به وضوح می توان دریافت شیرینی کیک قدرت در ایران لذیذتر از آنی است که تنها به دلیل رجوع به فضیلت اخلاقی و یا جوانمردی عیارانه گروهی که آن را چندان راحت نیز به دست نیاورده اند، از تصاحب دائمی آن صرف نظر کنند. از سوی دیگر اصلاح طلبان که ظاهراً در سه جریان عمده سیاسی تجمیع کرده اند، حال چه حقیقی و چه واقعی به صرافت دریافته اند که فایده همگرایی شان بسیار بیشتر از افتراق و واگرایی شان خواهد بود. البته بدون آنکه بتوانند برای ورود به عرصه انتخابات هشتم مجلس شورای اسلامی به طراحی یک مهندسی سیاسی - اجتماعی انتخاباتی برسند، نباید چندان امیدوار به این رقابت نابرابر باشند.در این میان اصلاح طلبان با چند مشکل اساسی روبه رو هستند؛
1- آنها به درستی نمی دانند که برای عبور از هفت خوان صلاحیت آیا باید نیروهای شاخص خود را به صحنه آورند یا نیروهای ناشناس خود را؟ این سردرگمی از آنجا نشات می گیرد که در صورت ورود نیروهای سرشناس هزینه ردصلاحیت را هم برای جریان سیاسی خود و هم جریان مقابل بسیار بالا می برند. در صورتی که از نیروهای ناشناخته تر خود استفاده کنند با دو اشکال اساسی روبه رو خواهند بود. الف - کسب اعتماد عمومی در میان مردم با چالش روبه رو خواهد شد. ب - قدرت اثرگذاری و بازی سازی عناصر انتخابی جدید موجب آزاد شدن تمام انرژی آنها نخواهد شد.
2- هیچ دورنمایی از مکانیسم روشن تایید صلاحیت ها وجود ندارد. با این وضعیت اصلاح طلبان تنها در فضای مه آلود و در مواجهه با حدس و گمان پیش می رانند. این وضعیت بغرنج از آنجایی ناشی می شود که آنها پذیرفته اند تحت هر شرایطی در چارچوب سیاسی موجود رفتار کنند. این وضعیت سبب جدی تر شدن رقیب می شود. آنها با علم به این شرایط قواعد بازی را یک طرفه به هم ریخته و فضاهای جدیدی را ایجاد می کنند. سازماندهی و هدایت منازعه در چنین شرایطی رفتن آرام با بلمی به سوی آبشار است.
3- اصلاح طلبان بیش از آنکه مدیون هوشمندی سیاسی و آسیب شناسی منصفانه جریان خود باشند، مدیون اشتباهات استراتژیک رقیب هستند. زیرا حذف آنان از صحنه سیاسی هر چند با معیارهای شناخته شده سیاست صورت نپذیرفت، اما خود در ناکارآمد نشان دادن توانایی هایشان بی نقش نبودند. اصلاح طلبان شبیه قهرمانان داستان های فرانتس کافکا بودند. شخصیت هایی که نمی توان در آغاز و پایانشان به داوری نشست و همگی گرفتار سوءتفاهماتی بنیادین هستند.دولت احمدی نژاد بزرگترین شانس را به اصلاح طلبان داد که مجدداً به کسب وجهه و اعتبار در سطح جامعه امیدوار باشند. اما یادمان نرود بد بازی کردن حریف همیشه نمی تواند موجب رستگاری شود. مهم خودانتقادی صریح و علمی در اردوگاه خودی است.
4- تمام ظرفیت سیاسی اصلاح طلبان حول مثلثی در حال شکل گیری است که به نظر می رسد زوایای آن مثلث حداقل شواهدی مبنی بر طراحی یک مهندسی سیاسی انتخاباتی همه جانبه به دست نمی دهند.عجیب تر آن است بیش از آنکه رهبران جریان اصلاح طلب - خاتمی، کروبی و هاشمی - خود را در وضعیت پیشرو و هدایت این مهندسی نامیده باشند، عقبه اصلاح طلبان آنها را در چنین منزلتی نشانده اند لذا این نگرانی می رود که خاتمی با ملاحظات اخلاقی و امساک سیاسی، کروبی با تمرکز بر پرهیز از تندروی و هاشمی با منزلت سیاسی خود در حاکمیت عملاً نتوانند در موقع بحرانی انتخابات به جریان اصلاح طلب کمک چندانی کنند.
حداقل در انتخابات قبلی مجلس شورای اسلامی، کروبی به عنوان رئیس مجلس ششم و خاتمی به عنوان رئیس جمهور به رغم توافقات عالیه نتوانستند به اهداف خود دست یابند. امروز وضعیت آنها به مراتب از چهار سال پیش شکننده تر است.