سياق فرهنگ مکزيکي/ امريکايي موهاي بسيار بلندي بر سر گذارده بود و آدم را به ياد فريدا کالوي نقاش مي انداخت، که گروهي ترتيب داده و به اجراي موسيقي پرداخته است،

سزاريا اوورا در برنامه روز شنبه جشنواره پيش از گشودن دهانش براي خواندن به شدت مورد تشويق مخاطبان قرار گرفت و اين شور و هيجان اندکي او را گيج و مبهوت کرد. از شلوغ بازي هاي کيپ ورد در اين دوره خبري نبود. بيشتر ترانه هاي او غمگين و پر از احساسات بودند و تنها دفعه اي که بر روي صحنه حرکت کرد زماني بود که براي يک استراحت کوتاه نشست و سيگاري روشن کرد، در حالي که گروهش به نواختن ادامه مي دادند. اما در نهايت با ترانه پاياني اش Besame Mucho توانست جمعيت مخاطبان را به تحرک وادارد.

تنوع کار سندي استيتون فوق العاده بود. موسيقي او به همه جا سرک کشيد؛ از سول تا موسيقي مذهبي و ديسکو.

دراي ايلند برنامه اش را در دريايي از گل اجرا کرد، اما اجراي زنده ترانه The Imagined Village دوباره درهاي بهشت را به روي طرفدارانش گشود.

سيمون امرسون از چندين موسيقيدان از جمله بيلي براگ، مارتين و اليزا کارتي، جاني کالسي از بنياد Dhol و شيلا چاندرا دعوت به عمل آورد تا به تفسير سنت هاي موسيقي فولکلور بريتانيا بپردازند. اين گروه همچنين در تهيه ويدئويي درباره تام لين شاعر قرن پانزدهم با بنجامين زفانيا، شاعر، همکاري کردند.

از ديگر گروه هاي شرکت کننده در فستيوال مي توان به کلاب دو بالانکو از برزيل اشاره کرد که به اجراي سامبا پرداخت، ديويد دي اور از اسرائيل سرودها و ادعيه مذهبي يهوديان را با موسيقي در هم آميخت و جمي کالن و برادرش بن که سعي کردند تجربيات جديد خود را در بداهه نوازي به نمايش بگذارند- اگرچه موسيقي جاز/ فانک آنها خارج از محدوده ومد بود اما مخاطبان را بسيار به هيجان آورد.

برگزارکنندگان جشنواره ومد معتقد بودند که چارلتون مکان مناسب تري براي اين جشنواره بوده و آنها ديگر به ردينگ برنمي گردند. پارک چارلتون وسعت بيشتري دارد اما آب و هواي خوب نياز است تا بهترين داوري درباره مکان انجام پذيرد.

منبع؛بي بي سي
در حاشيه شجريان بودن خوشايند است
مهر؛ زندگي در غربت و تحمل بيست سال دوري ناخواسته از ايران به من آموخت که بايد عاشق کار بود تا بتوان در مسير درست جاري شد و بايد بگويم که من عاشقانه با موسيقي زندگي مي کنم. مجيد درخشاني در گفت وگويي که در روزهاي برگزاري کنسرت گروه آوا انجام شد از دغدغه ها و دل نگراني هاي خود براي موسيقي با ما سخن گفت.

***

همکاري با گروه موسيقي «آوا» تا حدي نام و فعاليت شما را تحت الشعاع نام آقاي شجريان قرار مي دهد و به نوعي در سايه ايشان باقي مي مانيد، اين براي آهنگساز و نوازنده پيشکسوتي مثل شما که چند گروه مستقل هم دارد ايراد نيست؟

به موضوع خوبي اشاره کرديد، اين انتقادي است که از سوي بسياري از دوستانم بر من وارد است و من هم با کمال ميل مي شنوم اما نکته قابل توجهي است که در کنار استاد شجريان کار کردن خواه ناخواه آدم را به سايه مي کشاند ولي با وجود اين حرف و حديث ها من گمان مي کنم که بايد برخي از واقعيت ها را پذيرفت و هر کس جايگاه خود را در کار و حرفه اش بداند. زماني که جوان بودم و به نوعي علاقه مند به موسيقي، صداي استاد را با ولع گوش مي دادم و نکات بسياري از ايشان ياد مي گرفتم. اصلاً ديدن او براي من يک آرزو بود تا اينکه بعد از گذشت سال ها فرصتي دست داد تا کنار او باشم. به همين دليل حتي اگر به واسطه اين همکاري هم در حاشيه قرار بگيرم خوشايند است ضمن اينکه اگر در کنار او ساز مي زنم دليل بر اين نيست که من هم رتبه و هم سطح با ايشان هستم و من به هيچ عنوان چنين ادعايي نمي کنم و معتقدم که بايد مرحله استاد و شاگردي را هميشه در نظر داشت، ضمن اينکه حضور در کنار استاد باعث مي شود که يک نوازنده، صاحب موقعيت ويژه تري در نگاه و قضاوت عمومي شود چراکه به واسطه شنيدن صداي استاد با طيف وسيعي از شنونده ها ارتباط برقرار مي کند.

 پيش بيني شما از قضاوت مردم از کنسرت اخيرتان به اتفاق آقاي شجريان چيست؟

من فکر مي کنم اين کنسرت به يکي از اجراهاي خوب در طول سال تبديل شود چون همه گروه خوب کار کرده اند و شور و حرارت مردم شب اول کنسرت نويد شب هاي بهتر و پرشورتري را مي دهد و گروه هم آماده است تا کنسرتي در شأن مخاطب البته در شب هاي باقيمانده اجرا کند. 

حضور شجريان را چطور مي بينيد؟

نقش اصلي با استاد است چراکه اکثراً براي شنيدن صداي استاد به کنسرت مي آيند ولي مردم در کنار صداي خوب، موسيقي خوب هم مي خواهند و هر چقدر موسيقي از لحاظ محتوا قوي باشد تاثيرگذارتر خواهد بود و مي تواند شنونده را راضي کند، ضمن اينکه محتوا هم مهم است چون به نظر من محتواي يک کار بايد به گونه اي باشد که مخاطب علاوه بر لذت از شنيدن يک موسيقي خوب از لحاظ محتوا نيز بايد احساس رضايت بکند. 

نظرتان در باره نوع سازبندي و چگونگي چيدمان افراد کنار هم در اين کنسرت چيست؟

حضور پيشکسوتان کنار هم در اين کنسرت مغتنم است ولي به نظر من اگر اين امکان وجود داشت که چند ساز ديگر مانند سنتور و ني که از جمله سازهاي مکمل هستند نيز اضافه مي شد بهتر بود و به نوعي حجم ارکستر بالا مي رفت و مي توانست کنسرت را خوش رنگ تر و خوش نوا تر کند چراکه اين رنگ آميزي مي توانست به اجراي صحنه اي کمک کند چراکه معتقدم اجراي صحنه اي بايد متفاوت تر از آلبوم هاي ضبط شده باشد. به گمان من ماهيت موسيقي ايراني مثل شنيدن يک غزل از حافظ است به اين معني که وقتي براي اولين بار غزل حافظ را مي شنويم شايد در نگاه اول متوجه معنا و مفهوم آن نشويم. در واقع با چندين و چند بار شنيدن مفهوم کاملاً تفهيم مي شود و پس از بارها و بارها شنيدن مي توان به رمز و راز غزل پي برد. در نتيجه موسيقي ايراني هم به همين شکل است يعني خيلي از ريزه کاري ها و ويژگي هاي اين نوع موسيقي رو نيست، بنابراين يک ساز با تمام قابليت هايي که براي اجراي صحنه دارد - به ويژه اگر اين ساز دست يک استاد باشد- ممکن است تا پايان اجرا به صدايي يکنواخت تبديل شود و اگر اين رنگ آميزي در سازبندي و چيدمان سازها در اجراي صحنه صورت نگيرد کنسرت مورد نظر خسته کننده و ملال آور مي شود. بنابراين اجراي صحنه اي خيلي مهم و بسيار حساس است به همين دليل تعدد ساز با تعريف هاي مشخص در چيدمان مي تواند در اجراي صحنه اي رنگ و جذابيت ايجاد کند.

 اين ترکيب بندي و رنگ آميزي چه تاثيري روي آواز دارد؟

در مورد شخصي مثل استاد شجريان تاثيري ندارد، چون ايشان کارش را بلد است و تاثير چنداني در چگونگي آوازخواني او ندارد ولي براي شنونده از نظر ايجاد فضاي صوتي مناسب و تاثيرگذارتر خواهد بود.

 اين پيشنهاد با گروه مطرح شده؟

بله، مطرح شده و من هم به عنوان عيب کار اين مطلب را متذکر نمي شوم. يک وقت سوء تفاهم نشود طرح اين موضوع تنها يک سليقه شخصي است.

شب خوبي داشته باشيد
استينگ يک بار ديگر با پليس روي صحنه
روح «ومد» باران و خاک را به مبارزه طلبيد
در حاشيه شجريان بودن خوشايند است
کنسرت ارکستر مجلس کسري در نياوران
انتشار لالايي هاي مادران
مي خواهم درد را به شنونده منتقل کنم
کارگاه آهنگسازي و نوازندگي گيتار

  کنسرت ارکستر مجلس کسري در نياوران
فارس؛ ارکستر مجلس کسري به رهبري «فرهاد قاضي زاده» 23 و 24 مرداد در فرهنگسراي نياوران کنسرت برگزار مي کند. «فرهاد قاضي زاده» رهبر اين ارکستر گفت؛ اين ارکستر ترکيبي از نوازندگان ارکستر سمفونيک تهران، ارکستر صدا و سيما و فارغ التحصيلان هنرستان موسيقي است که زير نظر «ايرج صهبايي» و «تنگيز شاولو خاشويلي» از گرجستان کار مي کنند. من نيز به عنوان نماينده اين دو استاد ارکستر مجلس کسري را رهبري مي کنم. او افزود؛ در اين اجرا که دومين کنسرت ما در طول يک سال گذشته است، ترکيبي از قطعات دوره هاي رمانتيک و رمانتيک متاخر، اورتور آرايشگاه شهر سويل، اثري از وردي، خاچاطوريان و... را اجرا خواهيم کرد. «قاضي زاده» درباره انتشار آثار اجرا شده در کنسرت در قالب آلبوم موسيقي گفت؛ براي اينکه به مرز ضبط کردن برسيم نياز به عناصري داريم که به استانداردهاي لازم برسيم. بر اين اساس ضبط قطعات اجرايي مان و قرار دادن آنها در يک مجموعه براي ما زود است.


  انتشار لالايي هاي مادران
فارس؛ مجموعه لالايي هاي مادران در فرهنگ هاي مختلف، توسط دو پژوهشگر و محقق موسيقي گردآوري و در قالب کتاب، آلبوم موسيقي و فيلم منتشر مي شود. پروين بهمني محقق و پژوهش موسيقي مقامي و حيدر ساجدي آهنگساز و محقق موسيقي که چند سالي است در مورد لالايي ها و فرهنگ شفاهي اقوام مختلف ايران در حال پژوهش و تحقيق هستند، پروژه خود را در سطح بين المللي وسعت داده اند و با حمايت هنرمندان چندين کشور از جمله ترکيه، تاجيکستان، کوزوو، آذربايجان و ايتاليا قصد جمع آوري و انتشار مجموعه اي از لالايي هاي مادران در فرهنگ هاي مختلف را دارند. در اين پروژه علاوه بر پروين بهمني و حيدر ساجدي، دامون شش بلوکي(مدير توليد و گردآورنده فرهنگ شفاهي قشقايي)، کافکا سيالي (رئيس دانشکده ادبيات دانشگاه ارز روم ترکيه)، مهمت بوتوچ(رئيس شبکه تلويزيوني يني دونم از کوزوو)، علي شامل (استاد موسيقي از جمهوري آذربايجان)، عبدالولي عبدالرشيد (استاد موسيقي از تاجيکستان) و تعدادي از هنرمندان دانشگاه بل ارت از ايتاليا همکاري مي کنند. نتيجه اين تحقيقات قرار است در قالب کتاب، آلبوم موسيقي و فيلم به صورت يک مجموعه واحد با هم منتشر شود.


 مي خواهم درد را به شنونده منتقل کنم
مهر؛ ارکستر سمفونيک تهران به رهبري لوريس چکناواريان روز 19 مرداد ماه همزمان با شب مبعث پيامبر به مدت 10 شب سوئيت سمفوني «رسول عشق و اميد» را در تالار وحدت اجرا مي کند.

چکناواريان رهبر مهمان ارکستر سمفونيک تهران درباره روند تمرين ارکستر گفت؛ پيشرفت کار خيلي خوب است. با اينکه بعضي از قطعات اين سوئيت سمفوني سخت است، اما نوازندگان جوان ما به خوبي از عهده اجراي آن برمي آيند و من خوشحالم که اکثر اعضا جوان هستند و مي توانند براي کارهاي آينده ترقي و پيشرفت چشمگيري داشته باشند. وي در توضيح قطعه امام حسين گفت؛ من فقط در سه يا چهار مورد، از ملودي ها و تم هاي تعزيه و عزاداري ها استفاده کردم. بقيه قطعات ساخت خودم است و مي خواستم درد را به شنونده انتقال دهم، چيزي که تصور خودم بود. چکناواريان افزود؛ همان طور که در ساخت اپراي رستم و سهراب که يک کار ملي است از قطعات مذهبي استفاده کردم اين بار نيز مايل بودم که بعضي از ملودي ها و تم هاي اصيل تعزيه ها و عزاداري هاي ماه محرم را به صورت قطعات موسيقي دربياورم و مفاهيم مذهبي ايران را به زبان بين المللي موسيقي تبديل کنم تا همه دنيا حرف ما را بفهمند. اميدوارم از اين دست کارهاي مذهبي در جهت شناساندن فرهنگ و سنت کشورمان بيشتر نوشته شود. چکناواريان در توضيح قطعات و متن آنها افزود؛ داستان از زندگي حضرت مسيح آغاز شده و برگشتي به آغاز خلقت بشر دارد. سپس به اوج داستان که تولد حضرت محمد (ص) است مي رسد (فتح مکه، مبعث، هجرت، وفات و...) و بعد به زندگي حضرت علي(ع) و ديگر امامان تا به غيبت امام زمان مي رسيم و متن قطعات هم برگرفته از قرآن مجيد است. وي در پاسخ به اينکه چه عاملي باعث زنده نگه داشتن يک اثر هنري مي شود، گفت؛ هنر از مردم به وجود مي آيد و به مردم برمي گردد و مردم هم باعث نگهداري از آن مي شوند و بايد بگويم که دولت هم بخشي از مردم است. چکناواريان درباره پيش بيني اش از استقبال مردم از اين برنامه گفت؛ هنر چيز عجيب و غريبي است، نمي توانم پيش بيني بکنم و چيزي بگويم. اما اگر کار در تهران موفق شود آن را در شهرستان ها و خارج از ايران هم اجرا مي کنيم.


  کارگاه آهنگسازي و نوازندگي گيتار
خبرگزاري ميراث فرهنگي؛ مهرداد پاکباز کارگاه سبک شناسي، آهنگسازي، تنظيم و نوازندگي براي گيتار را برگزار مي کند. او دکتراي موسيقي در رشته نوازندگي و تدريس گيتار خود را از وين اتريش دريافت کرده است و اثري به نام «گفت وگو» را سال گذشته منتشر کرد. طول مدت دوره آموزشي 12 ساعت است و طي روزهاي 16 تا 18 مرداد برگزار مي شود و علاقه مندان مي توانند تا 15 مرداد براي ثبت نام در اين کارگاه و تا روز 26 مرداد براي شرکت در کارگاه سبک شناسي اقدام کنند. کارگاه سبک شناسي و آهنگسازي نيز روز هاي 27 تا 29 مرداد ماه در محل آموزشگاه پارس برگزار مي شود و شرکت کنندگان فعال گواهي دريافت خواهند کرد.


نرم افزار خبر : شرکت ارتباطات نوین فرانام